X
تبلیغات
پهلوان

دو دستگی و دو گانگی نباید  ورزش ملی ایران را به نیستی بکشاند زورخانه از یاهو عیاران خالی مانده

ورزش باستانی از هنگامی آغاز شد و شکل گرفت که مردم ایران تحت نفوذ و استیلای اعراب قرار گرفتند و در اوج اختناق که زاییده چنین موقعیت های سیاسی است راه چاره می جستند در این هنگام بود که شیفتگان آزادی و آزاد مردی زیر نام عیاران علم مخالفت با خلفای عرب را برافراشتند و با دلاوری ها و از جان گذشتن ها آنقدر ستیز کردند به حکومت انان در ایران خاتمه دادند از آن پس نام عیاران چهره کرد و این مردان آزاده به مقتضای خصلت جوانمردی و صفای باطن جدا از متش های انسانب و کو شش های مردمی راه گشای ورزش باستانی شدند و در این راه کسانی چون پهلوان خوارزمی پوریای ولی سردمدار آزادگی بودند و پس از خود علم مردی را به نامدارانی پون اکبر یزدی و جوانمرد قصاب و دیگران سپردند امروز روز ورزش باستانی رسالت خود را فراموش کرده است همانطور که ورزشکار باستانی رسالت خود را فراموش کرده است امروز خصلت ها دگرگون شده و از گذشت و صفای باطن خبری نیست و اگر هم هست مجال نمایش آن نیست پیشکسوت(زنگی)روزگاری بود که زورخانه میعاد بندگان پاک خدا و برگزیدگان راه حقیقت و مردانگی بود و گود زورخانه همچون خانه خدا حرمت داشت در آن روز اگر ورود پهلوان نامداری را با تک زنگ مرشد و صلوات زورمندان بیریا گرامی میداشتند و لقب پیشکسوت به حق کسی داده می شد امروز هر که پول بیشتری در کیسه مرشد داد پیشکسوت و پهلزان می شود چرا که ارزشها نهادهای پهلوانی بی ارزشی گراییده است چرا که بی نیازی دیگر معنایی ندارد و چرا که خود چنین می خواهیم و این ما هستیم که از پهلوانی جدا می شویم تا قهرمان بسازیم روزگاری برای پهلوان شدن باید سلسله مراتبی طی میشد به کسی پهلوان صاحب زنگ می گفتند که مدارج پهلوانی را طی کرده باشد و حالا آن که به دیناری پهلزانی خریده است هر دو زنگی می شوند .

مراسم گلریزان

یکی از پهلوانان قدیمی که در این راه موی خود را سفید کرده درباره مراسم گلریزان چنین مب گوید از سنتهای پسندیده و مردمی ورزشکاران باستانی یکی هم برگزاری مراسم گلریزان بوده اگر ورزشکاری به اصطلاح زمین می خورد به همت پیشکسوتان وسایر پهلوانان از گروهی صاحب زر دعوت میشد تا در یک روز معین به زورخانه بیایند و در جمع حاضر هر کس به فرا خور حال پولی هدیه میکرد و این پول بوسیله یکی از ریش سفیدان معتمد محل به طریقی که موجب شرمساری کمک گیرنده نباشد به او هدیه میشد این شیوه انسانی تنها شامل حال زمین خوردگان نبود این یک رابط انسانی بود این یک خودیلری مردمی بود که انجامش را پهلوانان روزگار بر عهده داشتند اما حالا آن کسی که به مدد چاقو اسمی برزبانها میگذارند اگر ار بد حادثه گرفتار نظم و قانون شد و چند صباحی را در خلوت باز داشت گذران عمر کرد وقت خلاص برایش گلریزان می کنند و این راهی نیست که رسالت پهلوانی را بشناسند.

پهلوانان قهر کرده اند

این حقیقتی است که امروزه زورخانه ها همان اماکن مقدس از هیاهوی پهلوانان خالی است گویی غبار غم فضای خانه ها را گرفته است می پرسم چرا؟پاسخم می گویند پهلوانان از خانه خود قهر کرده اند چرا که از آنها نامی نیست چرا که به آنها توجهی نمی شود و چرا که معیارهای جوانمردی و زورمندی جابجا شده است کشتی را از گود به تشک منتقل کرده اند و هر کس داعیه ای دارد در گذشته کشتی 320شگرد داشته 320 بدل در گذشته یک کشتی گیر ساعتها با حریف در تک و تاب بود و امروز آنقدر توانها فرسوده شده که دقایقی پس از اغاز مبارزه نفس ها می برد چرا این ورزش سنتی و باستانی باید بمیرد مگر در طول همین سالهای اخیر از این رهگذر کم افتخار نصیب ما شده است می پرسم چاره چیست می گویند چاره چیست می گویند چاره اسان است اینها که امروز از خانه خود قهر کرده اند اینها که روزگاری به مدد خصلت مردانگی وشرف و از روی صفای باطن در ورزش باستانی به جایی رسیده اند ایتها را دعوت کنید از اینها بخواهید تا نسل جوان را تربیت کنند اینها نه پولی می خواهند نه توقعی دارند فقط احترام می خواهند احترامی در حد یک پیشکسوت آنگاه به داوری بشینید و نتیجه کار را ببینید که پگونه کشتی این ورزش ملی دوباره اوج می گیرد

زورخانه جایگاه جوانمردان

از کم و کیف زورخانه می پرسم و اینکه حال و هوای این باشگاه های سنتی چگونه است می گویند طهران چندین زورخانه دارد که هر کدام ماهانه چقدر از سازمان ورزش می گیرند اما مگر می توان با این پول هزینه های غیر قابل اجتناب یک زورخانه را تامین کرد یک زورخانه به طور متوسط باید دو کارگر داشته باشد که حد متوسط حقوق آن چند هزارتومان باشد تعجب اور نیست هر چتد وقت یکبار شاهد تعطیل یک زورخانه می شویم بی رغبتی علاقه مندان به حرفه مرشدی نیز مزید بر علت است و فقدان مرشد واقعی درد دیگری است که زورخانه را تهدید می کند مرشدها حقوقی ندارند و حمایت نمی شوند و در این صورت است که برای کسب درامد و جلب نظر طالبان نام هر کس از در زورخانه وارد می شود برایش ضرب می گیرند تا انجا که پوست ضرب پاره می شود در پایان انعامی داشته باشند سازمان ورزشوعده می دهد که برای مرشدها حقوق و بیمه تعین خواهد کرد حتی مرشد ها  درجه بندی شدند اما تمام حرفها وعده بود و بس.

همبستگی یا نفاق؟

هنوز حرفای زیادی برای گفتن است و چه بهتر که از زبان کسی باشد که خود سالها در متن مسایل ورزش باستانی قرار دارد و نامش با ورزش باستانی همواره همراه است پای صحبت یکی از قدیمی ترین صاحبان باشگاه که در زمینه ورزش باستانی صاحب داعیه و حرفی است می نشینیم و از او می خواهیم تا به انجه که از جانب پهلوانان واقعی اظهار شد حرفهایی بیافزاید .در باشگاهی که به نام خود اوست دیدار می کنیم همچون دوران جوانی با نشاط و سرحال  می ماند و سخت در تلاش است تلاش برای برگزاری مسابقه ای بین یلان  امرووز زورخانه آنها که با گود قهر نیستند می گویند ورزش باستانی متعلق به گروه خاصی نیست  مال همه مردم  است مال کسانی است که پیرو علی (ع) هستند و مال آنها که می خواهند تربیت ایرانی داشته باشند و با خوی  وخصلت ایرانی که مطهر صفا و پاکدلی است زندگی کنند اما دریغ که زورخانه این خانه مولا به نفاق ودشمنی آلوده شده است و پیشکسوتانی که ما برایشان احترام قایلیم دارند تیشه به ریشه این میراث گرانبها می زنند نخستین وجه امتیاز یک پیشکسوت گذشت و جوانمردی است اما من شرم دارم بگویم که امروز ورزشکاران ورزش باستانی  را ادمی خودخواه می شناسند و این عیب بزرگی است .

می پرسم چند سالی است که از مسابقات پهلوانی کشور خبری نیست و بازوبند پهلوانی دیگر در بازوی گردها نمی درخشد شما که مسول ورزش باستانی کشور  هستید تعطیل این مسابقه را چگونه توجیه می کنید؟می گویند که از مشکل ها و نابسامانی ها ی ورزش باستانی سخن گفته اند ایا خود نمی داننند که عیب کار از کجاست ؟آنها نمی دانند که این خودخواهی های ما و این نفاقهای ماست که همه ارزش های مشخص و والای روحیه ورزشی را به پوچی و بی ارزشی کشانده است تا انجا که پهلوانی بی مهنی جلوه کند وقتی اجازه نمی دهند که نوجوانان و جوانان در گود خود نمایی کنند چگونه می توان انتظار داشت که مسابقات پهلوانی کشور هم برگزار شود من از همه پیشکسوتان از همه آنها که داعیه جوانمردی و سلوک دارند صمیمانه تقاضا می کنم زنگار کدورت را از دل بشویند و دست در دست یکدیگر بگذاریم تا پایه های متزلزل  ورزش باستانی را استوار کنیم  بگذاریم این مکتب ادمیت وپایمردی و جوانمردی دوباره عظمت دیرین خود را باز یابد به مولا علی سوگند که می دانم دلهای من و همه شما پاک است فقط کمی گذشت و همت .....این انتظار بزرگی است؟دست علی (ع)به همراه همه باد.....

ابزار ورزش باستانی

حرکات و روشهای ورزش باستانی که از حرکات رزمی که بوسیله گروهی جوانمردی و آزاده و مدافع بیدار دل آغاز گردید وناگریز به گودهای زورخانه برده شده اینان را به اعتبارر نام تاریخی شان عیاران،فتیان و جوانمردان می خوانند این افراد با استفاده از ابزار چوبی و سنگی و فولادی که شباهت مشخصی به آلات جنگ نداشت آمادگی کاربرد ابزار جنگی را در خود تقویت می کردند .

پوریای ولی پهلوانی افسانه ای که زمانی در مسجدی به پیرزنی بر می خورد که دعا میکند پسرش در کشتی با پوریای ولی پیروز بشود پوریای ولی در چهره یک بیگانه به پیرزن قول می دهد که پسرش حتما بر رقیب فایق خواهد آمد روز موعود پوریا خود را عمدا به زمین افکنده حریف را برنه می سازد .

 

زمین مسابقه کشتی باید مربع و کف آن با چمن نرم و کوتاه و یا زمین نرم یا قطر آن 3 تا 6 سانتیمتر باشد و عرض و طول آن نباید از8*8 متر کمتر و از 10*10 زیادتر باشد و کاملا تمییز و مسطح باشد.

اگر هر شرکت کننده تا 5 دقیقه برای مسابقه حاضر نشود باخته می شود و سه نمره بد میگیرد شروع مسابقه دو حریف در دو گوشه محوطه کشتی روبروی هم قرار می گیرتد و با سوت داور بهم نزدیک شده و فرو می گویند در پایان مسابقه پهلوان را می بوسند و ختم هر کشتی باید به دستور داور وسط و ضرب و زنگ اعلام گردد.

شرکت کنندگان باید با تنکه باستانی کشتی بگیرند رعایت بهداشت کشتی گیر هر کشتی گیر باید تنکه بخود را داشته باشد.

شرکت کنندگان قبل از وزن کشتی باید پزشک تربیت بدنی معاینه و پس از برگ سلامتی حق وزن کشتی دارند و کشتی گیران حق ندارند در وزن بالا شرکت کنند.

شرکت کنندگان باید لخت (فقط با زیر شلواری)وزن کشتی کنند فقط روز اول دو ساعت مسابقه انجام میگیرد.

مسابقه های کشتی قدری چهار وزن باستانی و پهلوانی

هدف در بهبود  و توجه ورزشخانه ها و ورزش باستانی در نتیجه فن کشتی و پیدایش پهلوانان کشتی های باستانی به دو بخش تقسیم میگردد 1-کشتی های چهار وزن قدری باستانی 2-کشتی هاس پهلوانی بدون وزن کشتی های چهار وزن قدری باستانی در هر سال در پایتخت و شهرستان ها در سه مرحله انجام می گردد :

1-کشتی های چهار وزن قدری باستانی زورخانه های پایتخت و شهرستانها.

2-کشتیها برای انتخاب بهترین پهلوان جهت شرکت در کشتی های قدری کشور از زورخانه ها و داوطلبان آزاد و بهترین پهلوانان چهار وزن باستانی کشور در هر شهرستان کشتی گیران از روی وزن به چهار دسته تقسیم می شوند

1-وزن اول تا 61 کیلو گرم ((پهلو-وزن))

2-وزن دوم تا 71 کیلو گرم ((گو-وزن))

3-وزن سوم تا 81 کیلو گرم ((گرد -وزن))

4-وزن چهارم تا 81کیلوگرم تا 91 کیلوگرم((یل –وزن))

5-یل یل وزن 91 کیلوگرم به بالا

و مدت مسابقه در کشنی های چهار وزن باستانی 10 دقیقه و اگر در هر صورت مساوی بودند یک دقیقه استراحت و سه دقیقه دیگر یازدهم مسادی بودند بلافاصله آنها  وزن کشی می شوند هر کدام سبک تر بودند برنده می شود.پل ساختن با سر و دو کف پا و پل با دو آرنج و دو کف پا و غلطیدن از کتفی به کتف دیگر و همچنین غلطیدن از حال نیمه پل از سمتی به سمت دیگر افت محسوب می شود.

هر کشتی گیر ممکن است در یک جلسه مسابقه حداکثر تا 3 کشتی مجبور شرکت گردد .فنون ممنوع گرفتن گوشت بدن با ناخن با انگشتان گرفتن گلو و بینی و خراشیدن بدن گرفتن موی سر و گوش ها و اعضای تناسلی و انگشتان پا و دست حریف ممنوع با زانو به شکم و پشت حریف فشار آوردن و هرگونه ضربه زدن گرفتن کارهای بجز از قبیل ((دم گاو-لواشک تو حلق غلط و کنده کمر شکن غلط و فشار بر خلاف جهت مفصلها و مچها و....بکلی قدغن و متخلف از همان مسابقه اخراج می شود و در مواردیکه داور تشخیص دهد عمل کشتی گیر امکان زیادی برای حریف دارد از انجام آن فن جلوگیری می کند و اگر بر اثر گرفتن فن ممنوع نصیب طرف متخلف شود پذیرفته نخواهد شد و به طور کلی اگر خطا سنگین و شدید باشد داور حق دارد متخلف را فورا از مسابقه یا کلیه مسابقات اخراج نماید. مدت مسابفه کشتی پهلوانی 35 دقیقه است به این ترتیب تقسیم می گردد 15 دقیقه کشتی 3 دقیقه استراحت مجددا فرو میگویند 10 دقیقه کشتی تمام و اگر ضمن مدت 25 دقیقه پشت یکی از دو حریف بخاک نرسد پس از 5 دقیقه  تنفس نیز مجددا فرو می کوبند 10 دقیقه دیگر انجام میابد و چنانچه غالب و مغلوب معلوم نشود اگر آخرین کشتی باشد بروز بعد موکول می شود که مجددا به طریق نام برده بالا کشتی می گیرند  و در غیر این صورت تجدید قرعه کشی با سایرین به عمل میاید پس از انجام مسابقه برندگا ن اول و دوم کشتی پهلوانی کشور علاوه بر مدال و دوم طلا حق زنگ و ضرب به نفر اول حق ضرب به نفر دوم  در مدت یکسال داده می شود و برای افتخار بیشتری به نفر اول هر سال که پهلوان آن سال در کشور محسوب شد مثل قدیم برای مدت یکسال بازوبند طلا که علامت خاص پهلوانی پایتخت بوده است اعطا میگردد و این بازوبند باید در شروع مسابقه های سال بعد به دبیرخانه فدراسیون کشتی پهلوانی تسلیم گردد و چنانچه پهلوانی توانست سه سال متوالی مقام پهلوانی اول کشور را حفظ کند برای تمام عمر حق ضرب زنگ دارد و بازوبند خهت شرف خانوادگی باو اعطا خواهد شد و حق سفره پهلوانی تا پایان عمر داده خواهد شد در مسلک پهلوانی تواضع شجاعت اخلاقی و پرهیزکاری از اهم واجبات است اگر خدایی ناخواسته پهلوان صاحب مقام پهلوانی واجبات را از دست دهد یعنی حرکتی خلاف مسلک از آنها ناشی شود با نظر هییت ورزشهای باستانی علاوه بر خلع مقام با صدور اعلامیه از فدراسیون کشتی باستانی و ورزشهای باستانی برای مدت محدود یا همیشه نسبت به بزه ای که مرتکب شد ه طرد خواهد شد....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/03/21ساعت 16:1  توسط عبدالحسین دیده ور  | 
6-تاثیر پا زدن و نرمش:

در پا زدن و نرمش عضلات در گیر غالبا مربوط به پا و کمر است که عبارتند از عضلات مچ پا وکف پا ،عضلات دو قلو  ونعلی ساق پا ،عضلات چهار سر ران ،گروه عضلات خلفی و ران ،عضلات نواحی کمر و شکم،عضلت سرینی ،پا زدن بخش مهمی از افزایش کارایی به قلب و عروق به حسلب می آید وانعطاف پذیری و نرمی بدن را بالا می برد و می تواند و می تواند از سفتی عضلات جلوگیری و جریان خون را در آنها به صورت یکنواخت توزیع و تسریع نماید هنر پا زدن هماهنگی بین مغز و سلسه اعصاب و اندامهای مختلف بدن را زیاد و سرعت انتقال را افزایش می دهند نظر به اینکه بیشتر اثرات پا زدن مربوط به پاها و عضلات شکم است .

یتیمان فراغش را بخندان                                                          یتیمان را تو نالیدن نیاموز

تن درستی روح وابسته به تندرستی جسم است .

خبر داری از خسروان عجم                                                    که کردند بر زیر دستان ستم

نه آن شوکت و پادشاهی بماند                                                   نه آن ظلم بر روستایی بماند

((عیاری))

عیاری نوعی جوانمردی و از خود گذشتگی است که برای کشف خبر از نیروهای خصم بالباس مبدل به اردوی دشمن می رفتند.در تاریخ ایران  ازعیاریهای پهلوانان و جوانمردان به چشم می خورد که همه آنها انگیزه عدالت خواهی و میهن دوستی و حق جویی و فتوت داشته است و در زمان بنی عباس عیاران در خراسان و بغداد فزونی گرفتند در سیستان و نیشابور ،یعقوب لیث صفار هم از سرهنگان این طایفه بوده  چه عیاران در هر شهری برای خود رییسی انتخاب کرده وی را سرهنگ می خواندندکه گاهی در یک شهر چند تن سرهنگ و چند هزار عیار موجود بو د.

در دوره مغولان پهلوانی بود بنام پهلوان فیله

در دوره مغولان وگورکانان جوانمردان بسیار بودند که معروفترین آنها جوانمردی بنام ((قتالی ))بوده که همان پوریای ولی می باشد و شرح حال او بعدا خواهد آمد. غیر از پوریای ولی پهلوانی بود بنام پهلوان اسد کرمانی که بر شاه شجاع یاغی شد و پس از جنگهای بسیاری که با شاه شجاع کرد بواسطه خیانت همسرش کشته شد .گفته می شود برای فرونشاندن فتنه پهلوان اسد از پهلوانان دیگر کمک گرفته شد که عبارت بود از پهلوان خرم خراسانی و پهلوان شرف الدین و پهلوان محمد طغان شاه و پهلوان علیشاه و پهلوان کرد .شاه طهماسب اول در دربار خود پهلوانان فراوانی داشت که معروفترین آنها مذاقی عراقی و پهلوان بیک قمری ذکر کردند.

از زمان حکومت افاغنه تا زمان حکومت نادرشاه تا شروع سلطنت کریم خان زند به علت جنگهای داخلی و لشگرکشیهای مختلف ورزش نیز بحرانی ترین دوران خود را می گذراند .

دوره حکومت کریمخان زند ورزش باستانی رو به ترقی و توسعه نهاد و پهلوانان و قهرمانان زیادی برخواستند از جمله پهلوان اکبر اصفهانی و پهلوان آقا لندره دوز بوده است .

دوران ناصرالدین شاه برای اولین زورخانه ای در دربار خود تاسیس کرد که پهلوانان پایتخت افتخار ورزش در آن زورخانه را داشتند و هر کسی قهرمان کشتی در تمام مملکت میشد او را پهلوان دربار می گفتند و از پارشاه بازوبند پهلوانی دریافت میکرد و تا موقعی که می توانست آن بازوبند را حفظ کند از دربار هر ماه مواجب می گرفت رجال بزرگ مملکت هر یک برای خود پهلوانی برگزیدند به طوری که داشتن پهلوان جزو تشریفات و تشکیلات عیان و اشراف بود.

و پهلوان آن زمان حسین گلزار که پهلوان دستگاه شاهزاده عمادالله دولتشاهی بود و از کرمانشاه به طهران آمده بود قدرت فوق العاده ای داشت که رقیبان در او سراغ داشتند علیه او تحریکاتی کرده بودند و در نتیجه در یکی از کشتی های میدانی بر اثر کتکی که فراشهای شاهی به او زدند دیوانه شد.

دوران سلطنت رضا شاه ورزش در مدارس اجباری شد و همچنین اولین فدراسیونی که در ایران تاسیس شد فدراسیون فوتبال بود که در سال 1300 رسمیت یافت و اولین بار در ایران در بازیهای المپیاد شرکت کرد در سال 1948 و توسط جعفر سلماسی وزنه برداری مقام سوم و مدال برنز گرفت ،1327 المپیک لندن بود و در سال 1312 انجمن تربیت بدنی تشکیل شد و در سال 1318 که رادیو طهران شروع به کار کرد برنامه صبحگاهی ورزش باستانی با صدای مرحوم جعفر شیرخدا اجرا میشد و یکی از کارهای خوب ورزش باستانی در آن زمان بود .

میگفتند پهلوان شیر دل کهنه سوار دو سنگ داشت از مرمر به ورن 180 من تبریز هر صبح 50 دفعه آن را میگرفت و هر شب 50 تا می گرفت و این سنگ که میان پهلوانان است نمونهای از سنگ پهلوان شیردل است یقین داشته باشید که این سنگ ورزشی را برای پهلوانان بسیار نیرومند از سنگ می ساختند و تام آن بر این اساس به سنگ معروف شده ولی برای افراد معمولی آنرا از چوب می ساختند وزن سنگ بین 20 تا 40 کیلو تغییر میکند .

((چرخ زدن))

پس از پا زدن نوبت به چرخ زدن میرسد و گاه به علت کمی وقت ممکن است از چرخیدن در این موقع خودداری می شود و در پایان و یا ضمن پا زدن عده ای از شیرینکاریها فقط بچرخند چرخیدن نیز از کوچکترها شروع می شود و این ورزش یکی دیگر از هنرهای بسیار زیبای ورزش باستانی است انواع چرخ عبارتند از :

چرخ ساده ((چمنی ،چکشی))جنگلی ،تیز ،تک فر،دو پر،سه پر ،که فرق هر کدام از این چرخیدن ها آن می پردازیم.

((یک چرخ ساده))

این چرخ همان چرخ معمولی است که غالب ورزشکاران بدون اینکه به بدن حرکت اضافی بدهند به گرد خود می چرخیدند و آهنگ ضرب با هر گردش آن مطابقت دارد در این چرخ همیشه پای راست ستون یا محور می شود و پای چپ در هر بار چرخیدن با پنجه ها اطراف پای راست محل خود را عوض می کند در نتیجه موقع چرخیدن پای راست در تمام مدت چرخ خم نمی شود ولی پای چپ به علت اینکه روی پنجه کار می کند کمی خمیده است بدن و دستها هنگام چرخیدن باید کاملا صاف و سر روبرو باشد یعنی نه رو به بالا و نه رو به پایین پنجه های دست نیم بسته  و گردش چرخ معمولا از چپ براست می باشد .

((دوم چرخ چمنی ،چکشی،قجری))

این چرخ همان چرخ ساده است با این تفاوت که پنجه پای چپ در هر بار گردش با قدرت بیشتری به زمین زده می شود بدن یا جهش کوتاهی از زمین بلند می شود و گرد خود می چرخد و به علاوه اینکه همراه با حرکت پای ورزشگاه صدای ضرب کوبنده تر است چرخ قجری مانند چمنی است ولی اول از سرعت کم شروع و به تدریج به سرعت چرخ چمنی با اینکه چکشی است از ابتدا تا خاتمه به طور یکنواخت است.

((سوم چرخ تیز))

در این چرخ ضربات و حرکات پا خیلی ظریف است و دستها کاملا صاف و پنجه باز است و کف دست رو به پایین است و شرینکار به مجرد شروع چرخ با سرعت هر چه تمام تر می چرخد.

((چهارم چرخ تک فر))

تک فر همانطور که از  اسم آن پیداست با پریدن ورزشکار به بالا یک چرخ به دور خود می زند و مجددا به جای خود برمی گردد و نحوه انجام آن بدین قرار است که پای راست را حدود 40 سانتیمتر دورتر به زمین کوبیده و با حرکت پای چپ در حالیکه زانوی پای چپ نیز روبه بالاست به هوا می پرد و در ضمن پریدن یک دور به گرد خود گردیده فرود می آید و این کار متناوبا انجام می شود .

((پنجم چرخ دو فریاد وپر))

دو پر عبارتست از دو چرخ پیاپی و یک مکث که صدای ضرب حرکات ورزشکار را بخوبی نشان می دهد و یا بعبارت دیگر همان حرکت مقدماتی تکفر است که به مجرد شروع به گردش و چرخ می زند و پس از یک نیم دور پای خود را به زمین و پس از دو چرخ پیاپی باز حرکت خود را از نو شروع می کند.

((ششم چرخ سه پر یا سه فر))

عینا مانند دو پر می باشد که بجای دو چرخ پیاپی سه چرخ می زند و مجددا حرکت خود را دوباره شروع می نماید بعضی از ورزشکاران برای شیرینکاری چرخ خود را به طور ساده شروع می کنند و بدون اینکه باستند چرخ ساده را تبدیل به تکفر و پس از چند دور دو پر و بالاخره تبدیل به سه پر می کنند و در آخر چرخ را تیز کرده و با یک تکفر خاتمه می دهند.

((هفتم چرخ جنگلی))

این چرخ ترکیبی از چرخ ساده و پای جنگلی و حرکت آن ضمن چرخیدن به طور منظم در کناره ها و اطراف گود می باشد و با تانی انجام می شود نحوه عمل بدین قرار است که پنجه پای چپ را به زمین آشنا کرده به طور ساده یکبار دور پای دیگر می چرخند این چرخ در سرتوازی برای پیشکسوتان و پهلوانان و شیرینکارها مورد استفاده است .

((هشتم چرخ جولان یا سه پا))

شروع حرکات چرخ و شیرینکاری با چهار قدم یا سه قدم پا شروع می شود که به آن جولان هم می گویند این حرکت برای رفع خستگی و تنوع بین دو چرخ است که شیرینکار خود را برای چشمه بعدی آماده می کند یا اینکه در شروع شیرینکاری قبل از چرخیدن چند بار جولان می دهد بعدا چرخ خود را شروع می نماید سه پا بدین نحو است که از یک طرف گود با چهار ضربه و یا چهار شماره و سه پا به طرف دیگر میروندو در ضربه آخر عقب گرد میکنند و ضمن شیرینکاری های متناسب و جولان در اطراف گود ممکن است گاهی به بالای گود بپرند هنگام سه پا برای پیشکسوتها و افرادی که بخواهند برای آنها احترام قایل شوند سرنوازی می خوانند که بنا به درخواست میاندار و یا مرشد انجام می شود و خواننده باید شعر خود را با نام رسول اکرم تمام کند تا حاضرین صلوات بفرستند  و جولان دهنده به شیرینکاری خود ادامه دهد سه پا با تانی و قدمهای موزون و قامت افراشته اجرا شود و نباید هنگام حرکت سررو به پایین یا کمر خمیده و یا جلفی در حرکات باشد.

((کباده کشیدن))

به آن کباده زدت هم می گویند از جمله ورزشهایی است که به صورت انفرادی و یا حداکثر دو یا سه نفره اجرا می شود در زورخانه های قدیم ورزشکاران تازه کار تا مدتی حق استفاده از کباده را نداشتند در هر زورخانه حداکثر دو یا سه کباده بیشتر موجود نیست و بنابراین همان طور که گفته شد حداکثر سه نفر در آن واحد می توانند از آن استفاده کنند ولی وقت کباده کشیدن بعد از خاتمه ورزش است و کسانی که حق کباده کشیدن دارند در گود باقی می مانند ترتیب کبتده کشیدن بر خلاف چرخیدن از سادات و بزرگان شروع می شود و هنگام کباده کشیدن باید کمان در دست چپ  و زنجیر((چله ))در دست راست قرار گیرد و شعر فردوسی در جنگ رستم و اشکبوس است که می گوید:

ستون کرد چپ را خم آورد راست                                         خروش از دم چرخ چاچی بخاست

معمولا کباده را به دو طریق می زنند (روبرو)و(بالا سر)که نوع اخیر در زورخانه ها معمول است و کباده کشیدن از روبرو خاص پهلوانان و پیشکسوتان طراز اول بوده است که تقریبا منسوخ شده زیرا قدری مشکل است و روی کمر خیلی فشار می آورد ،وزن کباده بین 12 تا 30 کیلوگرم است.

((چگونه کباده می کشند))

چنانچه کباده به طور کامل کشیده شود یعنی کباده را کاملا باز نگه داشته و دستها در طرفین سر متناوبا خم و راست شود این نوع را د و طرفه (دو شانه) میگویند و اگر کباده نیمه باز باشد و روی شانه چپ حرکت کند و کمان بجای اینکه روی سر باشد فقط تا پهلوی گوش چپ پیش بیاید این نوع را کباده یک طرفه (یک شانه)می گویند  هنگام کباده کشیدن مرشد آهنگ ضرب را با حرکات کباده تطبیق میدهد و چنانچه پیشکسوت و یا پهلوانی کباده بکشد حرکات کباده را با آهنگ ضرب می شمارد که این یک احترام است.

((سنگ گرفتن))

شکل سنگ نظیر سپرهای باستانی است که دستگیره ای در وسط آن برای گرفتن دست وجود دارد و گویا در قدیم آنرا از تخته سنگ می ساختند که به همان نام باقی است ولی امروز آنرا از چوب می سازند این ورزش مانند کباده از ورزشهای انفرادی است که غالبا در خارج از گود مورد استفاده است در هر باشگاه معمولا بیش از دو جفت سنگ وجود ندارد و وزن هر جفت آن بین 40 تا 70 کیلو تغییر می کند.

((چگونگی گرفتن سنگ))

ورزش سنگ باید به صورت درازکش انجام شود و دستها هنگام حرکت به طور متناوب بالا و پایین میرود نحوه عمل به این شکل است که ابتدا یک لنگه سنگ را روی دست راست بلند نموده و به طرف چپ می غلتیم به طوری که دست چپ کاملا تا شده و بدن به آن متکی شود و دست راست به خوبی باز شود در این حال سنگها نباید به یکدیگر بخورند و لازم هست برای حفظ تعادل کمی نسبت به زمین مایل باشد سپس نوبت به دست چپ می رسد و بدن به طرف بازوی راست غلتیده و دست چپ سنگ را کاملا بالا می برد این نوع سنگ گرفتن را غلتان می گویند گاهی ممکن است قبل از شروع سنگ گرفتن و گردش به چپ و راست فقط سنگها را به طور موازی رزی دو دست بالا و پایین ببریم تا بدن کاملا گرم شود بعدا حرکات سنگ را انجام می دهیم این نوع را جفتی می گویند وضع پا ممکن است دو گونه باشد اول آنکه پا روی شکم تقریبا جمع می شود و پنجه ها به یکدیگر می چسبند نوع دیگر آنکه زانو کاملا راست شده و پا نسبت به بدن کمی مایل است و یک زاویه باز را تشکیل می دهد در حین سنگ گرفتن مرشد با آهنگ مخصوص بدون صدای ضرب ردیف حرکات ضرب را می شمارد و شمارش سنگ در طهران 117 عدد است که با آن 117 کمر بسته مولا می گویند ولی بر ما معلوم نشد 17 سلسله فقر وجود دارد ولی اضافه شدن عدد 100 روشن نیست اما در کاشان و اصفهان و بعضی از ولایات جنوبی عدد 114 موسوم است که به 114 سوره کلام الله مجید است ودر بعضی از شهرهای خراسان و شهرهای شمال عدد 110 را برای شمارش می گیرند که طبق حروف ابجد نام مبارک علی (ع) است.

((ادب در اطاعت است))

ریشه کلمه پهلوان از (پهلو) آمده و آن در عهد ساسانیان عنوان لقب سه خاندان معروف آن عصر بود به نامهای :

((قارن پهلو))

((سورن پهلو))

((اسپاهند پهلو))

اینها مردمانی بودند بسیار نیرومند و درشت اندام و در دلیری و جنگاوری سرامد مردم عادی ،اگر کسی مانند آنها شجاع و زورمندی و دلیری می کرد او را از نظر مرتبه به آن خاندان ها منسوب می کردند و پهلوان می نامیدند پهلوان ،منسوب به پهلو سخت توانا و دلیر و شجاع درشت اندام و درشت گوی .مرد اصلی که در داستانی شرح اعمال او روایت شود کشتی گیر بعضی از فرماندهان نظامی را هم در قدیم پهلوات می نامیدند .

((پهلوان لشگر سمک عیار))

پهلوان در اصطلاح معمول زورخانه کسی است که در کشتی باستانی بی وزن در سراسر مملکت بی همتا  باشد و به قول معروف (بنداز )نداشته باشد.

((پا زدن ها))

در طهران چهار نوع پا زدن داریم:

((پای چپ و راست ،پای جنگلی ،پای تبریزی،پای آخر))

پا زدن هفت چشمه دارد و بعضی از چشمه های آن دارای سه تا پنج ریزه کاری است و بنا به سلیقه میاندار ترتیب اجرای آن فرق می کند و کساتی که در پا زدن بدون اینکه از مایه آن چشمه خارج شوند به ابتکار خود ریزه کاری هایی به آن اضافه می کنند .بنا بر این انواع پا زدن به ترتیب اجزا عبارتند از :

((شاطری))((شلار))((جنگلی))((تبریزی))((خراسانی تبریزی دوم))((کرمانشاهی))((ذولفقار پای آخر ))پای جولان

بشرح یکایک آنه می پردازیم .ضمنا حفظ فرهنگ این هنر ارزنده و فراگیری این هنر باید زیر نظر استاد در زورخانه انجام شود.

((یک پای شاطری))

دویدن با حالت پرش روی پنجه را شاطری می گویند دسته در موقع دویدن در حرکت است قدمها بلند برداشته و دور گود بدوند به آن شلنگ اندازی می گویند در قدیم روی تخته بطول 2 متر و عرض30 سانتیمتر کنار گود می گذاشتند و روی آن می دویدند که به آن تخته شلنگ می گفتند و حالا به جای دویدن و راه رفتن شاطری درجا انجام می شود ((یعنی درجا دویدن مانند درجا زدن))

سنت قدیم بعضی از میاندارها قبل از ورزش برای گرم شدن بدن شاطری می رفتند تا خوب گرم شوند و جا دارد این چشمه کار ارزنده مورد استفاده قرار گیرد البته درجا دویدن .

((دوم پای شلار))

این حرکت عبارتست از راه رفتن آهسته کمب به جلو و به عقب به طوری  پنجه پا قدری موقع عقب جلو رفتن به زمین کشیده می شود و بدن با نرمی تکان می خورد شلار به عنوان مقدماتی برای پا زدن است و این حرکت در خراسان ذه این اسم شهرت دارد شلار برای تازه کردن نفس بین پا زدن نیز معمول است و گاهی موقع مقدمه خوانی مرشد به منظور اینکه سرد نشود ((شلار))میزنند.

((سوم سه پای جنگلی ))

عبارتست از تکان دادن بدن روی یکی از پنجه های پا بطور متناوب می باشد و مورد استفاده آن بین سه پا یا قبل از شروع پا زدن است و مانند شلار آن را نمی توان به تنهایی به عنوان یک چشمه کار پا به حساب آورد پای جنگلی در چرخ نیز مورد استفاده است و شیرینکار در حین جنگلی زدن دور خود می چرخد و بیشتر در سرنوازی این حرکت را انجام میدهند که خاص پیشکسوتان و شیرینکارانو پهلوانان است .

((چهارم پای تبریزی))

پای راست روی پای چپ و به طرف زمین پنجه میاید که سنگینی بدن روی آن قرار می گیرد بلافاصله پای چپ به طرف پای راست همان حرکت را انجام می دهد به طوری که دو پا نسبت به هم شکل لا را پیدا کند و دستها به طور متناوب با پاها بال می زنند باین حرکت در طهران ((لام الف لا))می گویند.پس از 10 الی 20 جفت لام الف لا چشمه بعدی عبارت از میانکوب زدن است یعنی هر باری که پای چپ و راست می چرخد یک بار جفت پاها به جلو کوبیده می شود تکرار این عمل شاید تا 10 بار ادامه پیدا کند سپس میانکوب را دوبار میزنند و بالاخره سه بار و یا چهار بار می شود بعضی ها مجددا از سه بر می گردند به 2 و بعد به یک و کار را تمام می کنند .

ولی ضمن آن بنا به سلیقه میاندار بدون آنکه صدای ضرب و یا مایه کار فرق کند شیرینکاریهای بسیاری اجرا می کنند .

((پنجم پای خراسانی (پا دوم خراسانی)))

شروع این حرکت با پای کشبده به طرفین است یعنی پای راست به طرف راست با آهنگ کشداری رو به جلو بالا می آید و بعد به حالت اول و بجای خود بر می گردد و همین عمل را پای چپ انجام میدهد  پس از چند بار که این حرکت تکرار شد کار تغییر میکند و آن اینکه در فاصله بین حرکت پا به طرفین روی پنجه های پا سه مرتبه بازی می کند و در نتیجه آهنگ ضرب نیز عوض می شود یعنی موقعی که پا بالا می آید ضرب می کوبد و موقع بازی پنجه ها صدای ضرب ریتم ملایمی دارد که مجموعا آهنگ تک فر نواخته می شود در اینحال کسانی که بخواهند تک فر بزنند با اجازه میاندار به وسط آمده تک فر می زنند بعد از اینکه مدتی این عمل تکرار شد یا دو مرتبه تکرار در بلند کردن دو پای پیاپی دو فر زده می شود و یا کسانیکه بخواهند دو فر بزنند از فرصت استفاده می کنند تا بالاخره به سه فر می رسند .

((ششم پای کرمانشاهی))

برعکس پای خراسانی شروع این پا به صورت ضربدر ،پای راست به صورت کشیده به طرف چپ و سپس پای چپ با حالت کشیده بطرف راست با آهنگ مخصوصی حرکت می کنند و به آن (قیچی ) می گویند و پس سه بار قیچی ،سه مرتبه بدون اینکه پاها حرکتی داشته باشند با آهنگ ضرب درجا می زنند و سپس سه بار به طرف جلو میانکوب می زنند البته میانکوب در پای کرمانشاهی ممکن است با شیرینکاریهای دیگر با همان آهنگ همراه باشد مثلا بجای اینکه سه بار میانکوب بزنند سه مرتبه به بالا بر می نمایند و یا سه بار پای خود را با نرمی عوض می کنند.

((هفتم پاب ذوالفقار ،پای آخر))

این پا با دویدن در جا یا با شاطری شروع می گردد به قسمتی که دستها برعکس پاها متناوبا عقب و جلو می روند این حرکت پس از مدتی که ادامه یافت دو در میان تکرار می شود سپس توقف پا به همان صورت دوباره و بالاخره سه بار می شود ممکن است پس از اتمام حرکات عکس آنرا در خمش پا عمل کنند یعنی از سه به دو و بعد به یک و بعد به شاطری پا را تمام کنند.

 

((در موقع سنگ گرفتن و شمارش از 110 114 طهران))

هر کار که میکنی بگو بسم الله تا جمله گناهان تو بخشد الله

دستت که رسد به حلقه سنگ بگو لا حول ولا قوة الا بالله

و سپس شمارش را این چنین آغاز می کند:

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم

بسم الله الرحمن الرحیم

یک است خدا –دو نیست الله-سبب ساز کل سبب –چاره ساز بیگانگان الله-پنجه خیبر گشای علی-شش گوشه قبر حسین-امام هفتم باب الحوایج-قبله هشتم یا امام رضا-یا امام محمد تقی روحی فدا وجسمی –دهنده بی منت الله –یا امام حسن عسگری دخیل-جمال امام زمان صلوات –یا جمال هشت و چهار صلوات-زیاده باد دین خاتم انبیا-ای چهارده معصوم پاک-نیمه کلام الله مجید-شانزده گلدسته طلا –صدو هفده کمر بسته مولا –خدای هجده هزار عالم و آدم-بر بی صفتان روزگار لعنت (بر نمک نشناس لعنت)-بیست لعنت خدا بر ابلیس-یک بیست آقای قنبر علیست-دو بیست مرد دو عالم علیست-سه بیست یا علی مثلت کیست-چهار بیست بیمار دشت کربلا –پنج تن زیرک-شش ساق عرش مجید –هفت بیست یا موسی بن جعفر-هشت بیست یا علی بن موسی الرضا –نه بیست نوح نبی الله- سی ختم کلام الله-یک سی گرفتی ماشاالله-دو سی برایش ذوالفقار-نیستی جان کفار –چاره بیچارگان خود الله –دادرس درماندگان خود الله-یا ابوالفضل دخیل-یا موسی بن جعفر-یا علی بن موسی الرضا بطلب-نه سی طوفان بلا-چهل ختم اولیاو انبیا-یک چهل بزرگ است خدا – دو چها محمد است مصطفی-سه چهل علیست شیر خدا –چهار چهل یا فاطمة الزهرا-پنج چهل خدیجه کبری ام المو منین-شش چهل ابراهیم خلیل الله-هفت چهل موسی خلیل الله-هشت چهل عیسی روح الله –نه چهل آدم صفی الله-پنجاه هزار بار بر جمال خاتم انبیا صلوات-یک پنج ز آدم و حوا دگر بنی الله-دو پنج شعیب و یوسف و یعقوب-سه پنج پی خلیل الله-چهار پنج ملایکان مقرب-پنج پنج دگر از جبراییل-شش پنج ز حسن یوسف-هفت پنج جمال شصت بند دیو علی را صلوات-اگر 114 تا 117 از پنجاه به پایین می شمارند و از بالا به پایین می شمارند اگر 114 بود ،7عدد میشمارد و اگر 117 بود 11 عدد می شمارد.البته هر مرشد یا پیشکسوتی می توانند برای خودشان جورهای دیگری هم بشمارند.

(اتم ورزش باستانی دعا این ورزش است)

پس از پایان ورزش میاندار یا یکی از پیران و پیشکسوتهای حاضر در زورخانه ختم ورزش را اعلام می کند و از خداوند سعادت و سلامت ورزشکاران را مسئلت می نماید.

آنچه باید در مورد دعا رعایت شود

دعا کننده موقع دعا حتی الامکان باید با وضو و پاک باشد و اگر اینچنین نیست از قبول دعا باید خودداری کند گو اینکه پاکی درداخل گود برای ورزشکاران لازم الاجراست ضمنا حضور اشخاص در ورزشخانه و زمان ورزش موجب می شود تا موضوع دعا کم و بیش فرق کند و این بر دعا کننده است که زمان و مکان را تشخیص دهد و با تیز بینی بداند که در زورخانه چه کسانی حضور دارند منظور شخصیتهای اجتماعی و پیشکسوتان است دعا کننده باید توجه به وقت داشته باشد و طوری نباشد که دعایش کم کم تبدیل به سخنرانی شود قاطع و با صدای بلند دعا کند و به ویژه حاضران در گود باید با صدای بلند و رسا آمین گفته و یا صلوات بفرستند .دعا که در زورخانه ها معمول است و این دعا تقریبا از سالیان گذاشته سینه  سینه تا بحال به شکل فرمول درآمده و بنا به تشخیص دعا کننده با شرایط محیط به آن چیزهایی می افزایند.

پس از ختم ورزش میاندار با صدای بلند می گوید.

اول و آخر مردان عالم بخیر                                           و حضار می گویند آمین

خداوند زحمات همه مرشدین را بر ما حلال کند.                  و حضار می گویند آمین

پیران را عزت                                                            و حضار می گویند آمین

جوانان را قدرت                                                         و حضار می گویند آمین

حق پیر                                                                    و حضار می گویند آمین

مزد استاد                                                                 و حضار می گویند آمین

برایش ذوالفقار                                                          و حضار می گویند آمین

تندرستی حضار                                                        و حضار می گویند آمین

نیستی جان کفار                                                         و حضار می گویند آمین

تیغ پادشاه اسلام بران                                                 و حضار می گویند آمین

دشمنانش فنا                                                            و حضار می گویند آمین

سایه اش مستدام                                                       و حضار می گویند آمین

دم بدم ،قدم بقدم زبده اولاد بنی آدم خواجه کاينات احمد محمود ابوالقاسم محمد صلوات و حضار صلوات می فرستند.

دعای پیر در حق جوان                                           و حضار می گویند آمین

دعای پیر و جوان در حق یکدیگر                             و حضار می گویند آمین

بر بد و بخیل لعنت                                               و حضار می گویند آمین

بر شیطان لعنت                                                  و حضار می گویند آمین

بر شیطان صفت لعنت                                         و حضار می گویند آمین

بر موذی و منافق لعنت                                       و حضار می گویند آمین

بر آن کسانی لعنت که خدا و رسولشان لعنتشان کرده   وحضار می گویند آمین

بر آن کسانی لعنت که خدا و رسولشان رحمتشان کرده   وحضار می گویند آمین

الهی همه مریضان را شفا بده                                  وحضار می گویند آمین

خدایا بعلم و حلم مجتهدین باعمل ما بیافزای                وحضار می گویند آمین

خدایا آن کسانی که در این مکان پیش از ما براستی و درستی قدم برداشتند و اکنون سر به تیره و تراب فرو بردند همه را غرق رحمت بفرما

کسانی که حیات دارند و برای روشنی چراغ این مکان مقدس در هر کسوتی و بهر شکلی زحمت می کشند همه را مغرور و موفق بدار

و کسانی که با این حلقه فتوت و این سنت پسندیده  نا آگاهانه مخالف هستند از دم گرم فیض بخش شاه مردان علی مرتضی  می خواهیم که همه آنها را براه راست هدایت بفرماید

و آن کسانی که آگاهانه تیشه بر ریشه  این ورزش مقدس می زنند انشاالله به جزای اعمالشان برسند

برای شادی روح همه رفتگان خاک از لختی و رخت پوشیده و پدر و مادر من حقییر و فقیر سرپا تقصیر ببخش و بیامرز و نثارشادی روح  همه شان فاتحة من صلوات .حضار صلوات می فرستند و فاتحه می خوانند ((پوریای ولی ،اول نام محمود قتالی بود و حالا می گویند محمودبن ولی الدین خوارزمی))

((وزن هر دو سنگ از شصت کیلو تا صدوبیست کیلو بوده و در قدیم سنگ زورخانه  را سنگ نعل می نامیدند اصل سنگ مرمر بوده و حالا از چوب درست می کنند))

((کباده از 10 کیلو تا 40 کیلو است گاهی سنگین تر و سبک تر است))

((در اول فینال کشتی پهلوانی این شعر را می خواند))

در معرکه  ها درنگ می باید کرد                              خون  برجگر نهنگ می باید کرد

پوشند یلان زره به پیکار اینجاست                             جایی که برهنه جنگ می باید کرد

((خدا را سجود پیران را عزت جوانان را قدرت))

رب المشرقین و رب المغربین فبای آلا ربکما تکذبان  و کف گود را می بوسیدن و کشتی شروع می شود.

 

((ورزشهایی برای کمر درد))

کسانی که از عضلات کمر و ستون فقرات رنج می برند.

حرکت نوع اول:

یک چند حرکت اول به روی پشت خوابیده این حرکت عضلات شکم  و عضلات جلوی ستون فقرات تقویت می شوند .

دوم حرکت دوم به روی شکم خوابیده این حرکت عضلات پشت ستون فقرات کمر را تقویت می کنند .

حرکت دوم برای درد اندام تحتانی با منشا کمردرد سیاتیک:

حرکت اول به پشت خوابیده و زانو ها را کمی بالا بیاورید سپس شکم خود را بالا و پایین بیاورید زانوها خم باشد.

حرکت دوم به پشت خوابیده و زانو ها را کمی بالا بیاورید سپس شکم خود را بالا و پایین بیاورید کف پاها به زمین باشد زانو ها خم باشد در این حالت بدن خود را بلند کنید حالت دراز نشست.

حرکت سوم دراز کشیده یک زانوی خود را با دو دست بگیرید به سمت شکم خود برسید و پس از ثانیه نگه دارید و آن را آزاد کنید همین حرکت را با پای دیگر خود انجام دهید زانوها خم باشد.

حرکت چهارم مانند حرکت قبل است تنها با این تفاوت که برای بالا آوردن زانوها از دست استفاده نمی شود و کف دست بروی زمین باشد زانوها خم باشد به طرف شکم.

حرکت پنجم در حالی که به پشت دراز کشیده هر یک از پاها را به صورت مستقیم بالا آورده توجه داشته باشید که در این حرکت از فشار زیاد به پا اجتناب کند الزامی به بالا آوردن پا تا 90 درجه وجود ندارد .

نوع دوم

یک به روی شکم دراز کشیده و هر بار یک دست و پای مخالف بدون خم کردن مفاصل آرنج و زانو تا حد امکان بالا بیاورید .

حرکت دوم به روی شکم دراز کشیده دستها را در کنار شانه ها قرار داده و سپس بالا تنه خود را از زمین بلند کنید در این حرکت قسمت لگن و اندام تحتانی حرکت نمی کنند.

حرکت سوم ر.ی چهار دست و پای خود قرار گرفته و به ترتیب کمر را به سمت پایین و بالا خم کنید

حرکت چهارم در حالی که در همان وضعیت قبل قرار دارید کمر خود را صاف کرده و هر یک از پاها را به ترتیب از عقب بالا بیاورید.

اگر مقام ماندنی بود به شما نمیرسید.

 

اگر قرار بر این است که درب زورخانه ها کوتاه باشد بر فروتنی پس باید درب همه منزل ها را طوری درست کرد که با سیته خیز وارد منزل خود شوند.

شهرستان مراغه در قدیم سر در خانه ها کوتاه بود.

کباده طهران 117 به خروف ابجد میشود یل مولا.

ی                 ل                   م                 و            ل        الف    

10              30                 40                6            30      1

 

 

         40                                             77   

 

+ نوشته شده در  شنبه 1391/03/13ساعت 18:37  توسط عبدالحسین دیده ور  | 
زورخانه همیشه جایگاه پهلوانان نبوده است.

پیشکش هر آنکه رها از فرد پرستی و فرد ستیزی ،نیاز به آفرینش قهرمان و ضد قهرمان ندارد.

آیا ورزش باستانی هم دچار بت سازی و قهرمان پرستی است ؟

سه نوع گود زورخانه داریم:

در زورخانه های سنتی اغلب گود گرد –گود شش ضلع –گود هشت ضلع

گود گرد ، محبت و جایگاه کشتی پهلوانی است.

گود شش ضلع ،شش غرفه و جایگاه ادوات ورزشی و ...

گود هشت ضلع منتظم ،نام هر مقام از سالکان طریقت را نشان می دهد.

یک ضلع آن روبروی در ورودی ،هفت ضلع دیگر برای نام هر مقام

((مقام طلب))

جد و جهد سخت باید سالها                                          ز آنکه اینجا قلب گرد و حالها

((مقام عشق))

عاشق آن باشد که چون آتش بود                                      نفنه و سوزنده و سرکش بود

((مقام معرفت))

هست دایم سلطنت در معرفت                                       جهد کن تا حاصل آید این صفت

((مقام استغناء))

صورت این عالم پر پیچ پیج                                     هست همچون صورت دیوار هیچ

((مقام توحید))

چون یکی باشد همی نبود و بی                                هم منی برخیزد اینجا هم تویی

((مقام حیرت))

گم شود در راه خیر محو ومات                              بی خبر از بود خود وزکاینات

((مقام فنا))

هر که او رفت از میان اینک فناست                      چون فنا گشت از فنا اینک بقاست

آیا ورزش باستانی موجب سکته قلبی می شود؟

(1)ورزش باستانی بسته به سبک و سنگینی ادوات ورزشی  و تعداد دارد می نواند ورزشی سنگین و خشن باشد .

هر کس با توجه به جثه بدنی باید میل،کباده ،سنگ را از نظر وزن انتخاب کند.

(2)تعداد حرکات این ورزش بسیار مهم است و نباید بدون برنامه در تمرینها زیاد از حد انجام داد بلکه برای مبتدیان از تعداد کم شروع و به تدریج زیاد کند.

(3)ترک ورزش برای ورزشکاران قدیمی ،خامی بدن و شل شدن عضلات و جمع شدن چربی در بدن می گردد ،چنین کسانی که مجددا ورزش می کنند باید مانند یک تازه کار مدتی ورزش سبک کنند تا بدن دچار کوفتگی نشود و قلب زیان نبیند.

(4)قبل از شنو کمی نرمش و خم گیری کند.

(5)شنو ورزش سنگین است هر بار از 60 تا حداکثر نباید تجاوز کند ،یعنی پس از سه دقیقه خم گیری به شنو ادامه دهید زیرا شنو از ورزش هایی است که به قلب فشار می آورد بخصوص شنوی شلاقی.

(6)میل اگر سبک باشد جزء ورزشهای بسیر خوب باستانی است حرکت ((سردست))آن که شلاقی انجام می شود قدری به قلب فشار می آورد .

(7)کباده ورزشی سنگین و دفعات آن بیش از 50 باشد موجب نارسایی خون به دستها و ناراحتی قاب می شود و چه بسا که برای عده ای بیش از 20 زوج آن زیان آور است.

(8)سنگ اگر سبک باشد در هر نوبت حدود 50 جفت به راحتی گرفته شود و سپس خم گیری کند و بعد به سنگ گرفتن ادامه دهد برای بالا تنه بسیار مفید است فشاری به قلب نمی آورد و در اکثر زورخانه ها توجهی به این مسایل ندارند به خصوص برای پیران و میانسالانی که قلبی نسبتا ضعیف دارند خطر زیادتر است . در سنین بالا که به طور طبیعی شریانها سفت و تنگ می شوند بخصوص برای آنها که  ورزشکار هستند و گاهی ترک ورزش می کنند خطرناک است.

رسم است که در مراسم ورزشی مسن ترین و یا پیشکسوت ترین را به میانداری دعوت می کنند چون میانداری برای اجرای یکدست ورزش کامل باستانی خسته کننده است در این حال افراد پیر ولو اینکه کاملا ورزیده باشند یا باید میانداری را نپذیرند یا آنکه در حد توانایی خود به اندازه یک ورزش نمایشی ساده ورزش کند و تحت تاثیر غرورهای جاهلانه قرار نگیرند .خطر از همینجا ناشی می گردد افراد مسن یا چاق که بر اثر پرخوری و استراحت چربی بدن آنها زیاد می شود باید توجه داشته باشند که ناراحتی و عوارض قلبی برای آنها وجود دارد بخصوص اگر سیگاری باشند که حساب آنها روشن است سیگار یکی از مهمترین عوامل سکته است یک چنین افرادی ورزش سنگین برای آنها بسیار خطرناک است مگر آنکه همانطور که قبلا گفته شد به تدریج بدن را آماده و مقاوم نماییم.

بنابر این ورزش باستانی موجب ناراحتی قلبی نمی شود بلکه بی احتیاطی و بی مبالاتی بعضی از پیشکسوتهای این ورزش که تا به حال موجب سکته دربین آنها شده است و این نه تنها برای ورزش باستانی بلکه در کلیه ورزش ها صادق است.

ورزش مردی و ....

در عروسی کامران میرزا بود ناصرالدین شاه گفت بهمین مناسبت تکلیف این دو پهلوان بزرگ و معروف ایران یعنی پهلوان یزدی بزرگ و معروف ایران یعنی پهلوان یزدی بزرگ و پهلوان اکبر خراسانی را روشن کند پهلدان یزدی دستش آسیب دیده بود  که طبق رسم و سنت هرگز پهلوان اکبراز این عضو معیوب استفاده نخواهدکرد .ولی وقتی کشتی شروع شد پهلوان اکبر مدام در این فکر بود آن دست آسیب دیده را بگیرد و از پا دراورد و همچنین کاری را کرد و پهلوان یزدی طبق سنت آن زمان کشید گفت مریزاد ...اکبر توجه نکرد و بالا خره ناجوانمردی یزدی را مغلوب کرد.

وفات آن پهلوان در کهولت سنی سال 1320 هجری قمری ذکر کرده اند.

و اما غلامرضا تختی و کولایف حریف سرسخت و دلاوری که انگشت دست او معیوب و فرصتی بود که غلامرضا بار دیگر مدال طلا را نصیب خود و کشورش بکند .مسابقه که شروع شد همه مردم دیدند که غلامرضا نه فقط خودش را از آن انگشت معیوب دور نگه میدارد بلکه از بهترین فرصتها به جهت آنکه مبادا صدمه ای به انگشت حریف برسد دست می کشید،غلامرضا وقتی حریف را مغلوب کرد و انسانی ترین بشری در اوج رسید راستی که جهان پهلوان برازنده توست ای همیشه زنده اینجاست که باید گفت آدم داریم تا آدم.

میگویند ورزش باستانی بیشتر در شنو رفتن شکم میاورد ،خیر،اگر این بود با عرض معذرت تمام چهارپایان شکمشان به زمین میخورد.

فقط دو کار در این ورزش شکم میاورد

یک، پا نزدن و تنبلی در انجام عملیات خم گیری نکردن و نرمش زیاد نکردن

 دو،پرخوری و بی توجهی به تغذیه درست.

و حالا تاثیرهای این ورزش را می گویم

1-تاثیر شنو:

در این حرکت عضلات درگیر عبارتند از عضلات باز کننده مچ دست و انگشتان و عضلات ساعد و عضلات درون مچ و ساعد ،عضله سه سر بازو عضله دو سر قدامی بازو عضلات سینه ای کوچک و بزرگ عضلات سرشانه ای بخش قدامی عضلات زیر بغل،افزایش قدرت و استقامت عضلانی در بازو می گردد در شنو پیچ علاوه بر گفته بالا عضلات پشتی بزرگ نیز درگیر است در شنو پا باز یا کرسی عضلات چهارسر ران و عضلات کشاله ران به آنها اضافه می گردد حرکت شنو نظر به اینکه تجمع اسید لاکتیک و خستگی و سفتی موضعی می شود نباید زیاد طولانی شود به خصوص برای مبتدیان که باعث کوفتگی شدید عضلات خواهد شد.

2-تاثیر میل:

در این حرکت عضلات درگیر عبارتند از :عضله دو سر بازویی ،عضلات گرداننده مچ و ساعد عضلات خم کننده مچ و انگشتان عضله بازویی قدامی ،بازویی زنداعلا،عضله سه سر بازوو سه گوش آرنجی عضلات سینه ای کوچک و بزرگ ،عضله ذوزنقه ای عضلات زیر بغل دو سر بازویی تاثیر میل در عضلات موجب هماهنگی اعصاب با عضلات و افزایش سرعت انتقال می باشد .میل باید به اندازه توانایی هر کس انتخاب و استفاده از میل های سنگین منع می گردد و چه بسا که میلهای خیلی سنگین موجب پاره شدن تاندونهای کتف شود.

3-تاثیر سنگ:

نام اصلی سنگ در گذشته (سنگ زور بوده)انگشتان و ساعد،عضلات مچ و ساعد عضلات دو سر قدامی بازو،عضله سر باز ،عضلات سینه ای کوچک و بزرگ عضلات سر شانه ،عضلات پشت و زیر بغل درگیر هستند و تاثیر آن تقریبا مانند میل است در مورد سنگینی بیش از توانایی سنگها باید رعایت گردد.

4-تاثیر کباده :

عضلات درگیر عملیات کباده عبارتند از :عضلات خم کننده مچ و انگشتان ،عضلات ساعد،عضلات دو سر قدامی بازو ،عضله سه سر بازویی،عضلات سینه ای کوچک و بزرگ عضلات سرشانه ،عضلات ذوزنقه ای و زیر بغل ،بیشتر انقباضات این تمرین از نوع پویا بوده و لذا عملکرد دینامیکی را افزایش میدهد ،زیاده روی در کباده کشیدن به قلب فشار می آورد و باید به خصوص برای افراد مسن رعایت کردد.

5-تاثیر چرخیدن:

عضلات در گیر در این حرکت عبارتند از :عضلات مچ و کف پا ،عضلات دو قلو و عضله نعلی وساق پا،چرخیدن موجب سرعت و چالاکی و افزایش استقامت قلب می شود در چرخیدن نظر به اینکه بعلت وجود قوه گریز از مرکز خون متوجه انگشتان می شود و پوست دست به شدت دردناک می گردد باید به مجرد احساس این وضع چرخیدن متوقف گردد و این در صورتی است که چرخ سریع باشد ولی در چرخ سنگین خون کمتر متوجه پنجه های دست می گردد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/03/07ساعت 18:42  توسط عبدالحسین دیده ور  | 
با سلام

  • نظر به اینکه عده ای از دوستان در بخش نظرات خصوصی سوالاتی پیرامون ورزش باستانی ،کشتی پهلوانی و هنرهای فردی داشتند ، جهت ادای دین به این ورزش کهن از این پس علاقه مندان  می توانند سوالات خود را بصورت مستقیم با تماس تلفنی با اینجانب مطرح نمایند.
  • شماره تلفن مستقیم ۰۹۱۲۶۵۴۹۲۵۹
  • با احترام عبدالحسین دیده ور
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/05/13ساعت 22:34  توسط عبدالحسین دیده ور  | 

آخر چگونه می توان خاطرات تلخ و شیرین و پر از فراز و نشیبی که در دوران طفولیت تا به حال همچون سایه ایی مرا دنبال می کنند، آرام آرام به دست فراموشی سپارم.

خدایا، خداواندا، یاریم کن که گذر زمان، همچون گرد و غباری بر کوچه پس کوچه های ذهنم سایه نیفکند و به هر مقام و منصبی که رسیدم، بعد از تو دو کلمة  مقدس پدر و مادر ذکر زبان و قلبم باشد، تا با این نیت قدردان زحمات بی شائبه و بی دریغ آن دو عزیز تا لحظة مرگ باشم.

باشد که با این وسیله، آنی از خود بیخود نشوم و با رفتار و اعمال نابخردانه خود دل آنان را به درد نیاورم و بدینوسیله این تجربه ارزشمند،  نه تنها به همنوعان خویش، بلکه به نسل های پس از خود دست به دست سپرده شود.

 

              

+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/26ساعت 10:20  توسط عبدالحسین دیده ور  | 

 

601- روشنفكر كسي است كه هميشه پيش بيني كند.

602- اگر تمام عمرم را خدا را شكر كنم كم كرده ام، چون خداوند خيلي بمن منت گذاشته. چرا كه همسر و فرزندان خوب، مهربان و دلسوز و همچنين دامادهاي خوب، عروس خوب و نوه هاي خوب به من داده است. الهي، شكرت . اي خداي مهربان، انشاء الله كه هميشه سلامتي و پير آخر عاقبت بخير بشوند و همديگر را داشته باشند و خدمت به مردم كنند دست مردم را بگيرند و هميشه خوش و خرم باشند و خدا و مادرشون را، فراموش نكنند. همسرم، مرا ببخش . حسين خشمگين و خطاكار خشن را، حلالم كن...... كه سر پا ندامت ام...... با لبي خندان ميروم..... چون همسر فداكاري دارم.

603- دنيا به اين وقاحت اصلا" صفا ندارد..............................................بيمار مال دنيا دردش دوا ندارد

      آخر كسي به دنيا عمرش بقا ندارد....................................................در وقت دادن جان شاه و گدا ندارد

604- دو چيز را هيچ وقت فراموش نكن، اول خدا، بعد مرگ را.

605- دو چيز را هميشه فراموش كن ، اول به كسي خوبي كردي، بعد كسي به تو بدي كرد.

606- بنده آني كه، بند آني پس بنده خدا باش.

607- حكيم ابوالقاسم فردوسي پهلوان بزرگ سخن فارس.

608- مادر اين شهر اگر دشمن و بدگو داريم............................................علت آن است كه ما خصلت نيكو داريم

      اين خلايق به خيال كند كه ما او باشيم .............................................به خداحافظ حق خودمان مي باشيم

609- اول نيكي بخودت بكن، نيكي بخود يعني چي؟ نيكي بچشم، به پاهايت، به زبانت، به دستت، به گوشت و بعد به مردم.

610- خوشدل نشوي از آنكه عنوان داري ................يا آنكه نژاد از كي و ساسان داري

       بايست بر همه هم چو شمشير شوي................تا جوهر خويش را نمايان دارد

611- مهر مادر، شنيدم جواني پليد و شرور                 به مادر همي تاختي از غرور

       به سيلي بيازرد رخسار او                 زدي صدمه بر جسم بيمار او

        بدان سان كه با حال اندوهگين                 بيافتاد مادر بروي زمين

       جوان پاره سنگي گرفتي بدست                 سر مادر بينوا را شكست                                                                                        

612- به سلامتي ديوار، چون كه هر مرد و نامردي بهش تكيه مي كنند.

613- به سلامتي كلاغ، نه به خاطر سياهيش، بلكه به خاطر يك رنگيش.

614- به سلامتي گاو، چون نمي گويد (من) مي گويد (ما).

615- به سلامتي ما، كه همه ياد همديگر هستيم.

616- نه جان ديدني است و نه خرد.

617-                                (ذكرهاي ايام هفته)

1-      شنبه: 1060 مرتبه ذكرياغني.

2-      يكشنبه: 489 مرتبه ذكر يا فتاح.

3-      دوشنبه: 129 مرتبه ذكر يا لطيف.

4-      سه شنبه: 903 مرتبه ذكر ياقابض.

5-      چهارشنبه:‌541 مرتبه ذكر يا متعال.

6-      پنجشنبه: 308 مرتبه ذكر يا رزاق.

7-      جمعه: 256 مرتبه ذكر يا نور.

618-                        (ذكرهاي ايام هفته)

شنبه: صد مرتبه(يا رب العالمين).

يكشنبه:‌صد مرتبه(يا ذالجلال و الاكرام).

دوشنبه: صد مرتبه( يا قاضي الحاجات).

سه شنبه: صد مرتبه(يا ارحم الراحمين).

چهارشنبه: صد مرتبه(يا حي و يا قيوم).

پنجشنبه: صد مرتبه (لا اله الا لله الملك الحق المبين).

جمعه: صد مرتبه(الهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم).

619- اميرالمؤمنين عل (ع) فرمودند:

·         اگر خدا كفيل روزي است..............................غصه براي چه؟

·         اگر رزق تقسيم شده..............................حرص چرا؟

·         اگر دنيا فريبنده است..............................اعتماد به آن چرا؟

·         اگر بهشت حق است..............................تظاهر به ايمان چرا؟

·         اگر قبر يك حقيقت است.............................ساختمانهاي مجلل چرا؟

·         اگر جهنم راست است...........................اين همه ناحق كردن چرا؟

·         اگر حساب آخرت وجود دارد.............................جمع مال حرام چرا؟

·         اگر قيامت هست...............................خيانت به مردم چرا؟

·         اگر دشمن انسان شيطان است..............................پيروزي از او چرا؟

620- از گفتگو رفيق بد حذر كن تا نريزد آبرو ...........آبرويت مي برد آن يار بد بي گفتگو.

621- تصدق گر نمائي بر فقيران................چنان نازل شود رحمت ز يزدان.

622- بهترين دوستان آنكه عيب دوست گويد روبرو.

623-                                                  (دعاي سفره)

الحمدالله رب العالمي، ايوالله، يا علي، ايوالله، سفرۀ سلطان، كرم خاندان كرم، نور نبي، كرم علي، شكسته و بسته جان مدعي، بر ما حلال، بر صاحبانش خيرو بركت، ايوالله، سفرۀ مردان كم مگردان، خيرش بيش و شرش دور گردان. از كرم شاه مردان صاحب خير داخل خير دم مردان نقس پير باطن مرتضي علي (هو).

624- چه فرمود پيغمبر رهنمون...............نماز است بر خيمه دين ستون.

625- نقل دهان پهلوانان، صلوات است.

626- هر كس كه بپرسد مي آموزد.

627- بزرگي به دانش و فرهنگ است نه به دارايي و دودمان.

628- كسي كه با نادان ها معاشرت كند، خوار مي شود.

629- غريب كسي است كه (يار) و ( حيب) ندارد.

630- جاهل كسي است كه تظاهر به پهلواني مي كند و گاه با چاقو كشي و لات بازي فحاشي موجب شرارت مي شود.

631- مراحل جوانمردي سه چيز است : 1- سخاء، يعني هر چه داري، دريغ نكني. 2- صفا، يعني سينه را از كينه پاك كني، 3- وفا، يعني با خدا و با خلق خدا وفا كني.

632- ورود به گروه جوانمردان ، هفت خصلت دارد:

·         دين: بايد مسلمان باشد.

·         ذكورت: بايد مرد باشد.

·         بلوغ، بايد بالغ باشد.

·         عقل، بايد عاقل باشد.

·         صحت، از نظر بدني سالم و بدون نقص باشد.

·         مروت، بايد بامروت و با انصاف باشد.

·         حيا، بايد با حيا باشد.

633- اگر قرار باشد كه نصيحتي بگوييم و همه باز هم بشنوند و كسي عمل نكند وقت خود و ديگران راتلف كرده ايم.

634- با خدا به صدق و صفا، با پدر و مادر به شفقت و مدارا.

635- اشك ريزان به درت من به پناه آمده ام................دست خالي ز عمل پر از گناه آمده ام

       نيمه شب آمده ام بلكه پناهم بدهي......................سر به زير و خجل و روي سياه آمده ام

      گر براني تو مرا پس به كجا روي آرم ..............من به در گاه تو با ناله و آه آمده ام

      بخدايي خودت تا كه نبخشيي تو مرا..................نروم چونكه باميد و رجا آمده ام

      ملك الملك توئي و كرمت نامحدود.....................من سگي هستم و با حال تباه آمده ام

      نيمه شب هر كه پناهي و مكاني برود................من عاصي بدرت نامه سياه آمده ام

     دست من گير و رهان از غضبت اي الله.............من به بهر كرامت چون پر كاه آمده ام

     من كه سرمايه ندارم بجز از مهر علي.................دست خالي بسر سفرۀ شاه آمده ام

                                                                 (التماس دعا و حاجت همه روا)

636- بعد از اسلام اولين نفر پهلوان باستاني مثل ستاره درخشيد محمود قتالي معروف به پورياي ولي مي باشد مظهر ايثار.......

637- جهان را بلندي و پستي تويي.....................................ندانم چه ايي هر چه هستي تويي

638- اي دوست در اين جهان فاني.....................................عشق من و تست جاوداني

639- بي سبب هرگر نمي گردد كسي يا كسي.........................يار بسيار است ناگرم است بازار كسي

640- بلندي جهان به كوتاهي عمر ماست.

641- هر ايراني پاكدامن پنج چيز از خداي  خويش خواهان است: اول: بهشت ،دوم: نيروي تن، سوم: زندگي بلندي روح آرامش روان، چهارم: كامروايي در شكستن دروغ، پنجم: آگاهي از راهزنان آگاهي از نيرنگ دشمن.

642- ريشه كلمه پهلوان از پهلو آمده در عهد ساسانيان عنوان لقب سه خاندان معروف آن عصر بود به نامهاي : قارن پهلو، سورن پهلو، اسپاهيند پهلو نيرومند درشت اندام دلير جنگجو، پهلوان منسوب به پهلو سخت توانا دلير شجاع درشت اندام درشت گوي مرد اصلي كه در داستاني شرح اعمال او روايت شود كشتي گير، فرمانده هاي نظامي در قديم پهلوان ميگويند سمك عيار.

643- ما جسم و دل خود را پرورش مي دهيم، تا روحي استوار وغيرمتزلزل داشته باشيم. راه را ستين مبارزه را مي پيبماييم، تا همواره حواس و روح خود را آماده نگهدارم با قدرتي راستين مي كوشيم ،تا روح فروتني را در خود بوجود آوريم. ما نهايت فروتني را رعايت خواهيم كرد به درجات بالاتر خود احترام مي گذاريم از خشونت مي پرهيزيم. ما همواره به ياد پروردگار توانا هستيم و هرگز موهبت انسان بودن را فراموش نخواهيم كرد. همواره به عقل و قدرت مي انديشيم و خواسته هاي ديگر را از خود مي رانيم.

644- از علم بالاتر، سلامتي است.

645- چراغ بايد جلو باشد در پشت سر نور نمي دهد.

646- گردش دور قمررا نه تو داني و نه من ...................................وقت اعلام سفر را نه تو داني و نه من

        تا كه هست سايه پر مهر پدر بر سر ما..................................بخدا قسم كه قدرش را نه تو داني و نه من

647- كسي كه امانتدار باشد، مي تواند شفاعت بكند.

648- سرنوشت، دست خود انسان است.

648- پاك بشين، پاك بخور، پاك بلند شو.

649- حق را از لحظه هاي عبور زندگي بگير.

650- هر كه از ديده رود، از دل برود.

651- پدر و مادر گل، غنچه فرزندان است.

652- سرافرازي پدر و مادر فرزندان خوب است.

653- دروغگو، ترسو است و گذشت شجاعت است.

654- ثروت هدف نيست بلكه از ثروت بايد چيزي را خلق كرد.

655- آب نمي خواهم، آبرو مي خواهم.

656- مراد هر كه برآري مطيع امر تو گشت خلاف نفس كه فرمان دهد چو يافت مراد.

657- دل هرگز نظر مغز را قبول ندارد ولي مغز نظر بارها دل را پذيرفته.

658- كسي كه تازه وارد هر باشگاه و يا براي هر كاري بجائي ميرود براي آموزش و كسب كار و درس، بايد سه داشته باشد، اول (ادب)، دوم(تلاش)،‌سوم(پيروزي) خود بخود مي آيد.

659- يك عمر علي گفت و در اين دار مكافات..................................با مهر علي شاه ولايت به جنان رفت

     او ذكر حسين داشت به دل در همه احوال...................................با عشق حسين ابن علي او ز جهان رفت

660- با خدا بودن بهتر از نا خدا بودن.

661- مي خواهي چيزي يا ديگري بايد فروتني كني.

662- فروتني، دانائي است، توانائي ، فضيلت،.....

663- انسانها از جنس خاك هستند و به جنس آسماني ميرسند.

664- اوج كمتر سقوط امن تر.

665- فواره چون بلند شود، سرنگون شود.

666- مسلماني يك كلمه است آن تسليم خدا بودن.

667- او گفت:‌خود بمرتبه جنت سراي حق.............................. در زير پاي مادر پاكيزه گوهر است.

668- بدان غيبت ز مردم اي ابوذر...........................................بود خود از زنا صد بار بدتر

669- ز سينه تخم كينه ريشه كن كن...........................................به قلب دشمنان خود وطن كنه

670- مشورت با مردم بزدل مكن..............................................كه تو را در كارها سازند نيست

671- فرمان علي مرتضي باشد اين...........................................آباد مكن جهان به ويراني دين

672- جهان چون مار و افعي پيچ پيچ است...................................‌همان بهتر كه در دست تو هيچ است.

673- طمعكار پيوسته باشد فقير................................................بود پيش مردم زبون و حقير

674- امروز به فكر راحت فردا باش..........................................آسوده ز گير و دار اين دنيا باش

675- غريب است آنكه او ياري ندارد.........................................به شهر خويش غمخواري ندارد

676- مصطفي گفت كه از فقر مرا باشد فخر................................كه فقيري نبود تلخ بكام فقرا

677-هيچ ورزشي براي قلب بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نيست.

678- ورزش بدون علم بدرد نمي خورد.

679- ما بايد به روح كار داشته باشيم نه جسم، روح حقيقت است.

680- هنر اول اخلاق خوب است.

681- دنيا مسافر خانه است يك شب مي آييم و صبح مي رويم.

682- رفتند كيان و دين پرستان.............................وامانده جهان به زير دستان

     آن قوم كيان و اين كيانند................................بر جاي كيان ببين كيانند

     زندگي آخر سر آيد......................................بندگي در كار نيست

     بندگي گر شرط باشد...................................زندگي در كار نيست

     گرفتار دشمنان آبت كند مسكين مشو................مر باش اي خسته دل شرمندگي در كار نيست

683- كعبه يك سنگ نساني است كه ره گم نشود.

684- حاجي احرام دگر بند ببين يار كجاست.

685- زميني كه خوب شخم نخورد، محصول خوبي نمي دهد.

686- براي رسيدن به بزرگي، اول كوچكي را پيشه كن.

687- راه در جهان يكي است، آن هم راستي است.

688- هر چه بايد شود آن مي شود................................................ديده دل بي خودي خون مي شود

689- اي خداي زمين و زمان بمن بده امن و امان.

690- درياي معرفت آب انبار علم وادب.

691- به مد پرستان بگوئيد كه آخرين مد كفن است.

692- شير بيشه نجف، كننده در خيبر، علي بن ابي طالب، مظهر كل عجايب، اسدالله خالق.

693- اگر دادي رحيمي، اگر ندادي حكيمي اي خدا.

694- بزرگترين جشن واقعي جشني است كه بكمك همديگر برويم و مشكل يكديگر را حل كنيم.

695- اي زن به تو از فاطمه اينگونه خطاب است.............................ارزنده ترين زينت زن حفظ حجاب است

696- وقت خودت را صرف حرف مردم نكن.

697- زندگي سخت نيست.

698- هر انساني براي خودش بايد كاري كند، هيچ كس در حق او كاري نمي كند.

699- من در دنيا مشتاق ديگران هستم، ولي محتاج نيستم.

700- مهم ترين كالاي دنيا چيست؟ (هوا)

701- حرف ناحق مردم، باد هوا است.

702- قضاوت بدست بعضي از مردم نفهم است.

703- وابستگي از ناداني است و ناتواني.

704- پدر جان ياد آن شبها كه ما را شمع جان بودي.................ميان نا اميد يها، چراغ جاودان بودي

      برايت زندگاني گر چه يكسر رنج سختي بود...................بنازم همت بابا صبورو مهربان بودي

705- انسان حيواني صاحب ذهن است.

706- ذهن انسان مجموعه اي در وجود انسان.

707- تميزي چه قشنگ است به بي دين ندهندش...................دين چه قشنگ است به هر كس ندهندش

708- معرفت گر چه قشنگ است به هر كس ندهندش............پر طاووس چه قشنگ است به كركس ندهندش

709- گل شقايق اگر با پوست گردوي تازه آميخته شود، مو را سياه مي كند.

710- ويتامين ب 1 در دانه غلات، جگرسياه، زرده تخم مرغ ، شير، گوشت گاو، گوشت بي چربي، صدف و سبزيها وجود دارد.

711- مهمان رسول خدا است كه وارد خانه مي شود.

712- هرگز هنداونه را ناشتا نخوريد.

713- درمان هاي كمر درد، به نقل از احمد بن محمد بن ابي نصر: امام رضا(ع) فرمودند: نخود براي كمر درد سودمند است دربارۀ ايشان امام رضا(ع)‌نيز نقل كرده است كه او پيش و پس از غذا آن را مي طلبيد.

714- عوامل نقرس: امام رضا(ع) انجير و شراب خرما كه اهلش مي خورند چون با هم جمع شوند نقرس و پيسي به وجود مي آورند.

715- عوامل بيماريهاي مثانه: امام رضا(ع) هر كس مي خواهد مثانه اش به عارضه اي گرفتار نشود پيشابت خود را نگه ندارد حتي اگر كه بر پشت مركب خويش نشسته باشد.

716- از گوش درد: هر كس مي خواهد گوش هايش درد نگيرد به هنگام خواب در آنها پنبه بگذارد.

717- پيشگيري هاي بيني و حنجره : كسي از شما وضو مي گيرد، آب را به بيني خود ببرد و بيرون بريزد.

718- درمان هاي بيني و حنجره: غذا را با نمك آغاز كن و با نمك پايان ده، چراكه نمك درمان هفتاد درد است كه كمترين آنها ديوانگي، جذام، پيسي، گلودرد، دندان درد و شكم درد باشد.(پيامبر خدا)

719- درمان هاي بيني و حنجره: مرزنگوش، را ببوييد كه براي ناتواني از بويايي خوب است.(پيامبر خدا)

720- درمان هاي بيني و حنجره: براي گلودرد، چيزي همانند شورباي شير نيافته ايم.

721- قانده زكام: زكام سربازي از سربازان خداوند عزوجل است كه خداوند عزوجل، آن را به سركوب درد بر مي انگيزد و درد را از ميان مي برد.

722- فايه هاي عطسه: عطسه كردن براي بيمار، نشان بهبود و راحت بدن است. بدان كه علت عطسه آن است كه خداوند،بنده اي را نعمتي دهد و او سپاسگزاري بر آن را از ياد نبرد،‌ خداوند، بادي بر او چيره مي سازد كه در تن وي مي چرخد و سرانجام از سوراخ هاي بيني او بيرون مي آيد و شخص، خداوند را بر آن عطسه سپاس گويد و خدا اين سپاس گفتن را سپاس آن نعمت قرار مي دهد همچنين، هيچ كس عطسه نمي كند، مگر اين كه غذايش گوارا مي شود.(اما م رضا)

723- امام صادق : هر عطسه اي براي بدن، سودمند است، تا زماني كه شمار آنها از سه افزون نشده است، اما چون از سه افزون شود، درد و بيماري است.

724- درمان عطسه زياد: نقل ابوبصير، امام صادق(اگر دوست داري كه عطسه هايت كم باشد با روغن مرزنگوش، انفيه كن) پرسيدم: به چه مقدار؟ فرمود: (به مقدار يك دانگ) من، اين كار را پنج روز انجام دادم و اين حالت در من از ميان رفت.

725- پرخوري از تخم مرغ آب پز نفس تنگي و نفس بريدگي مي آورد.(امام صادق)

726- خلال دندان،( پيامبر خدا): واگذاشتن خلال، مايۀ سنتي دندان هاست.جويدن مغز هسته هلو براي لثه.

727- پيامبر خدا: خلال دندان در پي غذا، خلال كنيد و آب در دهان بچرخانيد، چرا كه مايۀ سلامت دندان هاي نيش و آسياست. دم كرده برگ گل آفتابگردان انگلهاي روده را دفع مي كند.

728- پيامبر خدا: خلال كنيد، چرا كه دهان را تميز مي كند و مايۀ سلامت لثه است.

729- امام صادق: آداب خلال كردن، آنچه زبانت را بر آن چرخاندي و از لاي دندان بيرون كشيدي فروده، ولي آنچه را با خلال بيرون كشيدي بيرون افكن.

730- آداب خلال كردن(امام حسين) : هنگام خلال كردن، آب ننوشيم، مگر پس از سه بار چرخاندن آن در دهان.

731- شستشوي دهان و بيني. از پيامبر خدا شستشوي دهان و بيني، از فطرت توحيدي است.

732- مسواك زدن پيامبر خدا. جبرئيل، آن اندازه مسواك زدن سفارش مي كرد كه گمان بردم آن را واجب قرار خواهد داد.

733- مسواك زدن، امام صادق: پيامبر خدا، آن هنگام كه مردم، دسته دسته به دين درآمدند، فرمود(طايفه) آزاد كه نازك دلترين و خوش دهان ترين مردم اند، به آنان (مسلمانان) در پيوستند.

734- مغز و اعصاب، مسواك. امام باقر: مسواك زدن، بلغم را مي برد و عقل را افزون ميكند.    

735- گفت پيغمبر كه يزدان مجيد: از پي هر درد درمان آفريد.

736- فوايد مسواك: پيامبر خدا، مسواك، دندان ها را در دهان تثبيت مي كند.آب ريشه گل آفتابگردان براي دندان درد.

737- امام صادق: قوايد مسواك، بر شما با مسواك زدن، چرا كه ديده را جلا مي دهد.

738- پيامبر خدا: در مسواك زدن ده ويژگي است:

·         دهان را خوش بو مي كند.

·         لثه را استحكام مي بخشد.

·          بلغم را مي برد.

·          ديده را جلا مي دهد.

·         جرم دندان را از ميان مي برد.

·          معده را سامان مي بخشد.

·          با سنت سازگار است.

·          فرشتگان را شاد مي كند.

·          پروردگار را خرسند مي سازد.

·          بر حسنات مي افزايد.

739- آداب مسواك زدن: پيامبر خدا . به عرض، مسواك بزنيد و به سمت طول دهان مسواك نزنيد.

740- وقت مسواك: پيامبر خدا. هر شب سه بار مسواك مي زد: يك بار پيش از خواب، يك بار هنگامي كه از خواب بر مي خاست و آهنگ نيايش شبانه داشت، يك بار هم پيش از آن كه روانۀ نماز صبح شود.

741- خوش بو كردن دهان. امام صادق. چه نيكو لقمه اي است پنير،‌دهان را تر و تازه مي كند، بوي دهان را خوش مي سازد، غذاي پيش را هضم مي كند و غذا را مطبوع مي سازد.

742- شانه زدن: امام صادق، شانه كردن موي سر،‌بلغم را از ميان مي برد. شانه زدن ابروها، ايمني از جذام است و شانه كردن موي گونه ها، دندان ها را استحكام مي دهد.

743- محل مسواك زدن: امام كاظم، ‌مسواك زدن در آبريزگاه بد، بوي دهان را در پي مي آورد.

744- سالمندان يك كتاب خاك خورده هستند، اگر خاكشان را پاك كنيم خيلي درسها ياد ميگيريم.

745- عصاي پيري جنسش از محبت است.

746- شكم مانند چاهي است كه هيچ وقت پر نمي شود.

747- عشق و درويشي و انگشت نمايي و ملامت همه سهل است تحمل نكنم درد جدايي.

748- بر عاصيان هر قوم بگماشت حق بلايي................ ما خيل عشقبازان هجرانمان بلا بود

749- صوفي از باده به اندازه خورد نوشش باد................ورنه انديشۀ اين كار فراموش بار

750- عوامل بيماري دندان: امام رضا نوشيدن آب سرد در پي چيزهاي گرم و نيز در پي شيريني، دندان ها را از ميان مي برد. هر كس مي خواهد دندان هايش فاسد نشود،  حتما" هر گاه شيريني مي خورد، پس از آن، قطعه ناني بخورد.

751- درمان هاي دندان: امام رضا: انجير، بوي بد دهان را مي برد، دهان و استخوان ها را استحكام مي بخشد، مو بر مي روياند درد را مي برد و با وجود آن، ديگر به دارد و بي نياز نيست.

752- معده خانۀ همۀ دردهاست و پرهيز، دريشۀ درمانها.

753- كاهو بخور، كه خواب آوراست غذا را هضم مي كند.

754- پنير، غذاهاي پيش از خود را گوارش مي دهد و براي پس از خود، اشتها مي آورد.

755- هر كس روزي دوبار مسواك بزند، سنت پيامبران را استمراء بخشيده است و غذايش گوارا مي شود.

756- تقويت معده: سيب، پالاينده و خوش بو كنندۀ معده است.

757- گلابي:‌ معده را مي پالايد و تقويت مي كند و با به ، همگون است، خوردنش روي غذا سودمندتر است تا چاشت ناخورده هر كس هم كه احساس سنگيني كند از آن(بر روي غذا بخورد).

758- خوردن به شيرين با دانه هايش، چرا كه معده را تقويت مي كند معده را مي پالايد و معده را پاك مي سازد.

759- باقلا را با پوستش بخوريد، چرا كه معده را پاك مي كند.

760- مبادا معده ات را از خوراك سنگين كني در آن جايي براي آب و جايي براي باد گذار و هنگامي كه هنوز به خوردن اشتها داري از خوردن دست بكش كه اگر چنين كني غذا را گوارا خواهي يافت چه تندرستي از كم خوردن و كم آشاميدن است.

761-                                                    (جلسه غيبت)

·         موضوع جلسه:‌بردن آبروي مؤمن

·         رئيس جلسه: شيطان

·         دبير جلسه: نفس اماره

·         منشي جلسه: هواي نفس

·         زمان جلسه: وقت بيكاري

·         مكان جلسه: در هر كجا كه خدا فراموش شود.

مراقب باشيم شيطان در كمين است.

762- آسيب معده، هر كس مي خواهد معده اش او را آزار ندهد ميان غذا خوردن آب ننوشد تا آن را به پايان برساند زيرا كه هر كس چنين كند رطوبت در بدنش مي نشيند و معده اش ضعيف مي شود و رگ ها نمي توانند نيروي موجود در غذا را بگيرند چه اگر پي در پي آب به معده ريخته شوده معده فراخ مي گردد.

763- درمان بواسير: انجير تازه و خشك بخوريد، چرا كه بر قدرت هم بستري مي افزايد بواسير را برطرف مي كند و براي درمان نقريس و سردي مزاج سودمند است. تره را بخور چرا كه در آن چهار ويژگي است، بوي دهان را خوشبو مي سازد، بادها را از بدن مي راند، بواسير را ريشه كن مي كند و براي كسي كه برخوردن آن مداومت ورزد مايه ايمني از جزام است. زردك مايه ايمني از قولنج و بواسير است و توان نزديكي را تقويت ميكند. برنج خوب خوراكي است روده را فراخ مي كند و بواسير را ريشه كن مي سازد. مردم عراق كه برنج و خرما خرك ميخورند اين دو روده ها را فراخ مي كنند و بواسير را ريشه كن مي سازد.

764- درمان بواسير: طهارت گرفتن با آب سرد، بواسير را از ميان مي برد.

765- درمان بادهاي شكم: اگر درد داشته باشد از سياه دانه و عسل بخورد.

766- امام صادق: درمان شكم، مردم مي گويند كه زيتون، بادآور است،‌زيتون بادبر است.

767- امام صادق: سركه شراب، جنبندگان شكم را مي كشد.

768-درمان كرم هاي شكم: پيامبر خدا. ناشتا خرما بخوريد چرا كه كرم هاي شكم را مي كشد.

769- امام رضا: كمتر غذا را گوارا مي يابيم زرده تخم مرغ بخور، من اين كار را كردم و از آن سود بردم.

770- آب درماني: غذا را در معده مي چرخاند، خشم را فرو مي نشاند بر هوش مي افزايد و تلخه را خاموش مي كند.

771- آب درماني: امام رضا. آب سرد حرارت بدن را فرو مي نشاند، صفرا را آرام مي سازد غذا را هضم مي كند، پس مانده اي كه بر سر معده است ذوب مي سازد و تب را از ميان مي برد.

772- درمان بي اشتهايي: امام صادق. چه نيكو لقمه ايست پنير دهان را تر و تازه مي كند، بوي دهان را خوشبو مي سازد، غذا پيشين را هضم مي كند و براي بعد، ‌اشتها را باز مي كند.

773- نشانۀ بيماري هاي خون: امام كاظم. غلبه خون را چهار نشانه است، خارش، جوش، چرت زدگي و سرگيجه.

774- درمان بيماريهاي خون: امام كاظم. آلوي تازه، حرارت را خاموش مي كند و صفرا را فرو مي نشاند، خشك آن نيز خون را آرام مي كند و درد هاي بي درمان را از تن بيرون مي كشد.

775- درمان بيماري خون: امام رضا. چغندر، عقل را استحكام مي بخشد و خون را تصفيه مي كند.

776- انواع لوبيا: براي تقويت رحم و جلوگيري از سقط جنين.

777- بيماريهاي خون و درمان: امام صادق. كاهو، ‌چرا كه خون را تصفيه مي كند.

778- درمان بيماريهاي خون: پيامبر خدا. اگر خون در درون تان به جوش مي آيد حجامت كنيد، چرا كه خون، گاه ممكن است در درون شخصي طغيان كند و وي را بكشد.

779- درمان بيماريهاي خون: امام حسن عسكري. پس از حجامت انار بخور. اناري شيرين چرا كه خون را فرو مي نشاند و خون را در درون تصفيه مي كند.

780- خون سازها:‌امام صادق. خوردن باقلا، استخوان هاي ساق راتراكم دروني مي دهد، توان مغز را افزون مي سازد و خون تازه توليد مي كند.

781- خون سازها: امام رضا. آب انار ملس بمك، زيرا انسان را قوي مي كند و خون را زنده مي سازد.

782- درمان طحال: امام كاظم. سه روز به او تره بخورانيد، بهبود مي يابد.

783- سيب زميني ترشي: براي مبتلايان به مرض قند، سرفه، سختي سينه و حنجره سوخته اش براي تقويت مو، غريزه جنسي.

784- بهداشت پوست: امام علي. روغن بنفشه پوست را نرم مي كند، بر توان مغز مي افزايد، مجاري آب را در بدن مي گشايد، كثافت پوست را از ميان مي برد و رنگ را روشن تر مي كند.

785- بهداشت پوست: پيامبر خدا. با روغن بنفشه بدن خود را چرب كنيد، چرا كه آن در تابستان سرد و در زمستان گرم است.

786- امام رضا: اگر مي خواهي كه در بدنت جوش و جز آن رخ ننمايد، هنگام درآمدن از حمام چرب كردن بدن خود را به روغن بنفشه آغاز كن.

787- بهداشت پوست: امام صادق. شستن سر با خطمي مايۀ شادابي است.

788- بهداشت پوست: پيامبر خدا هر كس حنا بر بدن خود بمالد و با آن خضاب كند خداوند او را تا هنگامي كه بخواهد ديگر بار خضاب كند از سه چيز درامان مي دارد:«جذام، پيسي و خوره»

789- بهداشت پوست: امام صادق. بر شما باد آن دو سفيد، نان و نمك كه ايمني از جذام، پيسي و ديوانگي در نمك است.

790- بهداشت پوست: پيامبر خدا. بر شما باد خوردن خربزه چرا كه در آن ده ويژگي است.

غذا است، آب است، شستشو دهنده است، خوش بو كننده است، مثانه را مي شويد، شكم را مي شويد، آب كمر را فراوان مي سازد، نيروي همبستري را مي افزايد، سردي را از ميان بر مي دارد و پوست را تميز مي كند.

791- بهداشت پوست: امام صادق. سنجد گوشتش گوشت مي روياند، هسته اش استخوان را رشد مي دهد پوستش پوست را مي پرورد. رگ جذام را به كلي از ميان مي برد.

792- عوامل بيماري هاي پوستي: پيامبرخدا. از نشستن در آفتاب حذر كنيد، چرا كه جامه را كهنه مي كند، بوي بدن را بد مي سازد،  درد نهفته را آشكار مي نمايد.

793- عوامل بيماريهاي پوستي: امام علي. هر گاه كسي از شما در زير آفتاب مي نشيند، پشت به خورشيد قرار گيرد، چرا كه آفتاب بيماري هاي نهفته را آشكار مي سازد.

794- عوامل بيماريهاي پوستي: امام علي. خوردن گردو در گرماي شديد حرارت را در بدن بر مي انگيزد و زخم هاي تن را تحريك مي كند اما خوردن آن در زمستان كليه ها را گرم مي كند و سرما را مي راند.

795- عوامل بيماري هاي پوستي: امام رضا. خوردن هميشگي تخم مرغ سبب پيدايش كك مك در صورت مي شود.

796- عوامل بيماريهاي پوستي: امام رضا. هر كس با آبي غسل كند كه پيش تر د ر آن غسل شده است و بدين سبب به جذام مبتلا شود كسي جز خود را نكوهش نكند.

797- عوامل بيماريهاي پوستي: امام علي. زنهار،‌ مبادا كه كسي در حمام به پشت بخوابد، زيرا اين كار چربي كليه ها را ذوب مي كند و مبادا كسي پاهاي خود را سفال« سنگ پا» بكشد زيرا اين كار جذام مي آورد.

798- عوامل بيماريهاي پوستي: امام علي. هر گاه كسي از شما گوشت خريد، غده ها را از آن بيرون آورده زيرا آنها رگ جذام را تحريك مي كنند.

799- عوامل بيماري هاي پوستي: امام صادق. هر كس شب هنگام تره تيزك بخورد، رگ جذام به بيني او حمله كند و چون شب بخوابد، خون دماغ شود.

780- عوامل بيماريهاي پوستي: پيامبر خدا. هر كس با زنش در حالي كه وي حائض است، نزديكي كند و برايشان فرزندي تقدير شود و اين فرزند به جذام مبتلا گردد، كسي جز خويش را نكوهد.

781- عوامل بيماريهاي پوستي: پيامبر خدا. در حالي با جذامي سخن بگو كه ميان تو و او به اندازه يك يا دو نيزه فاصله است.

782- پيشگيري از جذام: پيامبر خدا. اي علي، در آغاز و پايان ماه با همسرت آميزش مكن چرا كه در اين صورت ديوانگي و جذام و تباه مغزي به سراغ او و فرزندش مي آيد.

                                            «زبان خوراكيها»

783- اسم من« كنگر» است. در من املاح بسياري موجود است، ترشحات غدد را زياد مي كنيم، خودم براي كليه و مثانه مضرم، اما ريشه ام براي آنها مفيد است. هضم  غذا را آسان مي كنم و جراحات روده را التيام مي دهم .براي آنها كه بمرض پيسي گرفتارند مرا توصيه كنيد.

«كنگر چو برآورد سراز خاك زمين گفت.............. خرما نتوان خورد ازين خار كه كشتيم»

784- اسم من« سيب زميني» است. من از آمريكاي جنوبي آمده ام. مسكن دردهاي معدي هستم. مقوي قلب بوده لثه ها را محكم كرده و از خويريزي آن جلوگيري مي كنم. تنوري من ويتامين بيشتري دارد از سرخ كرده من بپرهيزيد..........و اگر زخم معده داريد، از نوع اسلامبولي من استفاده كنيد.

785- اسم من «عسل» است. هم دوا هستم و هم غذا. اكسير طول عمر را در من جستجو كنيد. هيچ نوع ميكروبي در من اثر ندارد، زيرا دشمن سرسخت آنها هستم. شفابخش زخمهاي دهان بوده سستي اندام و عضلات را از بين مي برم پادزهر خوبي براي سموم مختلف هستم دوست كبدم و سنگهاي كليه و مثانه را خرد مي كنم و خلاصه هزاران خاصيت ديگر كه كمتر كسي از آن مطلع است.

786- اسم «چغندر» است. خام من به اندازۀ عسل خاصيت دارد. درمان بي دريغ رعشه هستم. درد مفاصل و نقرس را درمان مي كنم. خوردن آب برگ من مسكن سردرد و دندان درد است و آنها كه از شوره مو رنج مي برند علاج ناراحتي خود را در من خواهند يافت.

787- اسم من «انگور» است. من مجموعه اي از عناصر مفيد و سودمندم. ضد سرطانم و ترشي خون را كم مي كنم. تنها ميوه اي هستم كه وقتي خشك شوم ارزش غذا ييم بالا ميرود. از نظر تركيبات غذايي شباهت زيادي به شير مادر دارم با سوء هاضمه مبارزه مي كنم. رماتيسم را از بين مي برم و خلاصه خواصي دارم كه كمتر كسي از آنها باخبر است.

788- اسم من «كلم» است. ضد رعشه هستم و قوۀ بينايي را تقويت مي كنم. خواب آورم و برادرم «كلم سنگ» علاج ورم روده است. شربت كلم قرمز درمان نقرس و رماتيسم است، مخصوصا" براي پيران و سالخوردگان كه طبعي سرد دارند سودمندم.

789- اسم من «گلابي» است. مرا شربت منجمد مي نامند. نيروبخش معده هستم و از انقلاب دستگاه گوارش جلوگيري مي كنم. من مفرح قلب و كبد هستم و اگر مي خواهيد چهره ايي بشاش داشته باشيد دوستم شويد.

790- اسم من «انار» است. ميوۀ بهشتي هستم و يك دنيا خاصيت دارم. زادگاهم ايران است. بهترين موقع خوردن من صبح زود است. رب من غم و غصه را از دل مي برد. شيرين مرا براي رفع سينه درد و سرفه مي كنيد.

791- من «بولاغ اوتي»‌هستم. چه تصور باطلي كه بعضي تصور مي كنند اين سبزي در يكي از وادي هاي جهنم روييده است «حضرت رضا عليه السلام». اسم من بولاغ اوتي است. من خوراك شاهنشاهان و پهلوانان قديم ايران بوده ام مانند پني سيلين امراض عفوني را درمان مي كنم، براي بيماريهاي غمباد – قند و سرطان مفيدم- اكسير جواني و طول عمر را در من جستجو كنيد. من دو برادرم « كه اولي اسمش تره تيزك و دومي شاهي است».

792- اسم من «هويج» است. دوست صميمي جگرم. نور چشم را زياد مي كنم. رنگ چهره را از تيرگي پاك مي كنم. مخصوصا" براي خانم ها عنصري بسيار مفيدم. در من ماده ايي است كه مقاومت پوست را زياد مي كند و خواص بي شماري كه شايد از آن كمتر كسي اطلاع داشته باشد.

793- اسم من «سركه» است. اعصاب را تحريك مي كنم. اگر معدۀ ضعيف داريد من در هضم غذا به شما كمك مي كنم دشمن عفونت هاي خوني هستم.

794- اسم من «آفتابگردان» است. من دوست كبد هستم. مضمضه آب ريشه ام. دندان درد را تسكين مي دهد. حشرات از من گريزانند. دم كردۀ برگم انگلهاي روده را دفع مي كند.

795- اسم من «باميه» است. اگر تب كهنه داريد با من به جنگش بشتابيد. گل من صفرا و سودا را مي برد. كرم معده را از بين مي برم و اشتها را صاف مي كنم.

796- اسم من «هلو» است. من ملين ، مسكن و ضد تشنگي هستم. جوشانده گل من، كرم معده و كرم كدو را دفع مي كند. در هسته ام خواص بسياري نهفته. جويدن مغز هسته ام براي لثه و استحكام آن مفيد است.

797- اسم من «بلال» است. از آمريكا آمده ام. از قند و نشاسته سرشارم . غذاي خوبي براي تقويت ناخن و مو هستم. در كاكل من خواص بسياري نهفته است. براي اگزما داروي مفيدي هستم و تا مي توانيد براي ورم روده از من استفاده كنيد.

           بر سر زلف نكويان چو بديدم پوستيژ..................يا دم آمد ز بلالي كه سرش كاكلي بود.

798- من «لوبيا» هستم. انواع و اقسام دارم.  براي تقويت رحم و جلوگيري از سقط جنين همتا ندارم. پر از مواد معدني هستم و شما مي توانيد به جاي گوشت از من استفاده كنيد.

799- من «خيار» هستم. جوشانده پوست من درمان بي چون و چراي يرقان است. خوردن پوست خشك من زايمان را آسان مي كند.

800- من شكر پاره هستم. «زردآلو» مرا رسيده بخوريد، تا به خون سازيم پي ببريد. در برگم خاصيت ضد كرم وجود دارد. شكوفه ام ضد خونريزي است و خودم درمان درد گرما زدگي ام.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/06/10ساعت 18:23  توسط عبدالحسین دیده ور  | 

 

401- عدالت از عسل شيرين تر و از روغن نرمتر و از اشك خوشبوتر است.

402- وقتي انسان دوست واقعي دارد كه خودش هم يك دوست واقعي باشد.

403- هيچ ثروتي نيرومندتر از عقل نيست.

404- سعادت ديگران بخشش مهمي از خوشبختي ماست.

405- هر كه خود را شناخت، خداي خود را شناخته است.

406- بهترين كارها اين است كه در جواني دانش آموزي و در پيري به كاربري.

407- تندرستي گواراترين نعمت هاست.

408- خنده بزرگترين اسلحه در جنگ زندگي است.

409- قدرت شكست ناپذير خدا، هر مانعي را از سر راه بر مي دارد.

410- با ديگران بخند نه بر ديگران.

411- قبول حقيقت از بيان حقيقت سخت تر است.

412- ثروت حقيقي، علم و تقواست.

413- براي موفقيت بايد اول باور كنيم كه مي توانيم.

414- بردباري ميوه درخت دانش است.

415- آن چه نمي داني از علما فرا گير و آن چه مي داني به مردم بياموز.

416- با اراده اگر دري را بكوبي، گشاده مي گردد.

417- به محض آرام شدن در پاي افكار كشتي هاي نجات از راه مي رسد.

418- دلت را خانۀ ما كن مصفا كردنش با من             بما درد دل افشا كن، مداوا كردنش با من

       اگر گم كرده اي ايدل داري كليد شجاعت را        بيا يك لحظه با ما باش، پيدا كردنش با من

       بيافشان قطره اشكي كه من هستم خريدارش   بياور قطره اي اخلاص، دريا كردنش با من

      اگر درها برويت بسته شد دل برمكن بازآ             در اين خانه دق الباب كن، واكردنش با من

       چو خوردي روزي امروز، شكر نعمت ما كن          غم فردا بخورتأمين، فردا كردنش با من

       بمن گو حاجت خود را اجابت مي كنم آري         طلب كن آنچه ميخواهي، اجابت كردنش با من

      بقرآن آيه رحمت فراوان است اي انسان             بخوان اين آيه را، تفسير و معني كردنش با من

      بيا قبل از وقوع مرگ تو روشن كن حسابت را       بياور نيك و بد را، جمع و منها كردنش با من

      اگر عمري گنه كردي مشو نواميد ا ز رحمت          تو نامه توبه را بنويس، امضاء كردنش با من

               .....................................................................................................

419- اولين چيزيكه از انسان سؤال مي شود نماز پنج گانه است.

420- فرزند هنر باش نه فرزند پدر.................................  فرزند هنر زنده كند نام پدر.

421- فلك موي سفيدم را به رايگان نداد............................. من اين رشته را بقيمت جواني خريده ام.

422- آن سنگ دل كه آيينۀ ما به سنگ زد..........................مي ديد كاش صورت احوال خويش را.

423- ديدن دوست گر چه دلچسب است............................. ماندن او مانع كسب است.

424- گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلي..................... سعي كن گوهر شناس قابلي پيدا شود.

425- پرهيز كاري، سپر گناهان است.

426- چو، سختي ها بپايان رسد آسايش از راه برسد.

427- اگر صد سال در بيابان ها سرگردان شوم                بهتر از آنست كه در شهر محتاج نامردان شوم

428- ديشت به شرابخانه رفتم....................................ديدم خم باده مست و منگه

       زآنجا رفتم سوي خرابات.................................ديدم حساب چرس وبنگه(؟؟؟؟)

       زآنجا به قمارخانه رفتم..................................... ديدم سر آس و جفت جنگه

       برخيز و بيا زورخانه.......................................آنجا كه حساب ميل كباده سنگه

429- مردي آن نيست آنكه در كشتي پهلواني دگر بياندازد                مرد آن باشدي كه گاه غضب نفس اماره را زبون سازاد

430- جان بر تن مرد بي ادب زندان است                               هر كه ادب ندارد او حيوان است

       از بي ادبي كسي به جايي نرسيد                                    حقا كه ادب وظيفه مردان است

431- مرشد حقيقي، خادم شاگردان خويش است زيرا او با بصيرت خويش مي آموزاند، نه با دانسته هاي خويش دانش و دانسته ها چيزهايي هستند كه از بيرون مي آيند و به تو اضافه مي شوند.

432- بني آدم، بني عادت.

433- به دين بچه ها برسيد و نماز خوانش كنيد.

434- در سه سالگي به آنها لاالااله لا را ياد بدهيد.

435- دين بايد روان باشد و آسان گفته شود.

436- اگر كسي كه از دين فرار كرد بايد ديد كجاي كارها خراب است.

437- هر چي كه انسانرا غيرطبيعي مي سازد مثل مواد مخدرها و مشروبات جوراجور، بايد گفت كه پول دادن و ديوانه شدن است.

438- كدام رفيق، بهار با آن عظمت مهمان سه ماه است.

439- ناخداوندي خدا برجاست                پرچم نينوا بر پاست.

440- سه شاه درد در علم پزشكي، درد زايمان، درد سنگ كليه و دندان درد.

441- چگونه به آرامش برسيم، لذت هاي سادۀ زندگي را انتخاب كن،‌لباست را از پارچه هاي سفيد و طبيعي انتخاب كن، احساس آرامش و پاكيزگي را القاء مي كند.

442- اصول ساده و منطق سخت نگير.

443- دعا بعد از ورزش در زورخانه

       اول و آخر مردان عالم بيخير، خداوند زحمات همه مرشدين را بر حال كند، پيران را عزت، جوانان را قدرت، حق پير، مزد استاد، برايش ذوالفقار، تندرستي حضار، نيستي جان كفار،‌تيغ امام زمان بران، دشمن هايشان فنا، سايه اش مستدام، دم بدم قدم بقدم زبده اولادبيني آدم خواجه كائنات، احمد محمود ابواقاسم محمد صلوات، دعاي پير در حق جوان، دعاي پير و جوان در حق يكديگر، بر بد و بخيل لعنت، الهي به حق محمد و آل محمد مادرت را به نور حضرت فاطمه (س) و پدرت را به نور حضرت محمد(ص) بخشد و بيامرزد، آمين يا رب العالمين ( البته اين دعاها خيلي ديگر هم است).

444- درهم ريختگي ها را مرتب كن، درهم ريختگي انرژي حيات را مسدود مي كند و موانع زيركانه در زندگي ات ايجاد مي كند.

445- روحت را پرورش بده، صرف وقت بيشتر با دوست خوب و وقت كم تر با دوست بد، بر سلامت ذهن و روحت تأثير مثبت مي گذارد.

446- به ذهنت آرامش بده، كارهاي كند و تكراري راه بسيار خوبي براي آرام كردن يك ذهن مشوش است.

447- عشق بساز، عشق را به زندگي ات وارد كن تأثير مثبتي بر الگوي فكري و سطح ترشح اندروفتن در خونت خواهد داشت.

448- ايمان داشته باش، معمولا تنها راه مقابله با بعضي مشكلات غيرقابل حل است.

449- ظاهر مناسب داشته باش، تا احساسي خوش داشته باشي آراستگي شخصي براي افزايش احترام به خود ضروري است و هر روز اطمينان حاصل كن، كه آراسته ترين ظاهر را داري.

450- كافي است بگويي نه. هوس ها و عادت هاي خودت را ترك كن. آنها نشان دهندۀ نداشتن اختيار بر خود هستند و بدبختي به بار مي آورند.

451- حباب صابون و آشفتگي ، بعد از يك روز كار سخت براي احيا و سرحال آوردن چشم خسته هيچ چيز بهتر از خيسيدن طولاني در حمام نيست.

452- به زندگي عاشقانه ات چاشني بزن، يادت باشد كه از هر فرصتي براي تزريق شور و هيجان به رابطه عاشقانه ات استفادن كن اين كار براي جسم و روح هر دو، شگفتي مي آفريند.

453- تحت فشار ، سعي كن در وضعيت تنش، واكنش از حد نشان ندهي.

454- بزن بيرون و خودت را تخليه كن.

455- مرا به حال خودم بگذار. زماني مي رسد كه نياز داري سنگر بگيري و از خودت در مقابل شرايط بالقوه تنش را محافظت كن.

456- روده تحريك پذير، اگر احساس نفخ و باد معده مي كني مواظب رژيم غذائي ات باش. معمولا" معده ناراحت نشانه غذاي سنگين و چرب است.

457- سزاوار است كه آدمي نگهبان نفس، مراقب دل و نگهدار زبان خويش باشد.

458- فكر باز داشته باش، به ظاهر مردم نگاه كن و يادت باشد كه غريبه ها دوستاني هستند كه هنوز با آنها آشنا نشده ايم.

459- براي زندگي كردن بخور. بيشتر سبزيجات بخور. سبزيجات ميان غذائي كامل براي جسم و روح هستند.

460- روش پاسخ به تنش ات را تغيير بده، مواجهه با اضطراب با منشي آرام و موقر، خود دروني ات را تغذيه خواهد كرد.

461- مصرف كافئين ات را محدود كن. اگر روزانه بين چهار تا شش فنجان قهوه يا چاي مصرف مي كني از حد مجاز مصرف كافئين فراتر رفته اي كافئين زياد بي قرارت مي كند.

462- خطا كردن انساني، و بخشيدن الهي است. خشم يك احساس منفي است. از دشمنانت بزرگوارتر باش و تا مي تواني آنها را ببخش.

463- نفس عميق بكش. وقتي خودت را تحت فشار احساس مي كني، آهسته نفس از بيني تو بكش و از دهان بيرون بده به زودي احساس آسودگي خواهي كرد.

464- در خانواده اي كه صداقت بر فضاي آن حاكم است، پدر و مادر به فرزندان خود وعده دروغ نمي دهند و فرزندان هم خود را در مقابل پدر و مادر متعهد به راستگويي مي دانند.

465- رنگ ها نقش مهمي در زندگي عاطفي و معنوي ما بازي مي كند رنگ هاي پرزرق و برق ما را آشفته مي سازند و رنگ هاي ملايم و هماهنگ برايمان خوشايندند.

466- ميزان پول توجيبي فرزندان با توجه به تمكن مالي هر خانواده متفاوت است و كم يا زياد بودن آنگاه نتايج نا خوشايندي را براي فرزندان به ويژه جوانان به دنبال دارد.

467- بچه ها پيش از هر چيز ياد بگيريند كه در كنار خرج كردن پس اندازي را هم بايد كنار گذاشت.

468- انسانها بيشتر در رؤياي رسيدن به موفقيت زندگي مي كنند تا اين كه بخواهند براي رسيدن به آن تلاشي از خود نشان دهند.

469- حقيقتي كه هر انساني در راه رسيدن به موفقيت بايد همواره به آن توجه كند اين است كه نه كسي شانسي و از روي اتفاق به موفقيت مي رسد و نه كسي به همين صورت موفقيت هاي خود را از دست مي دهد.

470- افكار همه چيز شماست.

471- همه از صفر شروع كرده اند.

472- هيچ وقت نگوئيد دير شده است.

473- از همين امروز شروع كنيد.

474- اگر اراده اي باشد راهي وجود دارد.

475- هيچ وقت گول احساسات خود را نخوريد.

476- شاد كردن ديگران موجب آرامش مي شود چه لذتي دارد ، پول رستوران امشب را با توافق سايرين به يك كارتن خواب هديه دهيد ديگران را براي لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهيد.

477- هنر سؤال كردن را بياموزيد.

478- هميشه بلخند بزنيد.

479- شكرگزار باشيد.

480- آهسته غذا خوردن و جويدن باعث تجديد قواي فكري و احساس آرامش خواهد شد.

481- اگر مي ترسيدم از سيل بارون ديگه چادر نمي زدم بر بيابون.

482- تمام نعمت خدا در دو طبقه است آسمان و زمين، آسمان پدر است و زمين مادر، آسمان پدر نور خورشيد و نور مهتاب و باران را به زمين مادر مي دهد و بارور مي شود و همه امكانات به همه فرزندان خود مي دهد تا بتواند خوب زندگي كند كه تو انسان خوبي باشي و فرزندان خوبي تحويل اين جامعه بدهي و در آخر كه مسافرت تمام شد خود اين مادر كه زمين باشد تو را در بغل مي گيرد كه از بوي لاشه ات انسانهاي ديگر را آزار ندهد و زمين حكم مادر مي كند و قابل احترام است.

483- مقدمه مرگ غني جنگ وارث است خوش بسعادت آن كسي بمرد و يك كفن هم نداشت.

484- هر كس توسط خود آباد و يا ويران مي گردد.

485- بخنديد باهم، گريه تنها.

486- پر بودن معده يادگيري را كاهش مي دهد.

487- با هم بخنديد، به هم نخنديد. .(فكر كنم تكراريه)

488- زخم زبان بدتر از زخم شمشير است.

489- زمين مي گويد، برگردۀ من راه ميروي و فخر ميفروشي تو را در شكم خود جاي خواهم داد.

490- دنيا به اين وقاحت اصلا" صفا ندارد             بيمار مال دنيا دردش دوا ندارد

آخر كسي به دنيا عمرش بقا ندارد                          در وقت دادن جان شاه و گدا ندارد

491- خدا، كد خدا نمي خواهد.

492- هيچ وقت من نگو.

493- هيچ وقت مغرور نباش.

494- با چشم كم بكسي نگاه نكن.

495- هر كس خدا دارد نبايد فقيري باشد.

496- ما كه آنقدر چراغ سبز نشان به شيطان داديم كه ديگه ما را ول كرده.

497- اي خدا دستم بگير.

498- عاقبت زين دار فاني پر كشيدم (يا حسين)                        عشق تو مهر علي در سينه دارم (يا حسين)

       من در اين وادي غريبم جان زهرا (مادرت)                       هر شب جمعه گذر كن بر مزارم (يا حسين)

499- تجربه را بايد از مردم آموخت .

500- قوله مردانه را مردان ميدهند.

501- رعيت است كه حاكم است پس حاكم بايد به رعيت احترام بگذارد.

502- كم كاري موجب حسرت است.

503- داني كه خدا چرا تو را داده دو دست؟                   من معتقدم كه اندر آن سري است

       با يك دست به كار خويشتن سازي                         با دست دگر ز ديگران گيري دست

504- آينده، حاصل زمان حال است.

505- هيچ بذري اگر رشد نكند به درخت تبديل نمي شود.

506- هرگز به يك كودك ناسزا مگو.

507- مشتري مهمترين بازديد كننده در محدوده كار ماست او به ما وابسته نيست ما به او وابسته هستيم او مزاحم كار ما نيست او بخشي از آن است ما با انجام كار براي او لطفي در حق او نمي كنيم اوست كه با فراهم كردن آن فرصت به ما لطف مي كند.

508- انسانهاي بزرگ دو دل دارند يكي دلي كه درد ميكشد و پنهان است دوم دلي كه مي خندد و آشكار است.

509- علي در عرش اعلاء بي نظير است                         علي بر عالم آدم امير است

       به عشق نام مولايم نويسم                                      چه عيدي بهتر از عيد غدير است.

510- قطعه اي گمشده از اين پر پرواز كم است                   يازده بار شمرديم و يكي باز كم است

       اين همه رود كه بر روي زمين جاري است                  عرق شرم زمين است كه سر باز كم است

511- نازد به خودش خدا كه حيدر دارد                             درياي فضايلي مطهر دارد

512- يتيم كسي نيست كه پدر و مادر ندارد، يتيم كسي است كه علم و ادب ندارد.

513- چندي پي درس و بحث رفتم................................ديدم ره دور و پاي لنگ است

      چندي به شرابخانه رفتم.......................................ديدم كه به پاي خم درنگ است

       چندي به قمارخانه رفتم.....................................ديدم سر طاق و جفت جنگ است

      با خيل قلندران نشستم.......................................ديدم همه حرف چرس و بنگ است

     پير خردم بگوش گفتا........................................اينها همه صحبت جفنگ است

     برخيز و برو به زورخانه....................................آنجا كه سخن ز ميل و سنگ است

     آوازۀ تاي و رنگ تنبور..........................................كبادۀ و تخته شلنگ است

     بازار متاع كشتي آنجاست........................................جنش همه حرف قوس و لنگ است

     آن يك به دلاوري چو شير است.................................اين يك به شناوري نهنگ است

     طبال بزن كه طبل جنگ است..................................غريدن شير با پلنگ است

514- زمان هرگز به عقب برنمي گردد.

515- چوب معلم طلاست رفع 10000 بلاست.

516- شاغول دين من انصاف است.

517- هر كاري كه كردم بدهكار كسي نباشم عاقبت محبت بدهكارم كرد.

518- در آخر كتاب نوشته شود من كيستم، چيستم، و از كجا آمده ام و به كجا مي روم.

519- دعا فرمول رياضي است.

520- راه مستقيم، يعني استقامت داشته باشد.

521- غم را در دل خودت بريز، شادي ات را بيرون.

522- آزادي بيان بايد باشد، تا امربمعروف ثمر داشته باشد.

523- آزادي بيان علم مياموزد.

524- انسان بايد باهوش باشد و آگاه.

525- شهادت، با مردن فرق دارد.

526- تن را توانا، خرد را بيدار و روان را پاك نگهداريم.

527- با كسي رفيق باش سه چيز دارا باشد يك نگاهش مي كند ياد خدا كني، دوم از او علم ياد بگيري و سوم قانع باشد.

528- دانش نيمه كاره خطرناك است.

529- الله يعني خدا، رب يعني پرورش دهنده.

530- پسران روستائي به وزارت برسند و پسران وزيران به گدايي برسند.

531- توجه يكي از مراحل بازسازي انسانهاست.

532- خاك تهرون زمين گيره.

533- خر فقير زودتر از اسب غني به بهشت مي رود.

534- بزرگترين ثروت قناعت است.

535- غره مشو كه مركب مردان مرد را                                در سنگلاخ باديه ها بريده اند

  نوميد هم نباش كه رندان باده نوش                                       ناگه به يك ترانه به منزل رسيده اند

536- (اي خدا پاكم كن، خاكم كن).

537- كار انسان عبور از جهل به سمت علم است.

538- دنيا براي خوش آمدن تو نيست.

539- شكست چيزي نيست جز دست كشيدن از تلاش.

540- در ورزش دو مورد اشتباه است يك داشتن فعاليت بدني هزينه بالائي دارد به كفش لباس مخصوص و وسيله نياز دارد اشتباه است. دوم، سرم خيلي شلوغ است براي فعاليت بدني وقت زيادي مي گيرد اشتباه است.

541- هدف از دين تكليف است.

542- فرهنگ عالي انساني ما شرق و غرب نمي شناسد.

543- تقليد از ديگران، ناشي از ناتواني در مديريت خويش است.             

545- صبر ايوب به يعقوب رسيد.

546- كار ساختني است نه پيدا كردني.

547- عشق ثروت بزرگي است.

548- شيرميش، حق بره است.

549- مادرم عشق و اميدم تو بودي                 باعث روي سپيدم بودي

       هر زمان غصه به من رو مي كرد           بهترين يار و نويدم بودي

 

550- بيشترين چربي در شكم است،‌از پرخوري و كم خوابي در شب.

551- كدام خرد، بالاتر از مهرباني است.

552- سعادت ديگران، بخش مهمي از خوشبختي ماست.

553- سود خويش را در زيان ديگران نخواه.

554- از ديروز بياموز، براي امروز زندگي كن و اميد به فردا داشته باش.

555- تنها زندگي اي ارزشمند است كه صرف ديگران شود.

556- اقرار پذيرفتن اشتباه ها، نشانۀ عظمت انسان است.

557- جان آدمي در زنداني است كه كليدش در دست خود اوست.

558- كسي كه در زندگي مقصدي ندارد؛ راه هم ندارد.

559- چرا ميگوئيي سر استكان خالي است، خوب به قسمت پرش بنگر و خدا را شكر كن.

560- مرد بي عيب نيست، و زن بي عيب هم نيست زندگي كن.

561- زندگي فقط يك امتحان است، فقط.

562- هر كه ميانه روي را پيشه سازد گرفتار فقر نشود.

563- از آسمان طلا مي بارد ديد بصير ميخواهد.

564- چراغ از بهر تاريكي نگهدار.

565- حركت كن و منتظر نباش كه باد چيزي با خود بياورد.

566- قلب شاد، كار دارو را مي كند.

567- خدايا هر چه به عمر ما اضافه مي كني به معرفت ما هم اضافه كن.

568- اگر عدالت خوب انجام شود فساد خود به خود محو مي گردد.

569- هر چه براي خودت مي خواهي براي ديگران هم بخواه.

570- بهترين، دين اسلام و وجدان انسان است.

580- به چيزهاي زميني فكر نكن به چيزهاي آسماني فكر كن.

581- از رئيس حيوانات، رئيس زمين، شير است و رئيس آسمان عقاب است.

582- بادكنك هر چه بزرگتر مي شود، زودتر مي تركد.

583- يك گوشۀ كارت را بخدا وصل كني راحت زندگي مي كني.

584- پل صلات از مو نازك تر و از شمشير برنده تر است.

585- هر كه سحر ندارد از خود خبر ندارد.

586- مهر تو را به عالم امكان نمي دهم.........................................اين گنج پربهاست، من ارزان نمي دهم

      من را غلامي تو بود، تاج افتخار.............................................اين تاج را، به افسر شاهان نمي دهم

587- سه چيز است در دنيا و كائنات تمامي ندارد، اول خدا، دوم دين و سوم علم.

588- انسان بايد عين عود باشد هر چه مي سوزد بيشتر بوي خوش دهد.

589- بعضي از انسانها مثل لاستيك يا مثل سيم مي مانند، هر چه بيشتر مي سوزند،‌ بيشتر در چشمهاي مردم را دود ميگيرد.

590- حرف نزن مگر برايش دليلي داشته باشي.

591- وقتي مرد ناراحت است، از او زياد سؤال نكنيد.

592- درب زورخانه به بلندي و كوتاهي نيست، كه پهلوان و يا عيار تنظيم كند و برود داخل. تعظيم فقط به خداوند، پدر و مادر است. ورزشكار حقيقي بايد فروتن باشد.

593- جاي خدا را عوض كرديم خدا را در دست گرفتيم و دنيا را در قلب جايگاه خدا در قلب است و جايگاه دنيا در دست.

594- زن به احترام و مرد به قدرداني نياز دارد.

595- ثمره علم،  بندگي خداست.

596- گوهر دين عشق است.

597- سعادت جامعه، به مراتب مهمتر از سعادت فرد است.

598- اگر بكوشيم با زندگي سازگار باشيم، زندگي با ما سازگار مي شود.

599- زندگي را هر گونه نگاه كني زيباست.

600- با كمك به انسان ها در واقع به خدا خدمت كرده ايم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/06/10ساعت 4:52  توسط عبدالحسین دیده ور  | 

 

292- الهي چون من چون توئي دارم چون تو هم تائي نداري من غني هستم از داشتن تو.

293- مادر، دوستت دارم و تا ابد به تو محتاجم.

294- اگر آينده نبود (اميدي) نيز وجود نداشت.

295- ناكامي ها بهترين مربيان ما، درراه پيروزي و پيشرفت هستند.

296- پيروزي آسان بدست نمي آيد قدر آن را بدانيد.

297- خودت را دوست بدار.

298- آن چه به پروردگار مديونيم دوست داشتن ديگران است.

299- كار را شروع كن خود تمام مي شود.

300- چيزي كه انسان را انسان حقيقي مي سازد تربيت صحيح است.

301- اولين كسي باش كه تشكر مي كند.

302- ذن راهي خود انگيخته است تلاش بي تلاش راه شهود يا درك مستقيم است.

303- برده نباش تا آن حد از جامعه پيروي كن كه احساس كني ضرورت دارد، اما همواره ناخداي سرنوشت خويش باش.

304- عشق يك آينه است رابطۀ واقعي آينه يي است كه در آن دو عاشق چهرۀ يكديگر را مي بينند و خدا را باز مي شناسند اين راهي به سوي پروردگار است.

305- آن چه كه از علم بهتر است تجربه است.

306- رذائل 36 معني دارد، ترس (خوف از خدا ممدوح است)؟؟؟؟ خود كم بيني و ضعف نفس، ناتواني از تحمل حوادث ناگوار، دون همتي (از لوازم خود كم بيني است) كوتاهي از طلب امور شريف و عالي. عدم غيرت و حميت، كوتاهي و اهمال در حفظ آنچه بايد حفظ كرد. تأسف (بدون تدبير كار كردن)، عجله (شتابزدگي)، سؤظن (بدگماني) خشم و غضب،‌انتقام، عنف (درشتي و سختگيري)؟؟؟؟ عداوت (دشمني آشكار) عجب (خودبزرگ بيني) كبر، (خود را از ديگران برتر ديدن) بغ( سركشي در مقابل كسي كه اطاعت از او واجب است) كتمان حق، قساوت و سنگدلي (متأثر نشدن از مشاهده رنج همنوعان)، حرص، طمع،‌بخل، غدر و خيانت، حسد، عاق والدين كردن، غيبت (بدگويي مردم) عيبجويي كردن،‌دروغگويي،‌ريا، بي حيائي،‌اصرار بر گناه، جفاء،‌سخط (ناخشنودي خدا) كفران (ناسپاسي، جزع و بي تابي،‌فسق (خروج از اطاعت و عبادت خدا).

307- فضائل 33 معني دارد، امنيت و آرامش خاطر، عزت (توانايي مقاومت با سختيها) بلندهمتي (سعي در بدست آوردن سعادت و كمال) غيرت و حميت (سعي در حفظ آنچه بايد حفظ نمود) توقف (با آرامش و سكون نفس كار كردن) درنگ و تأني (آهستگي) حسن ظن (خوش گماني) حكم و بردباري، عفو، رفق (مدارا) نصيحت (خيرخواهي و دفع شر) شكسته نفسي و خودكوچك بيني، تواضع (براي خود مترشي بر غير نديدن)؟؟؟؟ تسليم (نسبت به كسي كه اطاعت از او واجب است) افشاء حق، رقت و نازك دلي (به رحم آمدن از درد و رنج ديگران) قناعت، استغناء (بي نيازي خواستن از مردم) سخن (بذل و بخشش) امانت، خيرخواهي، نيكي به پدر و مادر، پرده پوشي، ستودن مردم، راستگويي، اخلاص، حيا، توبه، وفاء، رضا (خشنودي خدا) شكر (سپاسگذاري) صبر، اطاعت و عبادت خدا.

308- ما از ديدن شما سير نميشيم، ما هم از ديدن شما پير نميشيم.

309- افراد صادق، مورد اطمينان و اعتماد ديگران قرار مي گيرند و شخصيت آنها در نزد ديگران محترم شمرده مي شود  و به همين دليل آنها مي توانند در خانواده و در اجتماع، منشاء آثار مثبت باشند.

310- دندان پيوره، هم مخالف تندرستي و هم مخالف زيبائي است و شما بايد با كمال جديت با آن مبارزه كنيد.

311- اگر سلامتي قابل خريد و فروش باشد محل فروش آن مغازه ميوه فروشي است.

312- شمع با آب شدن به ديگران نور مي دهد، ولي معلم ميسوزد، بعد نور مي دهد.

313- حقيقت را دوست بدار ولي خطا را عفو كن.

314- ما موفق به دنيا آمده ايم نه شكست خورده.

315- پوزش و عذرخواهي دليل خردمندي است.

316- با بدان نيكي كن تا از بدي آنها جلوگيري كني.

317- شما بايد چيزهايي را انجام دهيد كه فكر مي كنيد نمي توانند انجام دهيد.

318- با يك لبخند هر دري به سوي انسان گشوده خواهد شد.

319- كسي كه اخلاق ندارد انسان نيست جزء اشياء است.

320- اگر مي خواهي غني شوي از هواي نفس بكاه.

321- اگر اسير زماني به عالم هنر قدم مگذار.

322- بيش از سه روز قهر جايز نيست.

323- تحمل و بردباري بالاترين جرأت و جسارت است.

324- بهشت هميشه جايي است كه عشق در آن ساكن است.

325- خداوند متعال صبر و استقامت را كمكي براي استحقاق دريافت پاداش مقرر كرد.

326- نصف عقل آدمي به اين است كه با عموم مردم با محبت و مهرباني رفتار كند.

327- آنكه بر خدا توكل كند مغلوب نشود.

328- نرم باش ولي سست و زبون مباش، سخت باش ولي درشتي مكن.

329- اگر مي خواهي از لغزش ها مصون بماني و عيوبت مستور بماند كم حرف بزن.

330- كل باز هستي چنان زيباست كه تنها خنده مي تواند پاسخ آن باشد تنها خنده مي تواند عبادت و شكر واقعي باشد.

331- موفقيت حق انسان است.

332- ستايش مخلوق پرستش خالق است.

333- خردمند، تكيه بر كار خود كند و نادان، اعتماد بر آرزوي خويش نمايد.

334- هر كسي بهترين باشد خداوند هم به او بهترين ها را هديه مي دهد.

335- هر آن چه هستم، قبلا در انديشه هايم ديده ام.

336- هر كسي عاشقانه كار كند، كائنات به او بهترنها را مي بخشد.

337- عارف فردي خوشحال است هر جا كه باشد او در معبد به سر مي برد، فردي خوشحال معبدش را دور خود حمل مي كند اين را مي دانم چون آن را با خود حمل كرده ام من احتياجي ندارم به هيچ معبدي بروم هر جا هستم معبدم آنجاست همان حال و هوا با شرايط اقليمي است عصارۀ دروني خود من در حال سرازيري شدن است.

338- تلخي = قضاوت شخصي – عجولانه- گوش ندادن- شوخي و سرزنش همسر.

339- ياد خدا آرامبخش  قلبهاست.

340- بيشتر كساني موفق مي شوند كه تعريف كمتري مي شنوند.

341- عشق، شاه كليدي است كه تمام دهليزهاي قلب را مي گشايد.

342- نيك بخت ترين مردم كسي است كه كردار به سخاوت بيارايد و گفتار به راستي.

343- يكي از راه هاي تجلي انديشيدن به بازگشت الهي است.

344- حرف زدن نوعي نياز است امام گوش كردن بزرگترين هنر.

345- علم و معرفت بدون اراده قوي مانند درخت بي بار است.

346- روز را خورشيد مي سازد، روزگارش را ما.

345- بدان كه نيمي از لذت موفقيت درهر كاري درحين انجام آن است.

346- حقيقت يك تجارت بي چون و چراست.

347- از خود كار محل كارت پيش از حد براي مصارف شخصي استفاده نكن.

348- حماقت و شجاعت را از هم تشخيص بده.

349- در محل كار راجع به مسائل خانوادگي ات صحبت نكن.

350- هر كس عاشقانه كار كند كائنات به او بهترين ها را مي بخشد.

351- سرقفلي معرفت چنده.

352- دريادلي يعني چه؟ يعني گذشت و گذشت و گذشت.

353- هرگز از احساسات ميهن پرستي ات شرمنده نشو.

354- بهشت به بهانه نمي دهند به بها مي دهند.

355- مزد اگر مي طلبي طاعت استاد ببر.

356- آبرو يك قطره آب است چون بر خاك ريخت پايۀ ايوان عزت را كم از سيلاب نيست.

357- ما ملت، ايران همه باهوش و زرنگيم، افسوس كه بوقلمو رنگ به رنگيم

        يك روز به ميخانه و يك روز به مسجد هم طالب خرما و هم طالب مسجد

358- يا ابوالفضل در عمر خويش خنده دندان نما نكرد جز لحظه اي كه مشك به دندان گرفته بود.؟؟؟؟

359- عقل هزار چشم دارد و عشق فقط يك چشم ولي وقتي كه عشق مي ميرد نور زندگي از بين مي رود.

360- اميد دارويي است كه شفا نمي دهد ولي درد را قابل تحمل تر مي كند.

361- آنقدر قوي باش تا هر روز با زندگي روبه رو شوي.

362- بهار، راه آورد تفاهم آسمان و زمين است.

363-  زندگي كن و از آن لذت ببر بدون اينكه آن را با زندگي ديگران مقايسه كني.

364- به گرسنگي مردن بهتر كه نان فرومايگان خوردن.

365- آنان كه نمي توانند خود را اداره كنند ناچار از اطاعت ديگرانند.

366- زكم خوردن كسي را تب نگيرد                 ز پر خوردن به روزي صد بميرد

367- بدرستيكه در قرآن آيه اي وجود دارد كه همۀ طلب را در بر مي گيردو آن اينست، بخوريد و بياشاميد وليكن اسراف نكنيد.

368- معده كانون هر بيماري و پرهيز سرآمد هر درمان است.

369- از پرخوري بپرهيزيد، زيرا كه آن موجب فساد بدن و باعث بيماري و كسل كننده از عبادت است.

370- تا صاحب فرزند نگردي نداني آداب پدري را.

371- مداوا كنيد، زيرا كه خداي عزوجل دردي را نفرستاده مگر اينكه شفاي آن را هم فرستاده است.

372- براي هر دردي دوائي هست و چون دواي درد بجا افتد بأذن خداي تعالي بهبودي حاصل گردد.

373- تا آنجائيكه بدنت تحمل بيماري را دارد از مصرف دارو اجتناب كن وقتي كه تحمل بيماري را نداشته باشد مداوا كن.

374- هر روز صبح خوش بلند شو كه در آخرت خوش باشي.

375- بخشش توست كه بخشش هاي فراواني را در پي مي آورد.

376- فروافتادن در مقابل خدا راه برخاستن است.

377- عشق بگو كجا خانه داري تا سر به آستان تو نهم و همان جا خانه كنم.

378- اين جهان تغيير است نه تقدير.

379- آرزوهايت را در آسمان بجوي محبوبت را به تو خواهد داد.

380- هيچ چيز نمي تواند بر عشق حكومت كند، بلكه اين عشق است حاكم بر همه چيز است.

381- قلب فرشته خوبان زميني، معبد فرشتگان آسماني است.

382- تمدن زندگي نيست زندگي ساز است.

383- مرد بزرگ دير وعده مي دهد، اما زود انجام مي دهد.

384- بزرگترين پاداش دعاي پدر و مادر است كه آرامش است.

385- براي زيبائي پوست و سوراخهاي زير صورت آب نارنج تازه و معادل يك ثلث حجم گلاب اضافه كن و هر روز صورت خود را بشوييد.

386- براي لاغري كدو بخور و هويج براي پيش غذا.

387- عقل ميزان همه چيز است.

388- خيار غذائيت ندارد و براي پيش غذا خوب است، اما ويتامين فراوان دارد براي زيبائي پوست مؤثر است.

389- كسي كه حيات را نمي شناسد، نمي تواند از حيات واقعي برخوردار شود.

390- بخنديم، اما سرمايۀ خندۀ ما گريه ديگران نباشد.

391- خداوند، دست ما ناتوانان گلاويز با ماديات را با توانايي مطلق خود بگير و در حركت به سوي هدف اعلاي حيات ما را ياري فرما.

392- زندگي پيوسته بايد در حال به وجود آمدن و به وجود آوردن باشد والا بار است بر دوش انسان.

393- تا وقتي كه قانون و وظيفه اي فرض نشود گمراهي و رستگاري قابل تصور نخواهد بود.

394- در مجلسي وارد شدي زبان نگهدار، در سفري حاضر شدي  شكم نگهدار، در خانه اي وارد شدي چشم نگهدار، در نماز ايستادي دل نگهدار.

395- در عظمت خدا هيچ وقت غمگين نباش.

396- دنيا دو روز است يك روز با تو يك روز بر عليه تو، روزي كه با توست مغرور نباش، روزي كه عليه توست صبور باش، هر دو پايان پذير است.

397- به چشمانت بياموز كه هر كس ارزش ديدن را ندارد.

398- هي يك جوان به درويشي مي گويد: درويش مي توانم يك سؤال از تو بپرسم؟ درويش مي گويد: بپرس. جوان گفت : درويش تو چطور با اين بي پولي و با اين مو و ريش بلند زندگي مي كني؟ درويش گفت: من چطوري جواب تو را بدهم برو فردا بيا جواب تو بگير. فردا جوان مي آيد ميگه: درويش جواب من چي شد؟ درويش گفت: آخر من چه بتو بگم؟ جوان گفت :درويش من خيلي پول دارم تمام پول ها و خانه هايم را مي دهم و تو يك كار بكن آن اينكه ريش هايت را بزني و موهايت را كوتاه كني و يك دست كت و شلوار زيبائي بپوشي و يك كيف دستت بگيري درويش گفت: باشه فردا جوان پولهاي خود را براي درويش مياورد و درويش مي گويد اي جوان:

       به جهاني ندهم عالم درويش را                 كه جهان غمگده اي در نظر درويش است

399- سعادت جامعه به مراتب مهم تر از سعادت فرد است.

400- جامعه وقتي به سعادت مي رسه كه مردم آن روزانه مطالعه كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/06/09ساعت 21:34  توسط عبدالحسین دیده ور  | 

241-  تنها وظيفه انسان عشق ورزيدن است.

242-  در هر شرايطي كه هستيد با تمام توان و   با استفاده از تمام امكانات خود، كار كنيد.

243-  همان گونه كه با من هستي با تو خواهم بود.

244-  دريا به مرداب نمي ريزد و اگر ريخت دريا نيست مرداب است.

245- هيچ مشكلي نيست كه محبت كافي نتواند بر آن غلبه كند.

246- تحمل و بردباري بالاترين جرأت و جسارت است.

247- حقيقت گرانبهاترين چيزي است كه همه بايد داشته باشيم.

248- موفقيت جاده اي است هر كس خودش بايد آنرا همواره سازد.

249- فهميدن هميشه بهتر از آموختن است.

250- بلندنظر باشيد و هدف هاي بزرگ تعيين كنيد.

251- آرامش و اطمينان بهترين موفقيت است.

252- اميد و آرزو رحمتي است براي پيروان حضرت محمد(ص).

252- تمام فضيلت ها در فكر ماست پس بكوشيم تا خوب فكر كنيم.

254- هنر كليد فهم زندگي است.

255- آن باش كه هستي و آن شود توان بودنت هست

256- رنج ها ما را آبديده مي كند و بالا مي برد.

257-آن چه هستي باش.

258- تواضع بي جا آخرين حد تكبر است.

259- بزرگ ترين لذت ها نيكي به پدر و مادر است.

260- دانشمند آن كسي است كه از ياد گرفتن و ياد دادن سير نگردد.

261- دريادلي يعني با همه عشق و مهري كه به طرف مقابلت داري در مقابل خواسته غير منطقي اش نه بگويي.

262- دريادلي يعني اگر ديدي طرف مقابلت اشتباهي مي كند تو هم با او همسو نشوي و بتواني او را متوجه اشتباهش بكني حتي به قيمتي كه او از دستت آزرده شود.

263- گذشته تاريخ، حال زندگي،  آينده معما.

264- آن كه تواناتر است آسان تر مي بخشد.

265- بدون اين كه فرزندتان متوجه شود مانند سايه او را دنبال كنيد.

266- هرگز راستي و درستي خود را با پول قدرت يا شهرت عوض نكن.

267-اگر بداني چه كسي كشتي زندگي را از ميان موج هاي سهمگين روزگار به ساحل آرام روياهايت رسانده است. پدرت را مي پرستي.

268- شرافت به خرد و ادب است نه به ثروت و مال.

269- ناتوانان نمي توانند راستگو باشند.

270- مغرور به صداي عقل و دين گوش نمي دهد.

271- آن كسي كه از لباس تقواي برهنه شد به هيچ لباسي پوشيده نمي شود.

272- من گوهر از اشك خود دريا كنم                 گريه ها بر اين شب يلدا كنم

273- تكبر و خودخواهي بدترين صفت است.

274- خويشتن را باور كن.       

275- آن چه انسانرا بر وظيفه اش آگاهي مي دهد وجدان است.

276- بهترين مردم كسي است كه خشم خود را فرو نشاند و هنگام قدرت صبر كند.

277- نخستين پايه ايمان بردباري است.

278- هرگز زندگي ات را قرباني هيچ چيز نكن همه چيز را قرباني زندگي كن .

279- شاد باش مرا قبه خودش به تو دست خواهد داد شاد باش و مذهب خودش در پي خواهد آمد شادماني شرطي اساسي است مردم تنها وقتي مذهبي مي شوند كه غصه دار و اندوهگين اند.

280- شادماني در خانه اي است كه مهر و محبت در آن سكنا دارد.

281- شجاعت به قضا و قدر، غم و غصه را برطرف مي كند.

282- هيچ چيز اتفاقي نيست.

283- عشق وسله رسيدن به خداست.

284- ياد خدا آرام بخش قلبهاست.

285- خودت باش خدا را داري بزرگترين ثروت.

286- گفت عزيز فاطمه    نيست زمرگ واهمه    تا به تنم روان بود    زير ستم نمي روم.

287- ما قهرمان مي سازيم نه پهلوان براي پهلوان شدن بايد سلسله مراتبي طي مي شد، به كسي پهلوان صاحب زنگ مي گفتند كه مدارج پهلواني را طي كرده باشد و حال آنكه به معني ( پهلوان) است، با آنكه به دينار (پهلوان) خريده است، هر دو (زنگي ) شود.

289- زين عكس غرض نه پهلوانيست مرا                يادآوري از روز جوانيست مرا

        روزي كه در اين خاك قدم بنهادم                    ديدم كه در اين راه بقانيست مرا

290- جهان پهلوان: درجه اي در سپاه ايران در دوران قبل از اسلام  فردوسي در شاهنامه رستم را جهان پهلوان خوانده است.

291- مراتب پهلواني: جهان، پهلوان بزرگ، پهلوان كوچك، پهلوان، شاطر، عياران.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/06/09ساعت 21:14  توسط عبدالحسین دیده ور  | 

-۱۸۱ آدم تنها بدنيا مي آيند و تنها از دنيا مي روند.

182-  براي آدم بي نماز جانماز پهن نمي كنند.

183-  هيچ كس با چشم هاي بسته به هدف نمي رسد.

184- مكر و دغلي رسم فرومايگان است.

185-  آبروي آدمها آبروي خود آدم است.

186-  آدم حاجي مي شود، حاجي آدم نمي شود.

187-  پدر و مادر بايد كمك به همت فرزندان كرد نه ثروت.

188-  عقل مديريت زندگي است.

189-  مأيوس مباش زيرا ممكن است آخرين كليدي كه در جيب داري قفل را بگشايد.

190-  من جز يك چيز نمي دانم و آن اين است كه هيچ چيز نمي دانم.

191-  به گرسنگي مردن بهتر كه نان فرومايگان خوردن است.

192-  نماز آيات دو ركعت است در هر ركعت سوره حمد مي خواند و هر ركعت با پنج ركوع  قنوت دارد يا مستحب است يكي از سوره هاي قرآن را.

193-  غيرت هر كس بكارش است.

194-  با قرآن باشي همه چيز داري.

195-  درمان گر واقعي در انتظارش هستيم.

196-  بصير بودن به سواد نيست. بصير(1)  دنيا برايش سكوي پرتاب است، دنيا موقت است و آخرت را مي خواهد. (2) اقدام بموقع. (3) هزينه پرداختن. (4) شجاعت .

197-  اگر فقير هستم اما حقير نيستم.

198-  خسيس نقرين كرده خداست.

199-  بعضي ها مي گويند طرف ( مار باشد)  ولي مال داشته باشد.

200-  بعضي از ازدواج ها شكنجه است نه زندگي.

201-  اول همراه بعد راه.

202-  ما خسيم نه كسيم.

203-  دل را آباد دشمن نه زندگي را.

204-  دنيا را دوست داشته باش اما صاحبش را بيشتر.

205-  امان از، زر و زور، زر تو را به جهنم ميبرد و زور تو را مي كشد.

206-  من ارث به بچه ها نمي دهم كه در جيبش جا گيرد من ارث مي دهم كه در مغزش جا گيرد.

207-  لحظه ايي كه نفس ناپديد شود همه اسرار مي گشوده اند زندگي مانند مشتي بسته نيست مشتي باز شده است.

208-  عشق ترس را زايل مي گرداند درست همانطور كه روشنايي تاريكي را برطرف مي كند.

209-  چيزي كه جبران ناپذير است خشم است.

210-  بلبل صدايش را با نگاه گل كوك مي كند.

211-  وجدان، خداي حاضر در انسان است.

212-  يك دوست واقعي كسي است كه وقتي همه تو را ترك كرده اند با تو مي ماند.

213-  شناختن وظيفه كار مشكلي نيست ولي انجام وظيفه مشكل است.

214-  فقط به پيروزي فكر نكن به راه رسيدن به آن فكر كن.

215-  لذتي كه در كار هست در هيچ چيز ديگر نمي توان يافت.

216-  ترقيات بشر، زاده عمل و كار انسا ن است.

217-  اخلاق سرمايه است، اخلاق بهترين دارايي است.

218-  كار بهترين درمان دردهايمان است. يعني غيبت نمي كند.

219-  بر قسمت خويش قناعت كردن نشانه بي نيازيست.

220-  يك اراده قوي بر همه چيز غالب مي شود حتي بر زبان.

221-  نخستين پايه ، ايمان بردباري است.

222-  بشر مقياس هر چيز است.

223-  با اراده اگر دري را بكويي گشاده مي گردد.

224-  براي آن كسي كه ايمان دارد ناممكن وجود ندارد.

225-  محبت كنيد تمامي مشكلات و گشاينده تمام درهاي بسته است.

226-  مرد بزرگ از آنچه نمي داند سخن نمي گويد.

227-  سخن مانند دارو است كمش سودمند زيادش خانمان سوز.

228-  با عمل خود سرنوشتم عوض مي شود.

229-  منت به سرم نيست بجز منت مولا.

230-  كافر خوش رو بهتر از مؤمن ترش روست.

231-- عقل هزار چشم دارد و عشق فقط يك چشم ولي وقتي كه عشق مي ميرد نور زندگي از بين مي رود.

232-  زندگي كشتزار است كه عاقبت درو مي كني.

233-  انسان آزاد و با اختيار است.

234-  همه از تنگي وقت مي نالند و باز تا جايي كه مي توانند وقت خود را تلف مي كند.

235-  گناهي بزرگ تر از جاه طلبي نيست.

236-  گوش دادن را بياموزيد.

237- - با ياد خدا ايمان محكم تر مي شود.

238-  اتلاف وقت گرانبها ترين خرج هاست.

239-  سحرخيري بهترين عادت است زيرا با اين عادت عادات نيك ديگر توليد مي گردد.

240- چرا در جست و جوي محبت هستيد خود خالق و باعث محبت باشيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/06/09ساعت 21:1  توسط عبدالحسین دیده ور  |