بی خبر از همدگر آسوده خوابیدن چه سود           برمزار مردگان خویش نالیدن چه سود

دوست را تا زنده است باید به فریادش رسید   ور نه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود

زنده را تا زنده است باید نمایی احترام         ور نه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود

با محبت تا توانی دست پیران را ببوس          ورنه بر روی مزارش زار نالیدن چه سود

یک شبی را از وفا با زنده ای غمخوار باش  ور نه بر روی مزارش تاج گل چیدن چه سود

تا زمانی زنده ایم با یکدیگر بیگانه ایم               درعزاها روی همدیگر ببوسیدن چه سود

تا توانی زنده ای را در جهان دلشاد کن          در عزا عطر و گلاب ناب پاشیدن چه سود

از برای سالمندان یک گل خوشبو ببر             تاج گلها را برا ی یکدیگر چیدن چه سود

گر ملاقاتش نرفتی خانه اش تا زنده است     خانه صاحب غمی را شب بخوابیدن چه سود

گر نپرسی حال من تا زنده ام در این جهان       بعد مرگم گریه و زاری و نالیدن چه سود

سالها عید آمد و رفت و نکردی یاد من              جای خالی مرا در خانه ام دیدن چه سود

ای که یادم نیستی هزگز در ایام حیات         روی قبرم سنگ مرمراز پس مردن چه سود

وقتی هستم تا ندانی کیستم                                     وقتی رفتم تا بدانی کیستم چه سود

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۳۱ساعت 21:9  توسط عبدالحسین دیده ور  | 

مربیان  پیشکسوت کشتی  سالها بدون چشمداشت مالی و صرفا با قراردادی که با حضرت حق داشتند  کار تربیت و آموزش مرام پهلوانی و ساختارفیزیکی بدن شاگردان را انجام داده اند.

مربیانی نظیر استاد حبیب الله بلور و استاد حاج عبدالحسین فعلی و استاد رحمت غفوریان  قهرمانانی نظیر آقایان عباس زندی، غلامرضا تختی،عباس حریری،محمد علی صنعتکاران ،عبدالله موحد ، مصطفی تاجیک  و... را تعلیم و به جامعه کشتی ایران تحویل دادند وتا آخر عمر به تعلیم جوانان پرداختند ، که هیچ کدام از این مربیان بزرگ خودشان قهرمان جهان نبودند.

حضرت علی می فرماید: تجربه بالاتر از علم است.

آقای رییس شما بدون مشورت با صاحبان فکر ، دو قانون از خود در آوردید و تصویب کردید:

اول: مربیان تیم ملی باید قهرمان جهان باشند!

دوم: مربیان بالای 60 سال باید بازنشسته شوند!

آقای رییس با این اخلاق دیکتاتوری و امنیتی نمی توانید فرمانده پهلوانان و قهرمانا ن باشید. قانون اول نشان از عدم درک صحیح از اصل پهلوانی می باشد . کدام قهرمان جهان توانست یک شاگرد به تیم ملی تحویل دهد ، کدام قهرمان  جهان در باشگاههایی که صاحب تربیت قهرمان است ،تعلیم می دهد؟

آقای رییس این اخلاق ،با فرهنگ پهلوانی سازگار نیست و باید با فکر و خرد و تجربه برای کشتی برنامه تنظیم کرد وباید با اهالی کشتی مهربان باشید.

کمی به پرونده مرحوم جهان پهلوان تختی مراجعه کنید که چرا تختی ، آقا تختی شد؟ پوریای ولی چرا ماندنی شد؟ آسید حسن رزاز چرا ماندگار شد؟

خداوند در قرآن مجید می فرماید: هرکس در گرو اعمال خویش است.

آیا شما کفاره اعمال گذشته را می دهید که چنین با اهالی کشتی آنهم پیشکسوتان کشتی دشمنی می کنید؟کسی باید فرمانده کشتی باشد که به رشد معنوی کشتی هم توجه داشته باشد.

آقای رییس وقتی آمدید بیشترین خوشحالی نزد پیشکسوتان کشتی بود اما شما با این اعمال دل پیران کشتی را به درد آوردید.

سید محمد خادم اسطوره مدیریت و رییس سه دوره فدراسیون کشتی حدود دو سال است در بستر بیماری می باشد .ناصر گیوه چی حدود ده سال است که بیمار می باشد . مرحوم افروزی و مرحوم ابر قویی و مرحوم آذرخش  پس از ماهها بیماری به سوی حق شتافتند ، آیا در مراسم ختم آنها شرکت کردید؟آیا به ملاقاتی بزرگان کشتی رفتید؟نمیدانم چرا از بزرگان کشتی دوری می کنید؟

آقای رییس مدال اصلی محبوبیت بین مردم است نه پست و مقام دو روزه دنیا . آقای رییس چون شما برای کشتی زحمت کشیدید بر من واجب است که اینها را به شما بگویم 

 ریاست ادوار گذشته نیز این موضوع را مطرح  وچند تن  از مربیان اثر گذار کشتی را  به قول خودشان به افتخار بازنشستگی نایل نمودند و سهم این مربیان توانا پس از سالها تلاش خون دل خوردن یک دسته ی گل بود.

البته در آن زمان رییس کمیته مربیان طرحی را ارایه نمودند به این شرح که هر مربی پیشکسوت وظیفه نظارت ده نفر از مربیان تازه کار و جوان را بر عهده بگیرد و نتیجه عملکرد آنها را هر سه ماه یکبار بصورت گزارش کتبی به کمیته مربیان ارسال ودر زمینه ارتقای درجه آنها تصمیم گیری نمایند.

اما متاسفانه  این طرح در حال حاضر به دست فراموشی سپرده شده است .

در زمان آقای سید محمد خادم ، استاد بلور با هشتاد و پنج سال سن مدیر تیم های ملی بود و نتیجه کار ایشان پنج طلا چهار نقره و یک برنز بود که تیم ملی برای این کشور به ارمغان آورد.

آقای حاج عبدالحسین فعلی با صد سال سن تجربیات خود را به ورزشکاران در باشگاههای ورزشی ارایه می نمود.

اکنون پس از دو سال محبوبیت شما بین اهالی کشتی و صاحبان فکر کم شده است آقای رییس  کاری کنید گه پس از اتمام دوره ریاست نام نیک از خود به جای بگذارید مانند آقای سید محمد خادم که سی وسه سال از مدیریت این مرد بزرگ می گذرد  اما هنوز از ایشان به خیر یاد می کنند چرا که برای این ورزش کارهای زیر بنایی انجام داد.

آقای رییس یک بار هم که شده جلسه ای با پیشکسوتان کشتی داشته باشید که به خیر و صلاح خواهد بود. 

در این دو روزه وفا کن که بعد از این دو سه روز

نه من بمانم و تو نه باغ ماند نه چمن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۵ساعت 20:49  توسط عبدالحسین دیده ور  | 

و اما در این دلنوشته ،شما را به 2 موضوع دیگر یادآوری می کنم تا بهتر بدانیدکه در چه جایگاهی ایستاده اید و چه وظیفه ای پیش رو دارید.

نکته اول:یادآوری خاطراتی از استاد شیرگیرصاحب فرهنگ پهلوانی است،چه خوب است از پیشکسوتان این رشته سوال کنید و بپرسید که چه کسی با شعبان جعفری (تاج بخش)مبارزه کرد،که بابت همین مبارزه تحت شکنجه قرار گرفت و یک هفته در بیمارستان بستری بود.پس قدرش را بدانید و حرمت او را مانند حرمت صاحب خانه بدانید نه مهمان.

و اما  نکته دوم: که حیفم آمد آن را به گوش شما نرسانم فریاد کمک خواهی مرشد رفاهی از استان خوزستان بود که شاید صدایش را از صدا و سیمای جمهوری اسلامی شنیده باشید که مظلومانه ممدخواهی درباره رسیدگی به این ورزش داشت و از تعطیلی زورخانه ها در خوزستان شکایت کرد و آنرا ورزش غریب مانده و در غربت مانده خطاب نمود .

(روزی پهلوانی به بیراهه می رود)

مقام معظم رهبری فرمودند:ورزش باستانی یک تاریخ است برای ما یک ورزش نیست بلکه فرهنگ پهلوانی و روح جوانمردی و ... مورد احترام عموم است . 17شوال به عنوان روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای  در متن تقویم رسمی کشور درج شده و آیین نامه ترویج فرهنگ پهلوانی از طریق توسعه ورزش زورخانه ای توسط شورای فرهنگ عمومی با تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده است ترویج فرهنگ پهلوانی توسط زورخانه ها ،مرشدها،مسولین هیئت های ورزشی ،پهلوانان صاحب نام نیک و رسانه های نوشتاری و دیداری سراسر کشور انجام می پذیرد اما متاسفانه جای همه آنها در این مراسم خالی بود و بجای آنها با ابتکاری دقیق و پیش بینی شده  این روز بزرگ را به آینده نگری برای بدست آوردن کرسی چهار سال بعد و قرار دادن نفر بعدی برای مدیریت فدراسیون و معرفی به عنوان پایه گذار فرهنگ پهلوان به وزیر ورزش و چند وزیر دیگر ارایه شد یکی از بهترین شاهکارهای برنامه پایه گذار پهلوانی تصویب آیین نامه ای بود که قهرمانی که نفر اول سنگین وزن میشد باید به مدت شش ماه کلاس دوره پهلوانی را بگذراند و نمره قبولی بگیرد و پس از موفقیت بازو بند پهلوانی نصیب پهلوان شود .

((دوست هر کس نماینده خرد اوست))

حضرت علی (ع) از پایه گذاران پهلوانی ،پهلوان پوریای ولی،پهلوان تختی و پهلوانان گذشته تا شش ماه دوره دیدند لقب پهلوانی داده شد یا شصت سال پاکی،جوانمردی،تواضع ،حق شناسی و تدین ،مردم،قهرمانان و ورزشکاران ،پهلوان را انتخاب می کنند . با صدور بخش نامه شش ماهه .دیگر افتخار پایه گذار پهلوانی بردن مسابقات پهلوانی به گود زورخانه ها بود که آسیب های اصابت بدن حریف به لب گود پیش بینی نشده .آیا نیاز ترویج پهلوانی تقدیر از دوستان و چسبیده های ورزش است در ورزش پهلوانی سیاه نمایی و سیاست بازی جایی ندارد و یکی دیگر از ابتکار رییس جوان رونمایی از کتاب جناب آقای دکتر ولایتی بود کور باد چشمی که نتواند دید اما از شما سوالی دارم آیا کتاب مورخ مرحوم انصاف پور را مطالعه کرده اید وآیا کتاب علمی ،فرهنگی،ورزشی آقای مهندس تهرانچی را خوانده ایید آیا 6 جلد کتاب عباس عباسی را نگاه کرده اید.خداوکیلی اگر آقای دکتر در این مقام نبود شما رونمایی از یک فتوکپی می کردید

در پایان پیامی گوهربار از مقام معظم رهبر که فرموده اند کار باید کامل،محکم،ابتکاری همراه با نیاز انجام گیرد آیا نیاز ورزش پهلوانی معرفی افرادی است که بویی از این ورزش باستانی نبرده و فقط می تواند پشتیبانی خوبی برای دوستان باشد .کجا بودند بانی های واقعی فرهنگ پهلوانی .کجا بودند سینه سوخته های ورزش باستانی  کجا بودند شکنجه شده های قبل از انقلاب که برای احیای منزلت پهلوانی شکنجه شدند .               

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۰۶/۰۹ساعت 19:11  توسط عبدالحسین دیده ور  | 

 

 

ما نمک نشناس نیستیم ،ما به پیروی از حضرت خاتم (ص) و مولای متقیان علی (ع)و به پیروی از دستورات مقام معظم رهبری تقوا در سخن گفتن و عدالت در انتقاد کردن را رعایت می کنیم.ما چشمهایمان را بر روی کارهای خوب شما نمی بندیم. ما سپاسگزار و ممنون زحمات شما در زمینه های خوب و مثبت هستیم . اما چرا اینقدر ندانم کاری؟!چرا اینقدر ناآگاهی؟! آیا تا به حال از خود پرسیده اید آیا ورزش باستانی به شهرستان های ماهم تعلق دارد یا نه؟آیا می دانید اگر سهم آنها در این ورزش از تهرانی ها بیشتر نباشد قطعا کمتر هم نیست؟آیا در جای جای این مرز و بوم پهلوانان و شیر مردانی در کنج خانه وجود نداشتند که شایسته طرح  نام و چهره شان در این مراسم پس از عمری زحمت باشیم؟آیا ارزش این دلیرمردان و جوانمردان از آن مورچه های راز بقا و پرندگان و خزندگان مستندهای طبیعت کمتر است؟چگونه از این موجودات ریزو درشت روزی 2-3 مرتبه در کانال های مختلف صدا و سیما نامی به میان می آید و تصاویری از راه رفتن و دانه چیدن و قدقدکردنشان نشان داده می شود اما از این الگوها و اسوه های مردانگی و قناعت و درستکاری و حلال خوری گزارشی دیده نمی شود؟!

پس شما کجایید و چه می کنید ؟چرا برای طرح این جواهرات تاریخی این مرز وبوم  نمی جنگید؟چگونه شب را به صبح می رسانید و از درد و رنج این آبروداران که صورت خود را با سیلی سرخ نگه می دارند و در نزد عروس و داماد و نوه و نتیجه با اندکی  درآمد آبرو داری می کنند غافلید؟!

واقعا به قول هنرمند محترمی که دعوت کرده بودید:

عجب رسمیه رسم زمونه ،آیا نباید گریست ،آیا نباید سر را به دیوار کوفت آیا باید همچنان دو دستی صندلی اداره وسمت مدیریت را چسبید؟آیا نباید از غم این عزیزان شهرستانی و تهرانی خون در رگهایمان بخشکد و گوشت تنمان آب شود و به پاره ای استخوان تبدیل شویم؟

آیا مولایمان علی(ع)اینگونه و همانند ما بود؟

چقدر به مولایمان شباهت داریم؟

آیا شباهت ما به مولا در حلول و عرض محاسن مبارکمان است در تسبیح و استغفرالله گفتن زبانی یا در تعداد خیرات و میراث و دستگیری مان  از ضعفا و دردمندان و کارگشایی و کارراه اندازی  از گره های مردم کوچه و بازار و محل کار و محل سکونت؟

بگذریم،این دلنوشته سر دراز دارد و اگر بخواهم حق مطلب را ادا کنم باید اول ازپیشکسوتهای  شهرستانی و له شده در کتاب گمنامی بگویند از رادمردان خطه مازندران و کردستان و کرمانشاه و لرستان و گیلان و فارس و بوشهر و خوزستان و یرد ،خراسان و دهها شهرکوچک و بزرگ دیگر که سعادت یادآوری نامشان را ندارم.آیا در این استانها و شهرها پلنگان و شیران این ورزش در بند فقرگرفتار نیستند؟ آیا از میان آنها کسی به پول داروی بیماری های رنگارنگ دوران پیری محتاج نیست؟شاید ماهم ندانیم ولی شما بعنوان سکاندار این فدراسیون نمی توانید ندانید.ندانستن شما گناهی نا بخشودنی است .

آیا توانسته اید در ایام ریاست خود سری به گوشه وکنار این مرز بوم بزنید و به پیشکسوتی شهرستانی یا تهرانی مانده در گرداب فراموشی سری بزنید و حداقل سلامی بکنید و دستش را ببوسید و از وی دلجویی کنید و یک نان شامتان را با وی قسمت کنید؟ آیا به زورخانه های  شهرستانها سر زده اید؟آیا از تعطیلی زورخانه خوزستان باخبرید؟

واقعا عجب رسمیه رسم زمونه  آدم انگشت به دهان میمونه

آیا به مصداق کلام گوهربار :

چو استاده ای دست افتاده گیر

نباید دستگیر زحمتکشان و پیشکسوتان رشته ورزش خود باشیم.

آیا باید زلزله ای بیاید ،آیا باید کن فیکن صورت بگیرد.آیا باید عذاب الهی بر ما نازل شود تا از خواب برخیزیم؟

آیا نباید از سرنوشت پیشینیان عبرت گرفت؟

آیا نباید از نابود شده های تاریخ چیزی بیاموزیم؟

آیا نباید رهرو جاودانه شده های تاریخ باشیم؟

اگر نیاموختیم و عبرت نگرفتیم مطمیٍن باشید عبرت دیگران و عبرت روزگار خواهیم شد.

آیا در دین و آیین ما برای روسا چیزی و مطلبی مهم تر از خدمتگزاری و خدمت به محرومان تعریف شده است؟

آیا رییس فدراسیون برای سرافراز کردن این رشته آمده یا برای سرنگونی آن؟آیا می توان بر سر شاخ نشست بن برید؟

بی توجهی به پیشکسوتان همان بن بریدن است

بیایید اهداف فدراسیون و ریاست فدراسیون را از نو و دوباره تعریف کنیم .وقتی نوجوان  و جوان  این  مرز و بوم فلاکت پیشکسوت این رشته را می بینید ،آیا انگیزه ای برای حضور وی در این رشته می ماند ؟

اگر می خواهیم این رشته را در نسل جوان اشاعه دهیم راه را اشتباه نرویم.شما کارهای خود را بهتر می دانید و از دقایق عمر ریاستتان و فرصتهایی که داشتید و موانع و مشکلات  آن بهتر از ما با خبرید.آنچه در این ایام نصیبتان شد حلالتان اگر می توانستید کاری انجام دهید و آن کار را انجام دادید. من در ایام پایان عمر خود هستم  و نمی دانم  تا صبح زنده باشم یا نه  اما این را در مورد خود می دانم که در حدود 60سال قبل در سال 1334 که از زورخانه حاج غلام  ایران نژاد این ورزش را شروع نمودم و در نزد بزرگانی چون مرحوم منصور رییسی ،مرحوم جعفر خداوردی و حاج قاسم رایگان صاحب آن کتاب گرانقدر فنون کشتی را یاد گرفتم و در نزد مربیان ارجمندم در ورزش باستانی حاج مصطفی نجات ،حاج غلامعلی کنجکاو ،حاج احمد شریف و حاج مصطفی طوسی و بسیاری دیگر از عزیزان که نام شان لرزه بر اندام حریفان می انداخت و با آیین پهلوانی و زورخانه آشنا شدم ،لحطه ای از آموزش فن و فهم این ورزش  فرو گذار نکردم وعلاوه  بر 37 سال مربی گری و مدیریت  در باشگاه شهید حاج مهدی عراقی ،تالیفاتی را در زمینه های مختلف به سرانجام رسانیده ام از جمله کتاب هزار فن و فهم در آداب و آفات ورزش،کتاب هزار فن و هزار پند و همچنین کتاب از زبان خوراکی ها را می توان نام برد اخیرا نیز سری کتابهای جیبی تحت عنوان "تلنگر" در چند جلد را در دست تهیه دارم.کتاب قرآن کریم به زبان فارسی به خط خود از دیگر اقدامات این  بنده کمترین در اشاعه  فرهنگ دینی و درستکاری و پاک زیستن و سالم زیستن و سالم زندگی کردن بوده است که امیدوارم مقبول درگاه احدیت قرار گیرد . همچنین در سال 1386 در جهت اشاعه این ورزش در میان جوانان و خارج کردن پارک ها از تسلط معتادان برای اولین بار اقدام به برگزاری مسابقات کشتی پهلوانی و آیین های ویژه آن در حوزه جنوب شرق تهران با همکاری شهرداری منطقه 12 پارک هفده شهریور واقع در چهارراه دروازه دولاب نمودم  و در طرحی جامع در نظر داشتم آن را در نواحی مختلف پایتخت به اجرا درآورده و آنگاه از میان قهرمان نواحی مختلف ،مسابقه انتخابی برای تعیین قهرمان اصلی پایتخت را برگزار نمایم و شور و شوق و جنب و جوش در میان جوانان ایجاد کنم که با تنگ نظری و کوته بینی  مسولین وقت و استیضاح آن ها این حرکت نیمه کاره ماند که گناهش بر گردن آنها تا قیامت باقی خواهد ماند .

سخن کوتاه کنم این ورزش تنها یک ورزش مثل ورزش های مرسوم دیگر نیست در این ورزش علاوه بر آمادگی و مهارت جسمانی ،تربیت روحانی و اخلاقی و حرمت نگهداری کوچکتر نسبت به بزرگتر و حرمت نگهداری والدین و استاد و تاکید بر ابعاد مختلف آیین جوانمردی و مسولیت اجتماعی و اخلاقی و رفتاری در روح و جان ورزشکار رسوخ داده می شود.لذا شایسته است هر جوان یا میانسالی که سکان مدیریت این رشته را به دست میگیرد ،یک گروه مشورتی از پیشکسوتان این رشته را در کنار خود ساماندهی نماید تا ارزش های اصیل این ورزش به فراموشی سپرده نشود  تشکیل انجمن پیشکسوتان این رشته از واجب واجبات است.

ما به هیچ جناح و دسته و گروهی وابسته نیستیم .و نان خور هیچ صاحب قدرت و صاحب ثروتی نیستیم ما جز به قدرت بازوی خود ولطف الهی و کار و تلاش خود،راه معاش دیگری بر نگزیده ایم و مواجب بگیر دارو دسته ای نیستیم . ما را همین بس که زمام دار تنها ورزش مقدس و انسان ساز جهان هستیم و خود را خدمتگذار و حامی و خاک پای بزرگان و زحمتکشان و پیشکسوتان در اقصی نقاط کشور از دورترین شهرستان ها تا ارجمندان فراموش شده آن در تهران می دانیم.

 

با تقدیم احترام

عبدالحسین دیده ور

ادامه دارد

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۳/۰۶/۰۱ساعت 21:17  توسط عبدالحسین دیده ور  | 

 

نام نیک دیگران ضایع مکن                                        تا بماند نام نیکت برقرار

روز پنج شنبه 17 شوال ((مصادف با 23 مرداد )) به مناسبت روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای و هنرهای فردی مراسمی در کاخ گلستان بر پا بود تا مثل سالهای گذشته از مردانی که برای احیاء فرهنگ پهلوانی  تلاش نموده اند ، تقدیر و این روز بزرگ گرامی داشته شود اولا دست شما درد نکند.اما و صد اما و صدها افسوس و زهی تاسف که در این مراسم ،غیر از چند رییس فدراسیون قبلی و دو پهلوان،شخص دیگری از زحمتکشان این ورزش و دلسوختگان این یادگار باستانی و نیا کان حضور نداشت ؟چرا رؤسای هییت های استان ها ،مدیران زورخانه ها ،مرشد ها ،پیش کسوتان ورزش باستانی و روسای فدراسیون ها غایب بودند و در این مراسم جایشان خالی بود . از حاضرین از آقای حاج عباس حاجیان به عنوان پدر شهید تقدیر شد.از گناه دعوت نکردن از صاحبان اصلی این رشته که بگذریم اما از یک خطای بزرگ نمی توان گذشت و آن معرفی استاد حاج امیر شیرگیر بنیانگذار ورزش نوین باستانی به عنوان میهمان بود.همان استاد شیرگیری که با تلاش وی سازمان تربیت بدنی مجبور به تاسیس یک فدراسیون با بودجه کامل و جداگانه باآیین نامه های مرتبط با مسابقات کشتی های پهلوانب و زورخانه ای و هنرهای فردی گردید و تشکیلاتی با آبرو پیدا کرد و جهانی و فرا ملی شد آیا این انصاف است در خطا بودن این نوع رفتار همین بس که استاد شیرگیر به عنوان اعتراض مراسم را ترک نمود .ایشان فرمودند که صاحب خانه هستند نه میهمان ،ایشان فرمودند چرا میهمانان واقعی که همان پیشکسوتان و زحمتکشان واقعی این رشته هستند غایب اند؟ و چرا به مراسم دعوت نشده اند؟اینجا جایی برای میهمانان واقعی قایل نشده اند؟آیا نمی بایست آدمهای با فرهنگ پهلوانی در این مراسم باشند و ازآنها تجلیل به عمل آید؟ آیا شما در فدراسیون سمت دبیری نداشته اید؟و از پیشکسوتان این رشته بی خبر هستید ؟ آیا نمی بایست در این مراسم تعداد بیشتری از آنها را دعوت می نمودید و به آنها ارج و منزلت می نهادید ؟آیا باید آنها این مراسم را که مال خود آنهاست از تلویزیون تماشا کنند؟آیا باید آنها خانه نشین شده و عده ای دوست و رفیق در مراسم حاضر باشند؟آیا باید آنها فوت نمایند و آنگاه شما بیدار شوید ؟ آیا فکر کرده اید دسته گل شما بر مزار آنها چه دردی را دوا خواهد کرد ؟تو را به خدا تا آنها زنده دهستند ،آنها را دریابید آیا درست است بهه پهلوان های زنده توجهی نکدر و به دنبال پهلوانهای مرده گشت؟آیا شما هم در زمره معتقدان به این کلام هستید :

 ((پهلوان مرده را عشق است))

اگر این چنین است لطفا نام سازمان را به (فدراسیون پهلوان های مرده)تغییر دهید تا خیا همه راحت شود و ما هم تکلیف خودمان را هم بدانیم که پیشکسوت دیگر ارزش ندارد .محاسن و موی سفید ارزش ندارد و انگار در آسیاب سفید شده است!!!

سال گذشته مراسمی بزرگ و با آبرو توسط فدراسیون وقت برگذار شد که حدود 500 نفر شرکت کردند به آقای طالقانی دست مریزاد می گوییم آن مراسم را میزان مراسم امسال قرار دادم ،آن کجا و این کجا .

قرآن مجید می فرماید: "هرکس در گرو اعمال خویش است"

آقایان رییس های جوان سعی کنید کاری کنید که مثل گذشتگان نام با آبرو از خود بهجای بگذارید و نام نیک دیگران را ضایع نکنید.استاد شیرگیر احیاء کننده فرهنگ پهلوانی است نه میهمان .هنرمند دعوت شده را می توان میهمان نامید ولی صاحبخانه را میهمان نامیدن بی احترامی است .آقای رییس جوان آیا شما به یاد دارید در قبل از انقلاب چه بلاها بر سر این ورزش آورده بودند ؟آیا یادتان هست که نوجوانان در کافه ها و رستوران ها میل بازی می کردند و پاداش نقدی می گرفتند؟یا در خیابانها روی تریلی ها ورزش پهلوانی را تا حد یک ورزش نمایشی رسانده بودند؟اکنون هم توسط بعضی روسا به صورت نسنجیده و نپرسیده از استخوان خرد کرده های این رشته در کنارهای پیاده رو و یا متروهمان روش های نمایشی را به اجرا در می آورند ؟آقای رییس اگر استاد شیرگیر احیاء کننده فرهنگ پهلوانی هستند شما حداقل حمایت کننده خوبی باشید اگر شما سعادت احیا کنندگی را نداشته اید ،سعادت خوب نگهداری کردن از این سنت را از پیشکسوتان سوال کنید تا نامتان در همه دوران ها به نیکی یاد شود .اقدامات شما در این فدراسیون و این ورزش بدون توجه به ریشه های آن و پیشکسوتان به جایی نمیرسد و جز هدر دادن بودجه فایده و ثمری ندارد و در نهایت به یک ورزش توخالی از فرهنگ اصیل ملی و جوانمردی تبدیل میشود و مثل اتفاقی که در بعضی ورزش ها ی دیگر افتاده است به همان پوچی گرفتار می گردد...

عبدالحسین دیده ور

ادامه دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۲۹ساعت 19:16  توسط عبدالحسین دیده ور  | 

دو دستگی و دو گانگی نباید  ورزش ملی ایران را به نیستی بکشاند زورخانه از یاهو عیاران خالی مانده

ورزش باستانی از هنگامی آغاز شد و شکل گرفت که مردم ایران تحت نفوذ و استیلای اعراب قرار گرفتند و در اوج اختناق که زاییده چنین موقعیت های سیاسی است راه چاره می جستند در این هنگام بود که شیفتگان آزادی و آزاد مردی زیر نام عیاران علم مخالفت با خلفای عرب را برافراشتند و با دلاوری ها و از جان گذشتن ها آنقدر ستیز کردند به حکومت انان در ایران خاتمه دادند از آن پس نام عیاران چهره کرد و این مردان آزاده به مقتضای خصلت جوانمردی و صفای باطن جدا از متش های انسانب و کو شش های مردمی راه گشای ورزش باستانی شدند و در این راه کسانی چون پهلوان خوارزمی پوریای ولی سردمدار آزادگی بودند و پس از خود علم مردی را به نامدارانی پون اکبر یزدی و جوانمرد قصاب و دیگران سپردند امروز روز ورزش باستانی رسالت خود را فراموش کرده است همانطور که ورزشکار باستانی رسالت خود را فراموش کرده است امروز خصلت ها دگرگون شده و از گذشت و صفای باطن خبری نیست و اگر هم هست مجال نمایش آن نیست پیشکسوت(زنگی)روزگاری بود که زورخانه میعاد بندگان پاک خدا و برگزیدگان راه حقیقت و مردانگی بود و گود زورخانه همچون خانه خدا حرمت داشت در آن روز اگر ورود پهلوان نامداری را با تک زنگ مرشد و صلوات زورمندان بیریا گرامی میداشتند و لقب پیشکسوت به حق کسی داده می شد امروز هر که پول بیشتری در کیسه مرشد داد پیشکسوت و پهلزان می شود چرا که ارزشها نهادهای پهلوانی بی ارزشی گراییده است چرا که بی نیازی دیگر معنایی ندارد و چرا که خود چنین می خواهیم و این ما هستیم که از پهلوانی جدا می شویم تا قهرمان بسازیم روزگاری برای پهلوان شدن باید سلسله مراتبی طی میشد به کسی پهلوان صاحب زنگ می گفتند که مدارج پهلوانی را طی کرده باشد و حالا آن که به دیناری پهلزانی خریده است هر دو زنگی می شوند .

مراسم گلریزان

یکی از پهلوانان قدیمی که در این راه موی خود را سفید کرده درباره مراسم گلریزان چنین مب گوید از سنتهای پسندیده و مردمی ورزشکاران باستانی یکی هم برگزاری مراسم گلریزان بوده اگر ورزشکاری به اصطلاح زمین می خورد به همت پیشکسوتان وسایر پهلوانان از گروهی صاحب زر دعوت میشد تا در یک روز معین به زورخانه بیایند و در جمع حاضر هر کس به فرا خور حال پولی هدیه میکرد و این پول بوسیله یکی از ریش سفیدان معتمد محل به طریقی که موجب شرمساری کمک گیرنده نباشد به او هدیه میشد این شیوه انسانی تنها شامل حال زمین خوردگان نبود این یک رابط انسانی بود این یک خودیلری مردمی بود که انجامش را پهلوانان روزگار بر عهده داشتند اما حالا آن کسی که به مدد چاقو اسمی برزبانها میگذارند اگر ار بد حادثه گرفتار نظم و قانون شد و چند صباحی را در خلوت باز داشت گذران عمر کرد وقت خلاص برایش گلریزان می کنند و این راهی نیست که رسالت پهلوانی را بشناسند.

پهلوانان قهر کرده اند

این حقیقتی است که امروزه زورخانه ها همان اماکن مقدس از هیاهوی پهلوانان خالی است گویی غبار غم فضای خانه ها را گرفته است می پرسم چرا؟پاسخم می گویند پهلوانان از خانه خود قهر کرده اند چرا که از آنها نامی نیست چرا که به آنها توجهی نمی شود و چرا که معیارهای جوانمردی و زورمندی جابجا شده است کشتی را از گود به تشک منتقل کرده اند و هر کس داعیه ای دارد در گذشته کشتی 320شگرد داشته 320 بدل در گذشته یک کشتی گیر ساعتها با حریف در تک و تاب بود و امروز آنقدر توانها فرسوده شده که دقایقی پس از اغاز مبارزه نفس ها می برد چرا این ورزش سنتی و باستانی باید بمیرد مگر در طول همین سالهای اخیر از این رهگذر کم افتخار نصیب ما شده است می پرسم چاره چیست می گویند چاره چیست می گویند چاره اسان است اینها که امروز از خانه خود قهر کرده اند اینها که روزگاری به مدد خصلت مردانگی وشرف و از روی صفای باطن در ورزش باستانی به جایی رسیده اند ایتها را دعوت کنید از اینها بخواهید تا نسل جوان را تربیت کنند اینها نه پولی می خواهند نه توقعی دارند فقط احترام می خواهند احترامی در حد یک پیشکسوت آنگاه به داوری بشینید و نتیجه کار را ببینید که پگونه کشتی این ورزش ملی دوباره اوج می گیرد

زورخانه جایگاه جوانمردان

از کم و کیف زورخانه می پرسم و اینکه حال و هوای این باشگاه های سنتی چگونه است می گویند طهران چندین زورخانه دارد که هر کدام ماهانه چقدر از سازمان ورزش می گیرند اما مگر می توان با این پول هزینه های غیر قابل اجتناب یک زورخانه را تامین کرد یک زورخانه به طور متوسط باید دو کارگر داشته باشد که حد متوسط حقوق آن چند هزارتومان باشد تعجب اور نیست هر چتد وقت یکبار شاهد تعطیل یک زورخانه می شویم بی رغبتی علاقه مندان به حرفه مرشدی نیز مزید بر علت است و فقدان مرشد واقعی درد دیگری است که زورخانه را تهدید می کند مرشدها حقوقی ندارند و حمایت نمی شوند و در این صورت است که برای کسب درامد و جلب نظر طالبان نام هر کس از در زورخانه وارد می شود برایش ضرب می گیرند تا انجا که پوست ضرب پاره می شود در پایان انعامی داشته باشند سازمان ورزشوعده می دهد که برای مرشدها حقوق و بیمه تعین خواهد کرد حتی مرشد ها  درجه بندی شدند اما تمام حرفها وعده بود و بس.

همبستگی یا نفاق؟

هنوز حرفای زیادی برای گفتن است و چه بهتر که از زبان کسی باشد که خود سالها در متن مسایل ورزش باستانی قرار دارد و نامش با ورزش باستانی همواره همراه است پای صحبت یکی از قدیمی ترین صاحبان باشگاه که در زمینه ورزش باستانی صاحب داعیه و حرفی است می نشینیم و از او می خواهیم تا به انجه که از جانب پهلوانان واقعی اظهار شد حرفهایی بیافزاید .در باشگاهی که به نام خود اوست دیدار می کنیم همچون دوران جوانی با نشاط و سرحال  می ماند و سخت در تلاش است تلاش برای برگزاری مسابقه ای بین یلان  امرووز زورخانه آنها که با گود قهر نیستند می گویند ورزش باستانی متعلق به گروه خاصی نیست  مال همه مردم  است مال کسانی است که پیرو علی (ع) هستند و مال آنها که می خواهند تربیت ایرانی داشته باشند و با خوی  وخصلت ایرانی که مطهر صفا و پاکدلی است زندگی کنند اما دریغ که زورخانه این خانه مولا به نفاق ودشمنی آلوده شده است و پیشکسوتانی که ما برایشان احترام قایلیم دارند تیشه به ریشه این میراث گرانبها می زنند نخستین وجه امتیاز یک پیشکسوت گذشت و جوانمردی است اما من شرم دارم بگویم که امروز ورزشکاران ورزش باستانی  را ادمی خودخواه می شناسند و این عیب بزرگی است .

می پرسم چند سالی است که از مسابقات پهلوانی کشور خبری نیست و بازوبند پهلوانی دیگر در بازوی گردها نمی درخشد شما که مسول ورزش باستانی کشور  هستید تعطیل این مسابقه را چگونه توجیه می کنید؟می گویند که از مشکل ها و نابسامانی ها ی ورزش باستانی سخن گفته اند ایا خود نمی داننند که عیب کار از کجاست ؟آنها نمی دانند که این خودخواهی های ما و این نفاقهای ماست که همه ارزش های مشخص و والای روحیه ورزشی را به پوچی و بی ارزشی کشانده است تا انجا که پهلوانی بی مهنی جلوه کند وقتی اجازه نمی دهند که نوجوانان و جوانان در گود خود نمایی کنند چگونه می توان انتظار داشت که مسابقات پهلوانی کشور هم برگزار شود من از همه پیشکسوتان از همه آنها که داعیه جوانمردی و سلوک دارند صمیمانه تقاضا می کنم زنگار کدورت را از دل بشویند و دست در دست یکدیگر بگذاریم تا پایه های متزلزل  ورزش باستانی را استوار کنیم  بگذاریم این مکتب ادمیت وپایمردی و جوانمردی دوباره عظمت دیرین خود را باز یابد به مولا علی سوگند که می دانم دلهای من و همه شما پاک است فقط کمی گذشت و همت .....این انتظار بزرگی است؟دست علی (ع)به همراه همه باد.....

ابزار ورزش باستانی

حرکات و روشهای ورزش باستانی که از حرکات رزمی که بوسیله گروهی جوانمردی و آزاده و مدافع بیدار دل آغاز گردید وناگریز به گودهای زورخانه برده شده اینان را به اعتبارر نام تاریخی شان عیاران،فتیان و جوانمردان می خوانند این افراد با استفاده از ابزار چوبی و سنگی و فولادی که شباهت مشخصی به آلات جنگ نداشت آمادگی کاربرد ابزار جنگی را در خود تقویت می کردند .

پوریای ولی پهلوانی افسانه ای که زمانی در مسجدی به پیرزنی بر می خورد که دعا میکند پسرش در کشتی با پوریای ولی پیروز بشود پوریای ولی در چهره یک بیگانه به پیرزن قول می دهد که پسرش حتما بر رقیب فایق خواهد آمد روز موعود پوریا خود را عمدا به زمین افکنده حریف را برنه می سازد .

 

زمین مسابقه کشتی باید مربع و کف آن با چمن نرم و کوتاه و یا زمین نرم یا قطر آن 3 تا 6 سانتیمتر باشد و عرض و طول آن نباید از8*8 متر کمتر و از 10*10 زیادتر باشد و کاملا تمییز و مسطح باشد.

اگر هر شرکت کننده تا 5 دقیقه برای مسابقه حاضر نشود باخته می شود و سه نمره بد میگیرد شروع مسابقه دو حریف در دو گوشه محوطه کشتی روبروی هم قرار می گیرتد و با سوت داور بهم نزدیک شده و فرو می گویند در پایان مسابقه پهلوان را می بوسند و ختم هر کشتی باید به دستور داور وسط و ضرب و زنگ اعلام گردد.

شرکت کنندگان باید با تنکه باستانی کشتی بگیرند رعایت بهداشت کشتی گیر هر کشتی گیر باید تنکه بخود را داشته باشد.

شرکت کنندگان قبل از وزن کشتی باید پزشک تربیت بدنی معاینه و پس از برگ سلامتی حق وزن کشتی دارند و کشتی گیران حق ندارند در وزن بالا شرکت کنند.

شرکت کنندگان باید لخت (فقط با زیر شلواری)وزن کشتی کنند فقط روز اول دو ساعت مسابقه انجام میگیرد.

مسابقه های کشتی قدری چهار وزن باستانی و پهلوانی

هدف در بهبود  و توجه ورزشخانه ها و ورزش باستانی در نتیجه فن کشتی و پیدایش پهلوانان کشتی های باستانی به دو بخش تقسیم میگردد 1-کشتی های چهار وزن قدری باستانی 2-کشتی هاس پهلوانی بدون وزن کشتی های چهار وزن قدری باستانی در هر سال در پایتخت و شهرستان ها در سه مرحله انجام می گردد :

1-کشتی های چهار وزن قدری باستانی زورخانه های پایتخت و شهرستانها.

2-کشتیها برای انتخاب بهترین پهلوان جهت شرکت در کشتی های قدری کشور از زورخانه ها و داوطلبان آزاد و بهترین پهلوانان چهار وزن باستانی کشور در هر شهرستان کشتی گیران از روی وزن به چهار دسته تقسیم می شوند

1-وزن اول تا 61 کیلو گرم ((پهلو-وزن))

2-وزن دوم تا 71 کیلو گرم ((گو-وزن))

3-وزن سوم تا 81 کیلو گرم ((گرد -وزن))

4-وزن چهارم تا 81کیلوگرم تا 91 کیلوگرم((یل –وزن))

5-یل یل وزن 91 کیلوگرم به بالا

و مدت مسابقه در کشنی های چهار وزن باستانی 10 دقیقه و اگر در هر صورت مساوی بودند یک دقیقه استراحت و سه دقیقه دیگر یازدهم مسادی بودند بلافاصله آنها  وزن کشی می شوند هر کدام سبک تر بودند برنده می شود.پل ساختن با سر و دو کف پا و پل با دو آرنج و دو کف پا و غلطیدن از کتفی به کتف دیگر و همچنین غلطیدن از حال نیمه پل از سمتی به سمت دیگر افت محسوب می شود.

هر کشتی گیر ممکن است در یک جلسه مسابقه حداکثر تا 3 کشتی مجبور شرکت گردد .فنون ممنوع گرفتن گوشت بدن با ناخن با انگشتان گرفتن گلو و بینی و خراشیدن بدن گرفتن موی سر و گوش ها و اعضای تناسلی و انگشتان پا و دست حریف ممنوع با زانو به شکم و پشت حریف فشار آوردن و هرگونه ضربه زدن گرفتن کارهای بجز از قبیل ((دم گاو-لواشک تو حلق غلط و کنده کمر شکن غلط و فشار بر خلاف جهت مفصلها و مچها و....بکلی قدغن و متخلف از همان مسابقه اخراج می شود و در مواردیکه داور تشخیص دهد عمل کشتی گیر امکان زیادی برای حریف دارد از انجام آن فن جلوگیری می کند و اگر بر اثر گرفتن فن ممنوع نصیب طرف متخلف شود پذیرفته نخواهد شد و به طور کلی اگر خطا سنگین و شدید باشد داور حق دارد متخلف را فورا از مسابقه یا کلیه مسابقات اخراج نماید. مدت مسابفه کشتی پهلوانی 35 دقیقه است به این ترتیب تقسیم می گردد 15 دقیقه کشتی 3 دقیقه استراحت مجددا فرو میگویند 10 دقیقه کشتی تمام و اگر ضمن مدت 25 دقیقه پشت یکی از دو حریف بخاک نرسد پس از 5 دقیقه  تنفس نیز مجددا فرو می کوبند 10 دقیقه دیگر انجام میابد و چنانچه غالب و مغلوب معلوم نشود اگر آخرین کشتی باشد بروز بعد موکول می شود که مجددا به طریق نام برده بالا کشتی می گیرند  و در غیر این صورت تجدید قرعه کشی با سایرین به عمل میاید پس از انجام مسابقه برندگا ن اول و دوم کشتی پهلوانی کشور علاوه بر مدال و دوم طلا حق زنگ و ضرب به نفر اول حق ضرب به نفر دوم  در مدت یکسال داده می شود و برای افتخار بیشتری به نفر اول هر سال که پهلوان آن سال در کشور محسوب شد مثل قدیم برای مدت یکسال بازوبند طلا که علامت خاص پهلوانی پایتخت بوده است اعطا میگردد و این بازوبند باید در شروع مسابقه های سال بعد به دبیرخانه فدراسیون کشتی پهلوانی تسلیم گردد و چنانچه پهلوانی توانست سه سال متوالی مقام پهلوانی اول کشور را حفظ کند برای تمام عمر حق ضرب زنگ دارد و بازوبند خهت شرف خانوادگی باو اعطا خواهد شد و حق سفره پهلوانی تا پایان عمر داده خواهد شد در مسلک پهلوانی تواضع شجاعت اخلاقی و پرهیزکاری از اهم واجبات است اگر خدایی ناخواسته پهلوان صاحب مقام پهلوانی واجبات را از دست دهد یعنی حرکتی خلاف مسلک از آنها ناشی شود با نظر هییت ورزشهای باستانی علاوه بر خلع مقام با صدور اعلامیه از فدراسیون کشتی باستانی و ورزشهای باستانی برای مدت محدود یا همیشه نسبت به بزه ای که مرتکب شد ه طرد خواهد شد....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۱/۰۳/۲۱ساعت 16:1  توسط عبدالحسین دیده ور  | 
6-تاثیر پا زدن و نرمش:

در پا زدن و نرمش عضلات در گیر غالبا مربوط به پا و کمر است که عبارتند از عضلات مچ پا وکف پا ،عضلات دو قلو  ونعلی ساق پا ،عضلات چهار سر ران ،گروه عضلات خلفی و ران ،عضلات نواحی کمر و شکم،عضلت سرینی ،پا زدن بخش مهمی از افزایش کارایی به قلب و عروق به حسلب می آید وانعطاف پذیری و نرمی بدن را بالا می برد و می تواند و می تواند از سفتی عضلات جلوگیری و جریان خون را در آنها به صورت یکنواخت توزیع و تسریع نماید هنر پا زدن هماهنگی بین مغز و سلسه اعصاب و اندامهای مختلف بدن را زیاد و سرعت انتقال را افزایش می دهند نظر به اینکه بیشتر اثرات پا زدن مربوط به پاها و عضلات شکم است .

یتیمان فراغش را بخندان                                                          یتیمان را تو نالیدن نیاموز

تن درستی روح وابسته به تندرستی جسم است .

خبر داری از خسروان عجم                                                    که کردند بر زیر دستان ستم

نه آن شوکت و پادشاهی بماند                                                   نه آن ظلم بر روستایی بماند

((عیاری))

عیاری نوعی جوانمردی و از خود گذشتگی است که برای کشف خبر از نیروهای خصم بالباس مبدل به اردوی دشمن می رفتند.در تاریخ ایران  ازعیاریهای پهلوانان و جوانمردان به چشم می خورد که همه آنها انگیزه عدالت خواهی و میهن دوستی و حق جویی و فتوت داشته است و در زمان بنی عباس عیاران در خراسان و بغداد فزونی گرفتند در سیستان و نیشابور ،یعقوب لیث صفار هم از سرهنگان این طایفه بوده  چه عیاران در هر شهری برای خود رییسی انتخاب کرده وی را سرهنگ می خواندندکه گاهی در یک شهر چند تن سرهنگ و چند هزار عیار موجود بو د.

در دوره مغولان پهلوانی بود بنام پهلوان فیله

در دوره مغولان وگورکانان جوانمردان بسیار بودند که معروفترین آنها جوانمردی بنام ((قتالی ))بوده که همان پوریای ولی می باشد و شرح حال او بعدا خواهد آمد. غیر از پوریای ولی پهلوانی بود بنام پهلوان اسد کرمانی که بر شاه شجاع یاغی شد و پس از جنگهای بسیاری که با شاه شجاع کرد بواسطه خیانت همسرش کشته شد .گفته می شود برای فرونشاندن فتنه پهلوان اسد از پهلوانان دیگر کمک گرفته شد که عبارت بود از پهلوان خرم خراسانی و پهلوان شرف الدین و پهلوان محمد طغان شاه و پهلوان علیشاه و پهلوان کرد .شاه طهماسب اول در دربار خود پهلوانان فراوانی داشت که معروفترین آنها مذاقی عراقی و پهلوان بیک قمری ذکر کردند.

از زمان حکومت افاغنه تا زمان حکومت نادرشاه تا شروع سلطنت کریم خان زند به علت جنگهای داخلی و لشگرکشیهای مختلف ورزش نیز بحرانی ترین دوران خود را می گذراند .

دوره حکومت کریمخان زند ورزش باستانی رو به ترقی و توسعه نهاد و پهلوانان و قهرمانان زیادی برخواستند از جمله پهلوان اکبر اصفهانی و پهلوان آقا لندره دوز بوده است .

دوران ناصرالدین شاه برای اولین زورخانه ای در دربار خود تاسیس کرد که پهلوانان پایتخت افتخار ورزش در آن زورخانه را داشتند و هر کسی قهرمان کشتی در تمام مملکت میشد او را پهلوان دربار می گفتند و از پارشاه بازوبند پهلوانی دریافت میکرد و تا موقعی که می توانست آن بازوبند را حفظ کند از دربار هر ماه مواجب می گرفت رجال بزرگ مملکت هر یک برای خود پهلوانی برگزیدند به طوری که داشتن پهلوان جزو تشریفات و تشکیلات عیان و اشراف بود.

و پهلوان آن زمان حسین گلزار که پهلوان دستگاه شاهزاده عمادالله دولتشاهی بود و از کرمانشاه به طهران آمده بود قدرت فوق العاده ای داشت که رقیبان در او سراغ داشتند علیه او تحریکاتی کرده بودند و در نتیجه در یکی از کشتی های میدانی بر اثر کتکی که فراشهای شاهی به او زدند دیوانه شد.

دوران سلطنت رضا شاه ورزش در مدارس اجباری شد و همچنین اولین فدراسیونی که در ایران تاسیس شد فدراسیون فوتبال بود که در سال 1300 رسمیت یافت و اولین بار در ایران در بازیهای المپیاد شرکت کرد در سال 1948 و توسط جعفر سلماسی وزنه برداری مقام سوم و مدال برنز گرفت ،1327 المپیک لندن بود و در سال 1312 انجمن تربیت بدنی تشکیل شد و در سال 1318 که رادیو طهران شروع به کار کرد برنامه صبحگاهی ورزش باستانی با صدای مرحوم جعفر شیرخدا اجرا میشد و یکی از کارهای خوب ورزش باستانی در آن زمان بود .

میگفتند پهلوان شیر دل کهنه سوار دو سنگ داشت از مرمر به ورن 180 من تبریز هر صبح 50 دفعه آن را میگرفت و هر شب 50 تا می گرفت و این سنگ که میان پهلوانان است نمونهای از سنگ پهلوان شیردل است یقین داشته باشید که این سنگ ورزشی را برای پهلوانان بسیار نیرومند از سنگ می ساختند و تام آن بر این اساس به سنگ معروف شده ولی برای افراد معمولی آنرا از چوب می ساختند وزن سنگ بین 20 تا 40 کیلو تغییر میکند .

((چرخ زدن))

پس از پا زدن نوبت به چرخ زدن میرسد و گاه به علت کمی وقت ممکن است از چرخیدن در این موقع خودداری می شود و در پایان و یا ضمن پا زدن عده ای از شیرینکاریها فقط بچرخند چرخیدن نیز از کوچکترها شروع می شود و این ورزش یکی دیگر از هنرهای بسیار زیبای ورزش باستانی است انواع چرخ عبارتند از :

چرخ ساده ((چمنی ،چکشی))جنگلی ،تیز ،تک فر،دو پر،سه پر ،که فرق هر کدام از این چرخیدن ها آن می پردازیم.

((یک چرخ ساده))

این چرخ همان چرخ معمولی است که غالب ورزشکاران بدون اینکه به بدن حرکت اضافی بدهند به گرد خود می چرخیدند و آهنگ ضرب با هر گردش آن مطابقت دارد در این چرخ همیشه پای راست ستون یا محور می شود و پای چپ در هر بار چرخیدن با پنجه ها اطراف پای راست محل خود را عوض می کند در نتیجه موقع چرخیدن پای راست در تمام مدت چرخ خم نمی شود ولی پای چپ به علت اینکه روی پنجه کار می کند کمی خمیده است بدن و دستها هنگام چرخیدن باید کاملا صاف و سر روبرو باشد یعنی نه رو به بالا و نه رو به پایین پنجه های دست نیم بسته  و گردش چرخ معمولا از چپ براست می باشد .

((دوم چرخ چمنی ،چکشی،قجری))

این چرخ همان چرخ ساده است با این تفاوت که پنجه پای چپ در هر بار گردش با قدرت بیشتری به زمین زده می شود بدن یا جهش کوتاهی از زمین بلند می شود و گرد خود می چرخد و به علاوه اینکه همراه با حرکت پای ورزشگاه صدای ضرب کوبنده تر است چرخ قجری مانند چمنی است ولی اول از سرعت کم شروع و به تدریج به سرعت چرخ چمنی با اینکه چکشی است از ابتدا تا خاتمه به طور یکنواخت است.

((سوم چرخ تیز))

در این چرخ ضربات و حرکات پا خیلی ظریف است و دستها کاملا صاف و پنجه باز است و کف دست رو به پایین است و شرینکار به مجرد شروع چرخ با سرعت هر چه تمام تر می چرخد.

((چهارم چرخ تک فر))

تک فر همانطور که از  اسم آن پیداست با پریدن ورزشکار به بالا یک چرخ به دور خود می زند و مجددا به جای خود برمی گردد و نحوه انجام آن بدین قرار است که پای راست را حدود 40 سانتیمتر دورتر به زمین کوبیده و با حرکت پای چپ در حالیکه زانوی پای چپ نیز روبه بالاست به هوا می پرد و در ضمن پریدن یک دور به گرد خود گردیده فرود می آید و این کار متناوبا انجام می شود .

((پنجم چرخ دو فریاد وپر))

دو پر عبارتست از دو چرخ پیاپی و یک مکث که صدای ضرب حرکات ورزشکار را بخوبی نشان می دهد و یا بعبارت دیگر همان حرکت مقدماتی تکفر است که به مجرد شروع به گردش و چرخ می زند و پس از یک نیم دور پای خود را به زمین و پس از دو چرخ پیاپی باز حرکت خود را از نو شروع می کند.

((ششم چرخ سه پر یا سه فر))

عینا مانند دو پر می باشد که بجای دو چرخ پیاپی سه چرخ می زند و مجددا حرکت خود را دوباره شروع می نماید بعضی از ورزشکاران برای شیرینکاری چرخ خود را به طور ساده شروع می کنند و بدون اینکه باستند چرخ ساده را تبدیل به تکفر و پس از چند دور دو پر و بالاخره تبدیل به سه پر می کنند و در آخر چرخ را تیز کرده و با یک تکفر خاتمه می دهند.

((هفتم چرخ جنگلی))

این چرخ ترکیبی از چرخ ساده و پای جنگلی و حرکت آن ضمن چرخیدن به طور منظم در کناره ها و اطراف گود می باشد و با تانی انجام می شود نحوه عمل بدین قرار است که پنجه پای چپ را به زمین آشنا کرده به طور ساده یکبار دور پای دیگر می چرخند این چرخ در سرتوازی برای پیشکسوتان و پهلوانان و شیرینکارها مورد استفاده است .

((هشتم چرخ جولان یا سه پا))

شروع حرکات چرخ و شیرینکاری با چهار قدم یا سه قدم پا شروع می شود که به آن جولان هم می گویند این حرکت برای رفع خستگی و تنوع بین دو چرخ است که شیرینکار خود را برای چشمه بعدی آماده می کند یا اینکه در شروع شیرینکاری قبل از چرخیدن چند بار جولان می دهد بعدا چرخ خود را شروع می نماید سه پا بدین نحو است که از یک طرف گود با چهار ضربه و یا چهار شماره و سه پا به طرف دیگر میروندو در ضربه آخر عقب گرد میکنند و ضمن شیرینکاری های متناسب و جولان در اطراف گود ممکن است گاهی به بالای گود بپرند هنگام سه پا برای پیشکسوتها و افرادی که بخواهند برای آنها احترام قایل شوند سرنوازی می خوانند که بنا به درخواست میاندار و یا مرشد انجام می شود و خواننده باید شعر خود را با نام رسول اکرم تمام کند تا حاضرین صلوات بفرستند  و جولان دهنده به شیرینکاری خود ادامه دهد سه پا با تانی و قدمهای موزون و قامت افراشته اجرا شود و نباید هنگام حرکت سررو به پایین یا کمر خمیده و یا جلفی در حرکات باشد.

((کباده کشیدن))

به آن کباده زدت هم می گویند از جمله ورزشهایی است که به صورت انفرادی و یا حداکثر دو یا سه نفره اجرا می شود در زورخانه های قدیم ورزشکاران تازه کار تا مدتی حق استفاده از کباده را نداشتند در هر زورخانه حداکثر دو یا سه کباده بیشتر موجود نیست و بنابراین همان طور که گفته شد حداکثر سه نفر در آن واحد می توانند از آن استفاده کنند ولی وقت کباده کشیدن بعد از خاتمه ورزش است و کسانی که حق کباده کشیدن دارند در گود باقی می مانند ترتیب کبتده کشیدن بر خلاف چرخیدن از سادات و بزرگان شروع می شود و هنگام کباده کشیدن باید کمان در دست چپ  و زنجیر((چله ))در دست راست قرار گیرد و شعر فردوسی در جنگ رستم و اشکبوس است که می گوید:

ستون کرد چپ را خم آورد راست                                         خروش از دم چرخ چاچی بخاست

معمولا کباده را به دو طریق می زنند (روبرو)و(بالا سر)که نوع اخیر در زورخانه ها معمول است و کباده کشیدن از روبرو خاص پهلوانان و پیشکسوتان طراز اول بوده است که تقریبا منسوخ شده زیرا قدری مشکل است و روی کمر خیلی فشار می آورد ،وزن کباده بین 12 تا 30 کیلوگرم است.

((چگونه کباده می کشند))

چنانچه کباده به طور کامل کشیده شود یعنی کباده را کاملا باز نگه داشته و دستها در طرفین سر متناوبا خم و راست شود این نوع را د و طرفه (دو شانه) میگویند و اگر کباده نیمه باز باشد و روی شانه چپ حرکت کند و کمان بجای اینکه روی سر باشد فقط تا پهلوی گوش چپ پیش بیاید این نوع را کباده یک طرفه (یک شانه)می گویند  هنگام کباده کشیدن مرشد آهنگ ضرب را با حرکات کباده تطبیق میدهد و چنانچه پیشکسوت و یا پهلوانی کباده بکشد حرکات کباده را با آهنگ ضرب می شمارد که این یک احترام است.

((سنگ گرفتن))

شکل سنگ نظیر سپرهای باستانی است که دستگیره ای در وسط آن برای گرفتن دست وجود دارد و گویا در قدیم آنرا از تخته سنگ می ساختند که به همان نام باقی است ولی امروز آنرا از چوب می سازند این ورزش مانند کباده از ورزشهای انفرادی است که غالبا در خارج از گود مورد استفاده است در هر باشگاه معمولا بیش از دو جفت سنگ وجود ندارد و وزن هر جفت آن بین 40 تا 70 کیلو تغییر می کند.

((چگونگی گرفتن سنگ))

ورزش سنگ باید به صورت درازکش انجام شود و دستها هنگام حرکت به طور متناوب بالا و پایین میرود نحوه عمل به این شکل است که ابتدا یک لنگه سنگ را روی دست راست بلند نموده و به طرف چپ می غلتیم به طوری که دست چپ کاملا تا شده و بدن به آن متکی شود و دست راست به خوبی باز شود در این حال سنگها نباید به یکدیگر بخورند و لازم هست برای حفظ تعادل کمی نسبت به زمین مایل باشد سپس نوبت به دست چپ می رسد و بدن به طرف بازوی راست غلتیده و دست چپ سنگ را کاملا بالا می برد این نوع سنگ گرفتن را غلتان می گویند گاهی ممکن است قبل از شروع سنگ گرفتن و گردش به چپ و راست فقط سنگها را به طور موازی رزی دو دست بالا و پایین ببریم تا بدن کاملا گرم شود بعدا حرکات سنگ را انجام می دهیم این نوع را جفتی می گویند وضع پا ممکن است دو گونه باشد اول آنکه پا روی شکم تقریبا جمع می شود و پنجه ها به یکدیگر می چسبند نوع دیگر آنکه زانو کاملا راست شده و پا نسبت به بدن کمی مایل است و یک زاویه باز را تشکیل می دهد در حین سنگ گرفتن مرشد با آهنگ مخصوص بدون صدای ضرب ردیف حرکات ضرب را می شمارد و شمارش سنگ در طهران 117 عدد است که با آن 117 کمر بسته مولا می گویند ولی بر ما معلوم نشد 17 سلسله فقر وجود دارد ولی اضافه شدن عدد 100 روشن نیست اما در کاشان و اصفهان و بعضی از ولایات جنوبی عدد 114 موسوم است که به 114 سوره کلام الله مجید است ودر بعضی از شهرهای خراسان و شهرهای شمال عدد 110 را برای شمارش می گیرند که طبق حروف ابجد نام مبارک علی (ع) است.

((ادب در اطاعت است))

ریشه کلمه پهلوان از (پهلو) آمده و آن در عهد ساسانیان عنوان لقب سه خاندان معروف آن عصر بود به نامهای :

((قارن پهلو))

((سورن پهلو))

((اسپاهند پهلو))

اینها مردمانی بودند بسیار نیرومند و درشت اندام و در دلیری و جنگاوری سرامد مردم عادی ،اگر کسی مانند آنها شجاع و زورمندی و دلیری می کرد او را از نظر مرتبه به آن خاندان ها منسوب می کردند و پهلوان می نامیدند پهلوان ،منسوب به پهلو سخت توانا و دلیر و شجاع درشت اندام و درشت گوی .مرد اصلی که در داستانی شرح اعمال او روایت شود کشتی گیر بعضی از فرماندهان نظامی را هم در قدیم پهلوات می نامیدند .

((پهلوان لشگر سمک عیار))

پهلوان در اصطلاح معمول زورخانه کسی است که در کشتی باستانی بی وزن در سراسر مملکت بی همتا  باشد و به قول معروف (بنداز )نداشته باشد.

((پا زدن ها))

در طهران چهار نوع پا زدن داریم:

((پای چپ و راست ،پای جنگلی ،پای تبریزی،پای آخر))

پا زدن هفت چشمه دارد و بعضی از چشمه های آن دارای سه تا پنج ریزه کاری است و بنا به سلیقه میاندار ترتیب اجرای آن فرق می کند و کساتی که در پا زدن بدون اینکه از مایه آن چشمه خارج شوند به ابتکار خود ریزه کاری هایی به آن اضافه می کنند .بنا بر این انواع پا زدن به ترتیب اجزا عبارتند از :

((شاطری))((شلار))((جنگلی))((تبریزی))((خراسانی تبریزی دوم))((کرمانشاهی))((ذولفقار پای آخر ))پای جولان

بشرح یکایک آنه می پردازیم .ضمنا حفظ فرهنگ این هنر ارزنده و فراگیری این هنر باید زیر نظر استاد در زورخانه انجام شود.

((یک پای شاطری))

دویدن با حالت پرش روی پنجه را شاطری می گویند دسته در موقع دویدن در حرکت است قدمها بلند برداشته و دور گود بدوند به آن شلنگ اندازی می گویند در قدیم روی تخته بطول 2 متر و عرض30 سانتیمتر کنار گود می گذاشتند و روی آن می دویدند که به آن تخته شلنگ می گفتند و حالا به جای دویدن و راه رفتن شاطری درجا انجام می شود ((یعنی درجا دویدن مانند درجا زدن))

سنت قدیم بعضی از میاندارها قبل از ورزش برای گرم شدن بدن شاطری می رفتند تا خوب گرم شوند و جا دارد این چشمه کار ارزنده مورد استفاده قرار گیرد البته درجا دویدن .

((دوم پای شلار))

این حرکت عبارتست از راه رفتن آهسته کمب به جلو و به عقب به طوری  پنجه پا قدری موقع عقب جلو رفتن به زمین کشیده می شود و بدن با نرمی تکان می خورد شلار به عنوان مقدماتی برای پا زدن است و این حرکت در خراسان ذه این اسم شهرت دارد شلار برای تازه کردن نفس بین پا زدن نیز معمول است و گاهی موقع مقدمه خوانی مرشد به منظور اینکه سرد نشود ((شلار))میزنند.

((سوم سه پای جنگلی ))

عبارتست از تکان دادن بدن روی یکی از پنجه های پا بطور متناوب می باشد و مورد استفاده آن بین سه پا یا قبل از شروع پا زدن است و مانند شلار آن را نمی توان به تنهایی به عنوان یک چشمه کار پا به حساب آورد پای جنگلی در چرخ نیز مورد استفاده است و شیرینکار در حین جنگلی زدن دور خود می چرخد و بیشتر در سرنوازی این حرکت را انجام میدهند که خاص پیشکسوتان و شیرینکارانو پهلوانان است .

((چهارم پای تبریزی))

پای راست روی پای چپ و به طرف زمین پنجه میاید که سنگینی بدن روی آن قرار می گیرد بلافاصله پای چپ به طرف پای راست همان حرکت را انجام می دهد به طوری که دو پا نسبت به هم شکل لا را پیدا کند و دستها به طور متناوب با پاها بال می زنند باین حرکت در طهران ((لام الف لا))می گویند.پس از 10 الی 20 جفت لام الف لا چشمه بعدی عبارت از میانکوب زدن است یعنی هر باری که پای چپ و راست می چرخد یک بار جفت پاها به جلو کوبیده می شود تکرار این عمل شاید تا 10 بار ادامه پیدا کند سپس میانکوب را دوبار میزنند و بالاخره سه بار و یا چهار بار می شود بعضی ها مجددا از سه بر می گردند به 2 و بعد به یک و کار را تمام می کنند .

ولی ضمن آن بنا به سلیقه میاندار بدون آنکه صدای ضرب و یا مایه کار فرق کند شیرینکاریهای بسیاری اجرا می کنند .

((پنجم پای خراسانی (پا دوم خراسانی)))

شروع این حرکت با پای کشبده به طرفین است یعنی پای راست به طرف راست با آهنگ کشداری رو به جلو بالا می آید و بعد به حالت اول و بجای خود بر می گردد و همین عمل را پای چپ انجام میدهد  پس از چند بار که این حرکت تکرار شد کار تغییر میکند و آن اینکه در فاصله بین حرکت پا به طرفین روی پنجه های پا سه مرتبه بازی می کند و در نتیجه آهنگ ضرب نیز عوض می شود یعنی موقعی که پا بالا می آید ضرب می کوبد و موقع بازی پنجه ها صدای ضرب ریتم ملایمی دارد که مجموعا آهنگ تک فر نواخته می شود در اینحال کسانی که بخواهند تک فر بزنند با اجازه میاندار به وسط آمده تک فر می زنند بعد از اینکه مدتی این عمل تکرار شد یا دو مرتبه تکرار در بلند کردن دو پای پیاپی دو فر زده می شود و یا کسانیکه بخواهند دو فر بزنند از فرصت استفاده می کنند تا بالاخره به سه فر می رسند .

((ششم پای کرمانشاهی))

برعکس پای خراسانی شروع این پا به صورت ضربدر ،پای راست به صورت کشیده به طرف چپ و سپس پای چپ با حالت کشیده بطرف راست با آهنگ مخصوصی حرکت می کنند و به آن (قیچی ) می گویند و پس سه بار قیچی ،سه مرتبه بدون اینکه پاها حرکتی داشته باشند با آهنگ ضرب درجا می زنند و سپس سه بار به طرف جلو میانکوب می زنند البته میانکوب در پای کرمانشاهی ممکن است با شیرینکاریهای دیگر با همان آهنگ همراه باشد مثلا بجای اینکه سه بار میانکوب بزنند سه مرتبه به بالا بر می نمایند و یا سه بار پای خود را با نرمی عوض می کنند.

((هفتم پاب ذوالفقار ،پای آخر))

این پا با دویدن در جا یا با شاطری شروع می گردد به قسمتی که دستها برعکس پاها متناوبا عقب و جلو می روند این حرکت پس از مدتی که ادامه یافت دو در میان تکرار می شود سپس توقف پا به همان صورت دوباره و بالاخره سه بار می شود ممکن است پس از اتمام حرکات عکس آنرا در خمش پا عمل کنند یعنی از سه به دو و بعد به یک و بعد به شاطری پا را تمام کنند.

 

((در موقع سنگ گرفتن و شمارش از 110 114 طهران))

هر کار که میکنی بگو بسم الله تا جمله گناهان تو بخشد الله

دستت که رسد به حلقه سنگ بگو لا حول ولا قوة الا بالله

و سپس شمارش را این چنین آغاز می کند:

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم

بسم الله الرحمن الرحیم

یک است خدا –دو نیست الله-سبب ساز کل سبب –چاره ساز بیگانگان الله-پنجه خیبر گشای علی-شش گوشه قبر حسین-امام هفتم باب الحوایج-قبله هشتم یا امام رضا-یا امام محمد تقی روحی فدا وجسمی –دهنده بی منت الله –یا امام حسن عسگری دخیل-جمال امام زمان صلوات –یا جمال هشت و چهار صلوات-زیاده باد دین خاتم انبیا-ای چهارده معصوم پاک-نیمه کلام الله مجید-شانزده گلدسته طلا –صدو هفده کمر بسته مولا –خدای هجده هزار عالم و آدم-بر بی صفتان روزگار لعنت (بر نمک نشناس لعنت)-بیست لعنت خدا بر ابلیس-یک بیست آقای قنبر علیست-دو بیست مرد دو عالم علیست-سه بیست یا علی مثلت کیست-چهار بیست بیمار دشت کربلا –پنج تن زیرک-شش ساق عرش مجید –هفت بیست یا موسی بن جعفر-هشت بیست یا علی بن موسی الرضا –نه بیست نوح نبی الله- سی ختم کلام الله-یک سی گرفتی ماشاالله-دو سی برایش ذوالفقار-نیستی جان کفار –چاره بیچارگان خود الله –دادرس درماندگان خود الله-یا ابوالفضل دخیل-یا موسی بن جعفر-یا علی بن موسی الرضا بطلب-نه سی طوفان بلا-چهل ختم اولیاو انبیا-یک چهل بزرگ است خدا – دو چها محمد است مصطفی-سه چهل علیست شیر خدا –چهار چهل یا فاطمة الزهرا-پنج چهل خدیجه کبری ام المو منین-شش چهل ابراهیم خلیل الله-هفت چهل موسی خلیل الله-هشت چهل عیسی روح الله –نه چهل آدم صفی الله-پنجاه هزار بار بر جمال خاتم انبیا صلوات-یک پنج ز آدم و حوا دگر بنی الله-دو پنج شعیب و یوسف و یعقوب-سه پنج پی خلیل الله-چهار پنج ملایکان مقرب-پنج پنج دگر از جبراییل-شش پنج ز حسن یوسف-هفت پنج جمال شصت بند دیو علی را صلوات-اگر 114 تا 117 از پنجاه به پایین می شمارند و از بالا به پایین می شمارند اگر 114 بود ،7عدد میشمارد و اگر 117 بود 11 عدد می شمارد.البته هر مرشد یا پیشکسوتی می توانند برای خودشان جورهای دیگری هم بشمارند.

(اتم ورزش باستانی دعا این ورزش است)

پس از پایان ورزش میاندار یا یکی از پیران و پیشکسوتهای حاضر در زورخانه ختم ورزش را اعلام می کند و از خداوند سعادت و سلامت ورزشکاران را مسئلت می نماید.

آنچه باید در مورد دعا رعایت شود

دعا کننده موقع دعا حتی الامکان باید با وضو و پاک باشد و اگر اینچنین نیست از قبول دعا باید خودداری کند گو اینکه پاکی درداخل گود برای ورزشکاران لازم الاجراست ضمنا حضور اشخاص در ورزشخانه و زمان ورزش موجب می شود تا موضوع دعا کم و بیش فرق کند و این بر دعا کننده است که زمان و مکان را تشخیص دهد و با تیز بینی بداند که در زورخانه چه کسانی حضور دارند منظور شخصیتهای اجتماعی و پیشکسوتان است دعا کننده باید توجه به وقت داشته باشد و طوری نباشد که دعایش کم کم تبدیل به سخنرانی شود قاطع و با صدای بلند دعا کند و به ویژه حاضران در گود باید با صدای بلند و رسا آمین گفته و یا صلوات بفرستند .دعا که در زورخانه ها معمول است و این دعا تقریبا از سالیان گذاشته سینه  سینه تا بحال به شکل فرمول درآمده و بنا به تشخیص دعا کننده با شرایط محیط به آن چیزهایی می افزایند.

پس از ختم ورزش میاندار با صدای بلند می گوید.

اول و آخر مردان عالم بخیر                                           و حضار می گویند آمین

خداوند زحمات همه مرشدین را بر ما حلال کند.                  و حضار می گویند آمین

پیران را عزت                                                            و حضار می گویند آمین

جوانان را قدرت                                                         و حضار می گویند آمین

حق پیر                                                                    و حضار می گویند آمین

مزد استاد                                                                 و حضار می گویند آمین

برایش ذوالفقار                                                          و حضار می گویند آمین

تندرستی حضار                                                        و حضار می گویند آمین

نیستی جان کفار                                                         و حضار می گویند آمین

تیغ پادشاه اسلام بران                                                 و حضار می گویند آمین

دشمنانش فنا                                                            و حضار می گویند آمین

سایه اش مستدام                                                       و حضار می گویند آمین

دم بدم ،قدم بقدم زبده اولاد بنی آدم خواجه کاينات احمد محمود ابوالقاسم محمد صلوات و حضار صلوات می فرستند.

دعای پیر در حق جوان                                           و حضار می گویند آمین

دعای پیر و جوان در حق یکدیگر                             و حضار می گویند آمین

بر بد و بخیل لعنت                                               و حضار می گویند آمین

بر شیطان لعنت                                                  و حضار می گویند آمین

بر شیطان صفت لعنت                                         و حضار می گویند آمین

بر موذی و منافق لعنت                                       و حضار می گویند آمین

بر آن کسانی لعنت که خدا و رسولشان لعنتشان کرده   وحضار می گویند آمین

بر آن کسانی لعنت که خدا و رسولشان رحمتشان کرده   وحضار می گویند آمین

الهی همه مریضان را شفا بده                                  وحضار می گویند آمین

خدایا بعلم و حلم مجتهدین باعمل ما بیافزای                وحضار می گویند آمین

خدایا آن کسانی که در این مکان پیش از ما براستی و درستی قدم برداشتند و اکنون سر به تیره و تراب فرو بردند همه را غرق رحمت بفرما

کسانی که حیات دارند و برای روشنی چراغ این مکان مقدس در هر کسوتی و بهر شکلی زحمت می کشند همه را مغرور و موفق بدار

و کسانی که با این حلقه فتوت و این سنت پسندیده  نا آگاهانه مخالف هستند از دم گرم فیض بخش شاه مردان علی مرتضی  می خواهیم که همه آنها را براه راست هدایت بفرماید

و آن کسانی که آگاهانه تیشه بر ریشه  این ورزش مقدس می زنند انشاالله به جزای اعمالشان برسند

برای شادی روح همه رفتگان خاک از لختی و رخت پوشیده و پدر و مادر من حقییر و فقیر سرپا تقصیر ببخش و بیامرز و نثارشادی روح  همه شان فاتحة من صلوات .حضار صلوات می فرستند و فاتحه می خوانند ((پوریای ولی ،اول نام محمود قتالی بود و حالا می گویند محمودبن ولی الدین خوارزمی))

((وزن هر دو سنگ از شصت کیلو تا صدوبیست کیلو بوده و در قدیم سنگ زورخانه  را سنگ نعل می نامیدند اصل سنگ مرمر بوده و حالا از چوب درست می کنند))

((کباده از 10 کیلو تا 40 کیلو است گاهی سنگین تر و سبک تر است))

((در اول فینال کشتی پهلوانی این شعر را می خواند))

در معرکه  ها درنگ می باید کرد                              خون  برجگر نهنگ می باید کرد

پوشند یلان زره به پیکار اینجاست                             جایی که برهنه جنگ می باید کرد

((خدا را سجود پیران را عزت جوانان را قدرت))

رب المشرقین و رب المغربین فبای آلا ربکما تکذبان  و کف گود را می بوسیدن و کشتی شروع می شود.

 

((ورزشهایی برای کمر درد))

کسانی که از عضلات کمر و ستون فقرات رنج می برند.

حرکت نوع اول:

یک چند حرکت اول به روی پشت خوابیده این حرکت عضلات شکم  و عضلات جلوی ستون فقرات تقویت می شوند .

دوم حرکت دوم به روی شکم خوابیده این حرکت عضلات پشت ستون فقرات کمر را تقویت می کنند .

حرکت دوم برای درد اندام تحتانی با منشا کمردرد سیاتیک:

حرکت اول به پشت خوابیده و زانو ها را کمی بالا بیاورید سپس شکم خود را بالا و پایین بیاورید زانوها خم باشد.

حرکت دوم به پشت خوابیده و زانو ها را کمی بالا بیاورید سپس شکم خود را بالا و پایین بیاورید کف پاها به زمین باشد زانو ها خم باشد در این حالت بدن خود را بلند کنید حالت دراز نشست.

حرکت سوم دراز کشیده یک زانوی خود را با دو دست بگیرید به سمت شکم خود برسید و پس از ثانیه نگه دارید و آن را آزاد کنید همین حرکت را با پای دیگر خود انجام دهید زانوها خم باشد.

حرکت چهارم مانند حرکت قبل است تنها با این تفاوت که برای بالا آوردن زانوها از دست استفاده نمی شود و کف دست بروی زمین باشد زانوها خم باشد به طرف شکم.

حرکت پنجم در حالی که به پشت دراز کشیده هر یک از پاها را به صورت مستقیم بالا آورده توجه داشته باشید که در این حرکت از فشار زیاد به پا اجتناب کند الزامی به بالا آوردن پا تا 90 درجه وجود ندارد .

نوع دوم

یک به روی شکم دراز کشیده و هر بار یک دست و پای مخالف بدون خم کردن مفاصل آرنج و زانو تا حد امکان بالا بیاورید .

حرکت دوم به روی شکم دراز کشیده دستها را در کنار شانه ها قرار داده و سپس بالا تنه خود را از زمین بلند کنید در این حرکت قسمت لگن و اندام تحتانی حرکت نمی کنند.

حرکت سوم ر.ی چهار دست و پای خود قرار گرفته و به ترتیب کمر را به سمت پایین و بالا خم کنید

حرکت چهارم در حالی که در همان وضعیت قبل قرار دارید کمر خود را صاف کرده و هر یک از پاها را به ترتیب از عقب بالا بیاورید.

اگر مقام ماندنی بود به شما نمیرسید.

 

اگر قرار بر این است که درب زورخانه ها کوتاه باشد بر فروتنی پس باید درب همه منزل ها را طوری درست کرد که با سیته خیز وارد منزل خود شوند.

شهرستان مراغه در قدیم سر در خانه ها کوتاه بود.

کباده طهران 117 به خروف ابجد میشود یل مولا.

ی                 ل                   م                 و            ل        الف    

10              30                 40                6            30      1

 

 

         40                                             77   

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۱/۰۳/۱۳ساعت 18:37  توسط عبدالحسین دیده ور  | 
زورخانه همیشه جایگاه پهلوانان نبوده است.

پیشکش هر آنکه رها از فرد پرستی و فرد ستیزی ،نیاز به آفرینش قهرمان و ضد قهرمان ندارد.

آیا ورزش باستانی هم دچار بت سازی و قهرمان پرستی است ؟

سه نوع گود زورخانه داریم:

در زورخانه های سنتی اغلب گود گرد –گود شش ضلع –گود هشت ضلع

گود گرد ، محبت و جایگاه کشتی پهلوانی است.

گود شش ضلع ،شش غرفه و جایگاه ادوات ورزشی و ...

گود هشت ضلع منتظم ،نام هر مقام از سالکان طریقت را نشان می دهد.

یک ضلع آن روبروی در ورودی ،هفت ضلع دیگر برای نام هر مقام

((مقام طلب))

جد و جهد سخت باید سالها                                          ز آنکه اینجا قلب گرد و حالها

((مقام عشق))

عاشق آن باشد که چون آتش بود                                      نفنه و سوزنده و سرکش بود

((مقام معرفت))

هست دایم سلطنت در معرفت                                       جهد کن تا حاصل آید این صفت

((مقام استغناء))

صورت این عالم پر پیچ پیج                                     هست همچون صورت دیوار هیچ

((مقام توحید))

چون یکی باشد همی نبود و بی                                هم منی برخیزد اینجا هم تویی

((مقام حیرت))

گم شود در راه خیر محو ومات                              بی خبر از بود خود وزکاینات

((مقام فنا))

هر که او رفت از میان اینک فناست                      چون فنا گشت از فنا اینک بقاست

آیا ورزش باستانی موجب سکته قلبی می شود؟

(1)ورزش باستانی بسته به سبک و سنگینی ادوات ورزشی  و تعداد دارد می نواند ورزشی سنگین و خشن باشد .

هر کس با توجه به جثه بدنی باید میل،کباده ،سنگ را از نظر وزن انتخاب کند.

(2)تعداد حرکات این ورزش بسیار مهم است و نباید بدون برنامه در تمرینها زیاد از حد انجام داد بلکه برای مبتدیان از تعداد کم شروع و به تدریج زیاد کند.

(3)ترک ورزش برای ورزشکاران قدیمی ،خامی بدن و شل شدن عضلات و جمع شدن چربی در بدن می گردد ،چنین کسانی که مجددا ورزش می کنند باید مانند یک تازه کار مدتی ورزش سبک کنند تا بدن دچار کوفتگی نشود و قلب زیان نبیند.

(4)قبل از شنو کمی نرمش و خم گیری کند.

(5)شنو ورزش سنگین است هر بار از 60 تا حداکثر نباید تجاوز کند ،یعنی پس از سه دقیقه خم گیری به شنو ادامه دهید زیرا شنو از ورزش هایی است که به قلب فشار می آورد بخصوص شنوی شلاقی.

(6)میل اگر سبک باشد جزء ورزشهای بسیر خوب باستانی است حرکت ((سردست))آن که شلاقی انجام می شود قدری به قلب فشار می آورد .

(7)کباده ورزشی سنگین و دفعات آن بیش از 50 باشد موجب نارسایی خون به دستها و ناراحتی قاب می شود و چه بسا که برای عده ای بیش از 20 زوج آن زیان آور است.

(8)سنگ اگر سبک باشد در هر نوبت حدود 50 جفت به راحتی گرفته شود و سپس خم گیری کند و بعد به سنگ گرفتن ادامه دهد برای بالا تنه بسیار مفید است فشاری به قلب نمی آورد و در اکثر زورخانه ها توجهی به این مسایل ندارند به خصوص برای پیران و میانسالانی که قلبی نسبتا ضعیف دارند خطر زیادتر است . در سنین بالا که به طور طبیعی شریانها سفت و تنگ می شوند بخصوص برای آنها که  ورزشکار هستند و گاهی ترک ورزش می کنند خطرناک است.

رسم است که در مراسم ورزشی مسن ترین و یا پیشکسوت ترین را به میانداری دعوت می کنند چون میانداری برای اجرای یکدست ورزش کامل باستانی خسته کننده است در این حال افراد پیر ولو اینکه کاملا ورزیده باشند یا باید میانداری را نپذیرند یا آنکه در حد توانایی خود به اندازه یک ورزش نمایشی ساده ورزش کند و تحت تاثیر غرورهای جاهلانه قرار نگیرند .خطر از همینجا ناشی می گردد افراد مسن یا چاق که بر اثر پرخوری و استراحت چربی بدن آنها زیاد می شود باید توجه داشته باشند که ناراحتی و عوارض قلبی برای آنها وجود دارد بخصوص اگر سیگاری باشند که حساب آنها روشن است سیگار یکی از مهمترین عوامل سکته است یک چنین افرادی ورزش سنگین برای آنها بسیار خطرناک است مگر آنکه همانطور که قبلا گفته شد به تدریج بدن را آماده و مقاوم نماییم.

بنابر این ورزش باستانی موجب ناراحتی قلبی نمی شود بلکه بی احتیاطی و بی مبالاتی بعضی از پیشکسوتهای این ورزش که تا به حال موجب سکته دربین آنها شده است و این نه تنها برای ورزش باستانی بلکه در کلیه ورزش ها صادق است.

ورزش مردی و ....

در عروسی کامران میرزا بود ناصرالدین شاه گفت بهمین مناسبت تکلیف این دو پهلوان بزرگ و معروف ایران یعنی پهلوان یزدی بزرگ و معروف ایران یعنی پهلوان یزدی بزرگ و پهلوان اکبر خراسانی را روشن کند پهلدان یزدی دستش آسیب دیده بود  که طبق رسم و سنت هرگز پهلوان اکبراز این عضو معیوب استفاده نخواهدکرد .ولی وقتی کشتی شروع شد پهلوان اکبر مدام در این فکر بود آن دست آسیب دیده را بگیرد و از پا دراورد و همچنین کاری را کرد و پهلوان یزدی طبق سنت آن زمان کشید گفت مریزاد ...اکبر توجه نکرد و بالا خره ناجوانمردی یزدی را مغلوب کرد.

وفات آن پهلوان در کهولت سنی سال 1320 هجری قمری ذکر کرده اند.

و اما غلامرضا تختی و کولایف حریف سرسخت و دلاوری که انگشت دست او معیوب و فرصتی بود که غلامرضا بار دیگر مدال طلا را نصیب خود و کشورش بکند .مسابقه که شروع شد همه مردم دیدند که غلامرضا نه فقط خودش را از آن انگشت معیوب دور نگه میدارد بلکه از بهترین فرصتها به جهت آنکه مبادا صدمه ای به انگشت حریف برسد دست می کشید،غلامرضا وقتی حریف را مغلوب کرد و انسانی ترین بشری در اوج رسید راستی که جهان پهلوان برازنده توست ای همیشه زنده اینجاست که باید گفت آدم داریم تا آدم.

میگویند ورزش باستانی بیشتر در شنو رفتن شکم میاورد ،خیر،اگر این بود با عرض معذرت تمام چهارپایان شکمشان به زمین میخورد.

فقط دو کار در این ورزش شکم میاورد

یک، پا نزدن و تنبلی در انجام عملیات خم گیری نکردن و نرمش زیاد نکردن

 دو،پرخوری و بی توجهی به تغذیه درست.

و حالا تاثیرهای این ورزش را می گویم

1-تاثیر شنو:

در این حرکت عضلات درگیر عبارتند از عضلات باز کننده مچ دست و انگشتان و عضلات ساعد و عضلات درون مچ و ساعد ،عضله سه سر بازو عضله دو سر قدامی بازو عضلات سینه ای کوچک و بزرگ عضلات سرشانه ای بخش قدامی عضلات زیر بغل،افزایش قدرت و استقامت عضلانی در بازو می گردد در شنو پیچ علاوه بر گفته بالا عضلات پشتی بزرگ نیز درگیر است در شنو پا باز یا کرسی عضلات چهارسر ران و عضلات کشاله ران به آنها اضافه می گردد حرکت شنو نظر به اینکه تجمع اسید لاکتیک و خستگی و سفتی موضعی می شود نباید زیاد طولانی شود به خصوص برای مبتدیان که باعث کوفتگی شدید عضلات خواهد شد.

2-تاثیر میل:

در این حرکت عضلات درگیر عبارتند از :عضله دو سر بازویی ،عضلات گرداننده مچ و ساعد عضلات خم کننده مچ و انگشتان عضله بازویی قدامی ،بازویی زنداعلا،عضله سه سر بازوو سه گوش آرنجی عضلات سینه ای کوچک و بزرگ ،عضله ذوزنقه ای عضلات زیر بغل دو سر بازویی تاثیر میل در عضلات موجب هماهنگی اعصاب با عضلات و افزایش سرعت انتقال می باشد .میل باید به اندازه توانایی هر کس انتخاب و استفاده از میل های سنگین منع می گردد و چه بسا که میلهای خیلی سنگین موجب پاره شدن تاندونهای کتف شود.

3-تاثیر سنگ:

نام اصلی سنگ در گذشته (سنگ زور بوده)انگشتان و ساعد،عضلات مچ و ساعد عضلات دو سر قدامی بازو،عضله سر باز ،عضلات سینه ای کوچک و بزرگ عضلات سر شانه ،عضلات پشت و زیر بغل درگیر هستند و تاثیر آن تقریبا مانند میل است در مورد سنگینی بیش از توانایی سنگها باید رعایت گردد.

4-تاثیر کباده :

عضلات درگیر عملیات کباده عبارتند از :عضلات خم کننده مچ و انگشتان ،عضلات ساعد،عضلات دو سر قدامی بازو ،عضله سه سر بازویی،عضلات سینه ای کوچک و بزرگ عضلات سرشانه ،عضلات ذوزنقه ای و زیر بغل ،بیشتر انقباضات این تمرین از نوع پویا بوده و لذا عملکرد دینامیکی را افزایش میدهد ،زیاده روی در کباده کشیدن به قلب فشار می آورد و باید به خصوص برای افراد مسن رعایت کردد.

5-تاثیر چرخیدن:

عضلات در گیر در این حرکت عبارتند از :عضلات مچ و کف پا ،عضلات دو قلو و عضله نعلی وساق پا،چرخیدن موجب سرعت و چالاکی و افزایش استقامت قلب می شود در چرخیدن نظر به اینکه بعلت وجود قوه گریز از مرکز خون متوجه انگشتان می شود و پوست دست به شدت دردناک می گردد باید به مجرد احساس این وضع چرخیدن متوقف گردد و این در صورتی است که چرخ سریع باشد ولی در چرخ سنگین خون کمتر متوجه پنجه های دست می گردد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۱/۰۳/۰۷ساعت 18:42  توسط عبدالحسین دیده ور  | 
با سلام

  • نظر به اینکه عده ای از دوستان در بخش نظرات خصوصی سوالاتی پیرامون ورزش باستانی ،کشتی پهلوانی و هنرهای فردی داشتند ، جهت ادای دین به این ورزش کهن از این پس علاقه مندان  می توانند سوالات خود را بصورت مستقیم با تماس تلفنی با اینجانب مطرح نمایند.
  • شماره تلفن مستقیم ۰۹۱۲۶۵۴۹۲۵۹
  • با احترام عبدالحسین دیده ور
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۵/۱۳ساعت 22:34  توسط عبدالحسین دیده ور  | 

آخر چگونه می توان خاطرات تلخ و شیرین و پر از فراز و نشیبی که در دوران طفولیت تا به حال همچون سایه ایی مرا دنبال می کنند، آرام آرام به دست فراموشی سپارم.

خدایا، خداواندا، یاریم کن که گذر زمان، همچون گرد و غباری بر کوچه پس کوچه های ذهنم سایه نیفکند و به هر مقام و منصبی که رسیدم، بعد از تو دو کلمة  مقدس پدر و مادر ذکر زبان و قلبم باشد، تا با این نیت قدردان زحمات بی شائبه و بی دریغ آن دو عزیز تا لحظة مرگ باشم.

باشد که با این وسیله، آنی از خود بیخود نشوم و با رفتار و اعمال نابخردانه خود دل آنان را به درد نیاورم و بدینوسیله این تجربه ارزشمند،  نه تنها به همنوعان خویش، بلکه به نسل های پس از خود دست به دست سپرده شود.

 

              

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۹/۰۶/۲۶ساعت 10:20  توسط عبدالحسین دیده ور  |