مربیان  پیشکسوت کشتی  سالها بدون چشمداشت مالی و صرفا با قراردادی که با حضرت حق داشتند  کار تربیت و آموزش مرام پهلوانی و ساختارفیزیکی بدن شاگردان را انجام داده اند.

مربیانی نظیر استاد حبیب الله بلور و استاد حاج عبدالحسین فعلی و استاد رحمت غفوریان  قهرمانانی نظیر آقایان عباس زندی، غلامرضا تختی،عباس حریری،محمد علی صنعتکاران ،عبدالله موحد ، مصطفی تاجیک  و... را تعلیم و به جامعه کشتی ایران تحویل دادند وتا آخر عمر به تعلیم جوانان پرداختند ، که هیچ کدام از این مربیان بزرگ خودشان قهرمان جهان نبودند.

حضرت علی می فرماید: تجربه بالاتر از علم است.

آقای رییس شما بدون مشورت با صاحبان فکر ، دو قانون از خود در آوردید و تصویب کردید:

اول: مربیان تیم ملی باید قهرمان جهان باشند!

دوم: مربیان بالای 60 سال باید بازنشسته شوند!

آقای رییس با این اخلاق دیکتاتوری و امنیتی نمی توانید فرمانده پهلوانان و قهرمانا ن باشید. قانون اول نشان از عدم درک صحیح از اصل پهلوانی می باشد . کدام قهرمان جهان توانست یک شاگرد به تیم ملی تحویل دهد ، کدام قهرمان  جهان در باشگاههایی که صاحب تربیت قهرمان است ،تعلیم می دهد؟

آقای رییس این اخلاق ،با فرهنگ پهلوانی سازگار نیست و باید با فکر و خرد و تجربه برای کشتی برنامه تنظیم کرد وباید با اهالی کشتی مهربان باشید.

کمی به پرونده مرحوم جهان پهلوان تختی مراجعه کنید که چرا تختی ، آقا تختی شد؟ پوریای ولی چرا ماندنی شد؟ آسید حسن رزاز چرا ماندگار شد؟

خداوند در قرآن مجید می فرماید: هرکس در گرو اعمال خویش است.

آیا شما کفاره اعمال گذشته را می دهید که چنین با اهالی کشتی آنهم پیشکسوتان کشتی دشمنی می کنید؟کسی باید فرمانده کشتی باشد که به رشد معنوی کشتی هم توجه داشته باشد.

آقای رییس وقتی آمدید بیشترین خوشحالی نزد پیشکسوتان کشتی بود اما شما با این اعمال دل پیران کشتی را به درد آوردید.

سید محمد خادم اسطوره مدیریت و رییس سه دوره فدراسیون کشتی حدود دو سال است در بستر بیماری می باشد .ناصر گیوه چی حدود ده سال است که بیمار می باشد . مرحوم افروزی و مرحوم ابر قویی و مرحوم آذرخش  پس از ماهها بیماری به سوی حق شتافتند ، آیا در مراسم ختم آنها شرکت کردید؟آیا به ملاقاتی بزرگان کشتی رفتید؟نمیدانم چرا از بزرگان کشتی دوری می کنید؟

آقای رییس مدال اصلی محبوبیت بین مردم است نه پست و مقام دو روزه دنیا . آقای رییس چون شما برای کشتی زحمت کشیدید بر من واجب است که اینها را به شما بگویم 

 ریاست ادوار گذشته نیز این موضوع را مطرح  وچند تن  از مربیان اثر گذار کشتی را  به قول خودشان به افتخار بازنشستگی نایل نمودند و سهم این مربیان توانا پس از سالها تلاش خون دل خوردن یک دسته ی گل بود.

البته در آن زمان رییس کمیته مربیان طرحی را ارایه نمودند به این شرح که هر مربی پیشکسوت وظیفه نظارت ده نفر از مربیان تازه کار و جوان را بر عهده بگیرد و نتیجه عملکرد آنها را هر سه ماه یکبار بصورت گزارش کتبی به کمیته مربیان ارسال ودر زمینه ارتقای درجه آنها تصمیم گیری نمایند.

اما متاسفانه  این طرح در حال حاضر به دست فراموشی سپرده شده است .

در زمان آقای سید محمد خادم ، استاد بلور با هشتاد و پنج سال سن مدیر تیم های ملی بود و نتیجه کار ایشان پنج طلا چهار نقره و یک برنز بود که تیم ملی برای این کشور به ارمغان آورد.

آقای حاج عبدالحسین فعلی با صد سال سن تجربیات خود را به ورزشکاران در باشگاههای ورزشی ارایه می نمود.

اکنون پس از دو سال محبوبیت شما بین اهالی کشتی و صاحبان فکر کم شده است آقای رییس  کاری کنید گه پس از اتمام دوره ریاست نام نیک از خود به جای بگذارید مانند آقای سید محمد خادم که سی وسه سال از مدیریت این مرد بزرگ می گذرد  اما هنوز از ایشان به خیر یاد می کنند چرا که برای این ورزش کارهای زیر بنایی انجام داد.

آقای رییس یک بار هم که شده جلسه ای با پیشکسوتان کشتی داشته باشید که به خیر و صلاح خواهد بود. 

در این دو روزه وفا کن که بعد از این دو سه روز

نه من بمانم و تو نه باغ ماند نه چمن

 

+ نوشته شده در  93/11/15ساعت   توسط عبدالحسین دیده ور  | 

و اما در این دلنوشته ،شما را به 2 موضوع دیگر یادآوری می کنم تا بهتر بدانیدکه در چه جایگاهی ایستاده اید و چه وظیفه ای پیش رو دارید.

نکته اول:یادآوری خاطراتی از استاد شیرگیرصاحب فرهنگ پهلوانی است،چه خوب است از پیشکسوتان این رشته سوال کنید و بپرسید که چه کسی با شعبان جعفری (تاج بخش)مبارزه کرد،که بابت همین مبارزه تحت شکنجه قرار گرفت و یک هفته در بیمارستان بستری بود.پس قدرش را بدانید و حرمت او را مانند حرمت صاحب خانه بدانید نه مهمان.

و اما  نکته دوم: که حیفم آمد آن را به گوش شما نرسانم فریاد کمک خواهی مرشد رفاهی از استان خوزستان بود که شاید صدایش را از صدا و سیمای جمهوری اسلامی شنیده باشید که مظلومانه ممدخواهی درباره رسیدگی به این ورزش داشت و از تعطیلی زورخانه ها در خوزستان شکایت کرد و آنرا ورزش غریب مانده و در غربت مانده خطاب نمود .

(روزی پهلوانی به بیراهه می رود)

مقام معظم رهبری فرمودند:ورزش باستانی یک تاریخ است برای ما یک ورزش نیست بلکه فرهنگ پهلوانی و روح جوانمردی و ... مورد احترام عموم است . 17شوال به عنوان روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای  در متن تقویم رسمی کشور درج شده و آیین نامه ترویج فرهنگ پهلوانی از طریق توسعه ورزش زورخانه ای توسط شورای فرهنگ عمومی با تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده است ترویج فرهنگ پهلوانی توسط زورخانه ها ،مرشدها،مسولین هیئت های ورزشی ،پهلوانان صاحب نام نیک و رسانه های نوشتاری و دیداری سراسر کشور انجام می پذیرد اما متاسفانه جای همه آنها در این مراسم خالی بود و بجای آنها با ابتکاری دقیق و پیش بینی شده  این روز بزرگ را به آینده نگری برای بدست آوردن کرسی چهار سال بعد و قرار دادن نفر بعدی برای مدیریت فدراسیون و معرفی به عنوان پایه گذار فرهنگ پهلوان به وزیر ورزش و چند وزیر دیگر ارایه شد یکی از بهترین شاهکارهای برنامه پایه گذار پهلوانی تصویب آیین نامه ای بود که قهرمانی که نفر اول سنگین وزن میشد باید به مدت شش ماه کلاس دوره پهلوانی را بگذراند و نمره قبولی بگیرد و پس از موفقیت بازو بند پهلوانی نصیب پهلوان شود .

((دوست هر کس نماینده خرد اوست))

حضرت علی (ع) از پایه گذاران پهلوانی ،پهلوان پوریای ولی،پهلوان تختی و پهلوانان گذشته تا شش ماه دوره دیدند لقب پهلوانی داده شد یا شصت سال پاکی،جوانمردی،تواضع ،حق شناسی و تدین ،مردم،قهرمانان و ورزشکاران ،پهلوان را انتخاب می کنند . با صدور بخش نامه شش ماهه .دیگر افتخار پایه گذار پهلوانی بردن مسابقات پهلوانی به گود زورخانه ها بود که آسیب های اصابت بدن حریف به لب گود پیش بینی نشده .آیا نیاز ترویج پهلوانی تقدیر از دوستان و چسبیده های ورزش است در ورزش پهلوانی سیاه نمایی و سیاست بازی جایی ندارد و یکی دیگر از ابتکار رییس جوان رونمایی از کتاب جناب آقای دکتر ولایتی بود کور باد چشمی که نتواند دید اما از شما سوالی دارم آیا کتاب مورخ مرحوم انصاف پور را مطالعه کرده اید وآیا کتاب علمی ،فرهنگی،ورزشی آقای مهندس تهرانچی را خوانده ایید آیا 6 جلد کتاب عباس عباسی را نگاه کرده اید.خداوکیلی اگر آقای دکتر در این مقام نبود شما رونمایی از یک فتوکپی می کردید

در پایان پیامی گوهربار از مقام معظم رهبر که فرموده اند کار باید کامل،محکم،ابتکاری همراه با نیاز انجام گیرد آیا نیاز ورزش پهلوانی معرفی افرادی است که بویی از این ورزش باستانی نبرده و فقط می تواند پشتیبانی خوبی برای دوستان باشد .کجا بودند بانی های واقعی فرهنگ پهلوانی .کجا بودند سینه سوخته های ورزش باستانی  کجا بودند شکنجه شده های قبل از انقلاب که برای احیای منزلت پهلوانی شکنجه شدند .               

 

+ نوشته شده در  93/06/09ساعت   توسط عبدالحسین دیده ور  | 

 

 

ما نمک نشناس نیستیم ،ما به پیروی از حضرت خاتم (ص) و مولای متقیان علی (ع)و به پیروی از دستورات مقام معظم رهبری تقوا در سخن گفتن و عدالت در انتقاد کردن را رعایت می کنیم.ما چشمهایمان را بر روی کارهای خوب شما نمی بندیم. ما سپاسگزار و ممنون زحمات شما در زمینه های خوب و مثبت هستیم . اما چرا اینقدر ندانم کاری؟!چرا اینقدر ناآگاهی؟! آیا تا به حال از خود پرسیده اید آیا ورزش باستانی به شهرستان های ماهم تعلق دارد یا نه؟آیا می دانید اگر سهم آنها در این ورزش از تهرانی ها بیشتر نباشد قطعا کمتر هم نیست؟آیا در جای جای این مرز و بوم پهلوانان و شیر مردانی در کنج خانه وجود نداشتند که شایسته طرح  نام و چهره شان در این مراسم پس از عمری زحمت باشیم؟آیا ارزش این دلیرمردان و جوانمردان از آن مورچه های راز بقا و پرندگان و خزندگان مستندهای طبیعت کمتر است؟چگونه از این موجودات ریزو درشت روزی 2-3 مرتبه در کانال های مختلف صدا و سیما نامی به میان می آید و تصاویری از راه رفتن و دانه چیدن و قدقدکردنشان نشان داده می شود اما از این الگوها و اسوه های مردانگی و قناعت و درستکاری و حلال خوری گزارشی دیده نمی شود؟!

پس شما کجایید و چه می کنید ؟چرا برای طرح این جواهرات تاریخی این مرز وبوم  نمی جنگید؟چگونه شب را به صبح می رسانید و از درد و رنج این آبروداران که صورت خود را با سیلی سرخ نگه می دارند و در نزد عروس و داماد و نوه و نتیجه با اندکی  درآمد آبرو داری می کنند غافلید؟!

واقعا به قول هنرمند محترمی که دعوت کرده بودید:

عجب رسمیه رسم زمونه ،آیا نباید گریست ،آیا نباید سر را به دیوار کوفت آیا باید همچنان دو دستی صندلی اداره وسمت مدیریت را چسبید؟آیا نباید از غم این عزیزان شهرستانی و تهرانی خون در رگهایمان بخشکد و گوشت تنمان آب شود و به پاره ای استخوان تبدیل شویم؟

آیا مولایمان علی(ع)اینگونه و همانند ما بود؟

چقدر به مولایمان شباهت داریم؟

آیا شباهت ما به مولا در حلول و عرض محاسن مبارکمان است در تسبیح و استغفرالله گفتن زبانی یا در تعداد خیرات و میراث و دستگیری مان  از ضعفا و دردمندان و کارگشایی و کارراه اندازی  از گره های مردم کوچه و بازار و محل کار و محل سکونت؟

بگذریم،این دلنوشته سر دراز دارد و اگر بخواهم حق مطلب را ادا کنم باید اول ازپیشکسوتهای  شهرستانی و له شده در کتاب گمنامی بگویند از رادمردان خطه مازندران و کردستان و کرمانشاه و لرستان و گیلان و فارس و بوشهر و خوزستان و یرد ،خراسان و دهها شهرکوچک و بزرگ دیگر که سعادت یادآوری نامشان را ندارم.آیا در این استانها و شهرها پلنگان و شیران این ورزش در بند فقرگرفتار نیستند؟ آیا از میان آنها کسی به پول داروی بیماری های رنگارنگ دوران پیری محتاج نیست؟شاید ماهم ندانیم ولی شما بعنوان سکاندار این فدراسیون نمی توانید ندانید.ندانستن شما گناهی نا بخشودنی است .

آیا توانسته اید در ایام ریاست خود سری به گوشه وکنار این مرز بوم بزنید و به پیشکسوتی شهرستانی یا تهرانی مانده در گرداب فراموشی سری بزنید و حداقل سلامی بکنید و دستش را ببوسید و از وی دلجویی کنید و یک نان شامتان را با وی قسمت کنید؟ آیا به زورخانه های  شهرستانها سر زده اید؟آیا از تعطیلی زورخانه خوزستان باخبرید؟

واقعا عجب رسمیه رسم زمونه  آدم انگشت به دهان میمونه

آیا به مصداق کلام گوهربار :

چو استاده ای دست افتاده گیر

نباید دستگیر زحمتکشان و پیشکسوتان رشته ورزش خود باشیم.

آیا باید زلزله ای بیاید ،آیا باید کن فیکن صورت بگیرد.آیا باید عذاب الهی بر ما نازل شود تا از خواب برخیزیم؟

آیا نباید از سرنوشت پیشینیان عبرت گرفت؟

آیا نباید از نابود شده های تاریخ چیزی بیاموزیم؟

آیا نباید رهرو جاودانه شده های تاریخ باشیم؟

اگر نیاموختیم و عبرت نگرفتیم مطمیٍن باشید عبرت دیگران و عبرت روزگار خواهیم شد.

آیا در دین و آیین ما برای روسا چیزی و مطلبی مهم تر از خدمتگزاری و خدمت به محرومان تعریف شده است؟

آیا رییس فدراسیون برای سرافراز کردن این رشته آمده یا برای سرنگونی آن؟آیا می توان بر سر شاخ نشست بن برید؟

بی توجهی به پیشکسوتان همان بن بریدن است

بیایید اهداف فدراسیون و ریاست فدراسیون را از نو و دوباره تعریف کنیم .وقتی نوجوان  و جوان  این  مرز و بوم فلاکت پیشکسوت این رشته را می بینید ،آیا انگیزه ای برای حضور وی در این رشته می ماند ؟

اگر می خواهیم این رشته را در نسل جوان اشاعه دهیم راه را اشتباه نرویم.شما کارهای خود را بهتر می دانید و از دقایق عمر ریاستتان و فرصتهایی که داشتید و موانع و مشکلات  آن بهتر از ما با خبرید.آنچه در این ایام نصیبتان شد حلالتان اگر می توانستید کاری انجام دهید و آن کار را انجام دادید. من در ایام پایان عمر خود هستم  و نمی دانم  تا صبح زنده باشم یا نه  اما این را در مورد خود می دانم که در حدود 60سال قبل در سال 1334 که از زورخانه حاج غلام  ایران نژاد این ورزش را شروع نمودم و در نزد بزرگانی چون مرحوم منصور رییسی ،مرحوم جعفر خداوردی و حاج قاسم رایگان صاحب آن کتاب گرانقدر فنون کشتی را یاد گرفتم و در نزد مربیان ارجمندم در ورزش باستانی حاج مصطفی نجات ،حاج غلامعلی کنجکاو ،حاج احمد شریف و حاج مصطفی طوسی و بسیاری دیگر از عزیزان که نام شان لرزه بر اندام حریفان می انداخت و با آیین پهلوانی و زورخانه آشنا شدم ،لحطه ای از آموزش فن و فهم این ورزش  فرو گذار نکردم وعلاوه  بر 37 سال مربی گری و مدیریت  در باشگاه شهید حاج مهدی عراقی ،تالیفاتی را در زمینه های مختلف به سرانجام رسانیده ام از جمله کتاب هزار فن و فهم در آداب و آفات ورزش،کتاب هزار فن و هزار پند و همچنین کتاب از زبان خوراکی ها را می توان نام برد اخیرا نیز سری کتابهای جیبی تحت عنوان "تلنگر" در چند جلد را در دست تهیه دارم.کتاب قرآن کریم به زبان فارسی به خط خود از دیگر اقدامات این  بنده کمترین در اشاعه  فرهنگ دینی و درستکاری و پاک زیستن و سالم زیستن و سالم زندگی کردن بوده است که امیدوارم مقبول درگاه احدیت قرار گیرد . همچنین در سال 1386 در جهت اشاعه این ورزش در میان جوانان و خارج کردن پارک ها از تسلط معتادان برای اولین بار اقدام به برگزاری مسابقات کشتی پهلوانی و آیین های ویژه آن در حوزه جنوب شرق تهران با همکاری شهرداری منطقه 12 پارک هفده شهریور واقع در چهارراه دروازه دولاب نمودم  و در طرحی جامع در نظر داشتم آن را در نواحی مختلف پایتخت به اجرا درآورده و آنگاه از میان قهرمان نواحی مختلف ،مسابقه انتخابی برای تعیین قهرمان اصلی پایتخت را برگزار نمایم و شور و شوق و جنب و جوش در میان جوانان ایجاد کنم که با تنگ نظری و کوته بینی  مسولین وقت و استیضاح آن ها این حرکت نیمه کاره ماند که گناهش بر گردن آنها تا قیامت باقی خواهد ماند .

سخن کوتاه کنم این ورزش تنها یک ورزش مثل ورزش های مرسوم دیگر نیست در این ورزش علاوه بر آمادگی و مهارت جسمانی ،تربیت روحانی و اخلاقی و حرمت نگهداری کوچکتر نسبت به بزرگتر و حرمت نگهداری والدین و استاد و تاکید بر ابعاد مختلف آیین جوانمردی و مسولیت اجتماعی و اخلاقی و رفتاری در روح و جان ورزشکار رسوخ داده می شود.لذا شایسته است هر جوان یا میانسالی که سکان مدیریت این رشته را به دست میگیرد ،یک گروه مشورتی از پیشکسوتان این رشته را در کنار خود ساماندهی نماید تا ارزش های اصیل این ورزش به فراموشی سپرده نشود  تشکیل انجمن پیشکسوتان این رشته از واجب واجبات است.

ما به هیچ جناح و دسته و گروهی وابسته نیستیم .و نان خور هیچ صاحب قدرت و صاحب ثروتی نیستیم ما جز به قدرت بازوی خود ولطف الهی و کار و تلاش خود،راه معاش دیگری بر نگزیده ایم و مواجب بگیر دارو دسته ای نیستیم . ما را همین بس که زمام دار تنها ورزش مقدس و انسان ساز جهان هستیم و خود را خدمتگذار و حامی و خاک پای بزرگان و زحمتکشان و پیشکسوتان در اقصی نقاط کشور از دورترین شهرستان ها تا ارجمندان فراموش شده آن در تهران می دانیم.

 

با تقدیم احترام

عبدالحسین دیده ور

ادامه دارد

+ نوشته شده در  93/06/01ساعت   توسط عبدالحسین دیده ور  | 

 

نام نیک دیگران ضایع مکن                                        تا بماند نام نیکت برقرار

روز پنج شنبه 17 شوال ((مصادف با 23 مرداد )) به مناسبت روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای و هنرهای فردی مراسمی در کاخ گلستان بر پا بود تا مثل سالهای گذشته از مردانی که برای احیاء فرهنگ پهلوانی  تلاش نموده اند ، تقدیر و این روز بزرگ گرامی داشته شود اولا دست شما درد نکند.اما و صد اما و صدها افسوس و زهی تاسف که در این مراسم ،غیر از چند رییس فدراسیون قبلی و دو پهلوان،شخص دیگری از زحمتکشان این ورزش و دلسوختگان این یادگار باستانی و نیا کان حضور نداشت ؟چرا رؤسای هییت های استان ها ،مدیران زورخانه ها ،مرشد ها ،پیش کسوتان ورزش باستانی و روسای فدراسیون ها غایب بودند و در این مراسم جایشان خالی بود . از حاضرین از آقای حاج عباس حاجیان به عنوان پدر شهید تقدیر شد.از گناه دعوت نکردن از صاحبان اصلی این رشته که بگذریم اما از یک خطای بزرگ نمی توان گذشت و آن معرفی استاد حاج امیر شیرگیر بنیانگذار ورزش نوین باستانی به عنوان میهمان بود.همان استاد شیرگیری که با تلاش وی سازمان تربیت بدنی مجبور به تاسیس یک فدراسیون با بودجه کامل و جداگانه باآیین نامه های مرتبط با مسابقات کشتی های پهلوانب و زورخانه ای و هنرهای فردی گردید و تشکیلاتی با آبرو پیدا کرد و جهانی و فرا ملی شد آیا این انصاف است در خطا بودن این نوع رفتار همین بس که استاد شیرگیر به عنوان اعتراض مراسم را ترک نمود .ایشان فرمودند که صاحب خانه هستند نه میهمان ،ایشان فرمودند چرا میهمانان واقعی که همان پیشکسوتان و زحمتکشان واقعی این رشته هستند غایب اند؟ و چرا به مراسم دعوت نشده اند؟اینجا جایی برای میهمانان واقعی قایل نشده اند؟آیا نمی بایست آدمهای با فرهنگ پهلوانی در این مراسم باشند و ازآنها تجلیل به عمل آید؟ آیا شما در فدراسیون سمت دبیری نداشته اید؟و از پیشکسوتان این رشته بی خبر هستید ؟ آیا نمی بایست در این مراسم تعداد بیشتری از آنها را دعوت می نمودید و به آنها ارج و منزلت می نهادید ؟آیا باید آنها این مراسم را که مال خود آنهاست از تلویزیون تماشا کنند؟آیا باید آنها خانه نشین شده و عده ای دوست و رفیق در مراسم حاضر باشند؟آیا باید آنها فوت نمایند و آنگاه شما بیدار شوید ؟ آیا فکر کرده اید دسته گل شما بر مزار آنها چه دردی را دوا خواهد کرد ؟تو را به خدا تا آنها زنده دهستند ،آنها را دریابید آیا درست است بهه پهلوان های زنده توجهی نکدر و به دنبال پهلوانهای مرده گشت؟آیا شما هم در زمره معتقدان به این کلام هستید :

 ((پهلوان مرده را عشق است))

اگر این چنین است لطفا نام سازمان را به (فدراسیون پهلوان های مرده)تغییر دهید تا خیا همه راحت شود و ما هم تکلیف خودمان را هم بدانیم که پیشکسوت دیگر ارزش ندارد .محاسن و موی سفید ارزش ندارد و انگار در آسیاب سفید شده است!!!

سال گذشته مراسمی بزرگ و با آبرو توسط فدراسیون وقت برگذار شد که حدود 500 نفر شرکت کردند به آقای طالقانی دست مریزاد می گوییم آن مراسم را میزان مراسم امسال قرار دادم ،آن کجا و این کجا .

قرآن مجید می فرماید: "هرکس در گرو اعمال خویش است"

آقایان رییس های جوان سعی کنید کاری کنید که مثل گذشتگان نام با آبرو از خود بهجای بگذارید و نام نیک دیگران را ضایع نکنید.استاد شیرگیر احیاء کننده فرهنگ پهلوانی است نه میهمان .هنرمند دعوت شده را می توان میهمان نامید ولی صاحبخانه را میهمان نامیدن بی احترامی است .آقای رییس جوان آیا شما به یاد دارید در قبل از انقلاب چه بلاها بر سر این ورزش آورده بودند ؟آیا یادتان هست که نوجوانان در کافه ها و رستوران ها میل بازی می کردند و پاداش نقدی می گرفتند؟یا در خیابانها روی تریلی ها ورزش پهلوانی را تا حد یک ورزش نمایشی رسانده بودند؟اکنون هم توسط بعضی روسا به صورت نسنجیده و نپرسیده از استخوان خرد کرده های این رشته در کنارهای پیاده رو و یا متروهمان روش های نمایشی را به اجرا در می آورند ؟آقای رییس اگر استاد شیرگیر احیاء کننده فرهنگ پهلوانی هستند شما حداقل حمایت کننده خوبی باشید اگر شما سعادت احیا کنندگی را نداشته اید ،سعادت خوب نگهداری کردن از این سنت را از پیشکسوتان سوال کنید تا نامتان در همه دوران ها به نیکی یاد شود .اقدامات شما در این فدراسیون و این ورزش بدون توجه به ریشه های آن و پیشکسوتان به جایی نمیرسد و جز هدر دادن بودجه فایده و ثمری ندارد و در نهایت به یک ورزش توخالی از فرهنگ اصیل ملی و جوانمردی تبدیل میشود و مثل اتفاقی که در بعضی ورزش ها ی دیگر افتاده است به همان پوچی گرفتار می گردد...

عبدالحسین دیده ور

ادامه دارد

+ نوشته شده در  93/05/29ساعت   توسط عبدالحسین دیده ور  | 

دو دستگی و دو گانگی نباید  ورزش ملی ایران را به نیستی بکشاند زورخانه از یاهو عیاران خالی مانده

ورزش باستانی از هنگامی آغاز شد و شکل گرفت که مردم ایران تحت نفوذ و استیلای اعراب قرار گرفتند و در اوج اختناق که زاییده چنین موقعیت های سیاسی است راه چاره می جستند در این هنگام بود که شیفتگان آزادی و آزاد مردی زیر نام عیاران علم مخالفت با خلفای عرب را برافراشتند و با دلاوری ها و از جان گذشتن ها آنقدر ستیز کردند به حکومت انان در ایران خاتمه دادند از آن پس نام عیاران چهره کرد و این مردان آزاده به مقتضای خصلت جوانمردی و صفای باطن جدا از متش های انسانب و کو شش های مردمی راه گشای ورزش باستانی شدند و در این راه کسانی چون پهلوان خوارزمی پوریای ولی سردمدار آزادگی بودند و پس از خود علم مردی را به نامدارانی پون اکبر یزدی و جوانمرد قصاب و دیگران سپردند امروز روز ورزش باستانی رسالت خود را فراموش کرده است همانطور که ورزشکار باستانی رسالت خود را فراموش کرده است امروز خصلت ها دگرگون شده و از گذشت و صفای باطن خبری نیست و اگر هم هست مجال نمایش آن نیست پیشکسوت(زنگی)روزگاری بود که زورخانه میعاد بندگان پاک خدا و برگزیدگان راه حقیقت و مردانگی بود و گود زورخانه همچون خانه خدا حرمت داشت در آن روز اگر ورود پهلوان نامداری را با تک زنگ مرشد و صلوات زورمندان بیریا گرامی میداشتند و لقب پیشکسوت به حق کسی داده می شد امروز هر که پول بیشتری در کیسه مرشد داد پیشکسوت و پهلزان می شود چرا که ارزشها نهادهای پهلوانی بی ارزشی گراییده است چرا که بی نیازی دیگر معنایی ندارد و چرا که خود چنین می خواهیم و این ما هستیم که از پهلوانی جدا می شویم تا قهرمان بسازیم روزگاری برای پهلوان شدن باید سلسله مراتبی طی میشد به کسی پهلوان صاحب زنگ می گفتند که مدارج پهلوانی را طی کرده باشد و حالا آن که به دیناری پهلزانی خریده است هر دو زنگی می شوند .

مراسم گلریزان

یکی از پهلوانان قدیمی که در این راه موی خود را سفید کرده درباره مراسم گلریزان چنین مب گوید از سنتهای پسندیده و مردمی ورزشکاران باستانی یکی هم برگزاری مراسم گلریزان بوده اگر ورزشکاری به اصطلاح زمین می خورد به همت پیشکسوتان وسایر پهلوانان از گروهی صاحب زر دعوت میشد تا در یک روز معین به زورخانه بیایند و در جمع حاضر هر کس به فرا خور حال پولی هدیه میکرد و این پول بوسیله یکی از ریش سفیدان معتمد محل به طریقی که موجب شرمساری کمک گیرنده نباشد به او هدیه میشد این شیوه انسانی تنها شامل حال زمین خوردگان نبود این یک رابط انسانی بود این یک خودیلری مردمی بود که انجامش را پهلوانان روزگار بر عهده داشتند اما حالا آن کسی که به مدد چاقو اسمی برزبانها میگذارند اگر ار بد حادثه گرفتار نظم و قانون شد و چند صباحی را در خلوت باز داشت گذران عمر کرد وقت خلاص برایش گلریزان می کنند و این راهی نیست که رسالت پهلوانی را بشناسند.

پهلوانان قهر کرده اند

این حقیقتی است که امروزه زورخانه ها همان اماکن مقدس از هیاهوی پهلوانان خالی است گویی غبار غم فضای خانه ها را گرفته است می پرسم چرا؟پاسخم می گویند پهلوانان از خانه خود قهر کرده اند چرا که از آنها نامی نیست چرا که به آنها توجهی نمی شود و چرا که معیارهای جوانمردی و زورمندی جابجا شده است کشتی را از گود به تشک منتقل کرده اند و هر کس داعیه ای دارد در گذشته کشتی 320شگرد داشته 320 بدل در گذشته یک کشتی گیر ساعتها با حریف در تک و تاب بود و امروز آنقدر توانها فرسوده شده که دقایقی پس از اغاز مبارزه نفس ها می برد چرا این ورزش سنتی و باستانی باید بمیرد مگر در طول همین سالهای اخیر از این رهگذر کم افتخار نصیب ما شده است می پرسم چاره چیست می گویند چاره چیست می گویند چاره اسان است اینها که امروز از خانه خود قهر کرده اند اینها که روزگاری به مدد خصلت مردانگی وشرف و از روی صفای باطن در ورزش باستانی به جایی رسیده اند ایتها را دعوت کنید از اینها بخواهید تا نسل جوان را تربیت کنند اینها نه پولی می خواهند نه توقعی دارند فقط احترام می خواهند احترامی در حد یک پیشکسوت آنگاه به داوری بشینید و نتیجه کار را ببینید که پگونه کشتی این ورزش ملی دوباره اوج می گیرد

زورخانه جایگاه جوانمردان

از کم و کیف زورخانه می پرسم و اینکه حال و هوای این باشگاه های سنتی چگونه است می گویند طهران چندین زورخانه دارد که هر کدام ماهانه چقدر از سازمان ورزش می گیرند اما مگر می توان با این پول هزینه های غیر قابل اجتناب یک زورخانه را تامین کرد یک زورخانه به طور متوسط باید دو کارگر داشته باشد که حد متوسط حقوق آن چند هزارتومان باشد تعجب اور نیست هر چتد وقت یکبار شاهد تعطیل یک زورخانه می شویم بی رغبتی علاقه مندان به حرفه مرشدی نیز مزید بر علت است و فقدان مرشد واقعی درد دیگری است که زورخانه را تهدید می کند مرشدها حقوقی ندارند و حمایت نمی شوند و در این صورت است که برای کسب درامد و جلب نظر طالبان نام هر کس از در زورخانه وارد می شود برایش ضرب می گیرند تا انجا که پوست ضرب پاره می شود در پایان انعامی داشته باشند سازمان ورزشوعده می دهد که برای مرشدها حقوق و بیمه تعین خواهد کرد حتی مرشد ها  درجه بندی شدند اما تمام حرفها وعده بود و بس.

همبستگی یا نفاق؟

هنوز حرفای زیادی برای گفتن است و چه بهتر که از زبان کسی باشد که خود سالها در متن مسایل ورزش باستانی قرار دارد و نامش با ورزش باستانی همواره همراه است پای صحبت یکی از قدیمی ترین صاحبان باشگاه که در زمینه ورزش باستانی صاحب داعیه و حرفی است می نشینیم و از او می خواهیم تا به انجه که از جانب پهلوانان واقعی اظهار شد حرفهایی بیافزاید .در باشگاهی که به نام خود اوست دیدار می کنیم همچون دوران جوانی با نشاط و سرحال  می ماند و سخت در تلاش است تلاش برای برگزاری مسابقه ای بین یلان  امرووز زورخانه آنها که با گود قهر نیستند می گویند ورزش باستانی متعلق به گروه خاصی نیست  مال همه مردم  است مال کسانی است که پیرو علی (ع) هستند و مال آنها که می خواهند تربیت ایرانی داشته باشند و با خوی  وخصلت ایرانی که مطهر صفا و پاکدلی است زندگی کنند اما دریغ که زورخانه این خانه مولا به نفاق ودشمنی آلوده شده است و پیشکسوتانی که ما برایشان احترام قایلیم دارند تیشه به ریشه این میراث گرانبها می زنند نخستین وجه امتیاز یک پیشکسوت گذشت و جوانمردی است اما من شرم دارم بگویم که امروز ورزشکاران ورزش باستانی  را ادمی خودخواه می شناسند و این عیب بزرگی است .

می پرسم چند سالی است که از مسابقات پهلوانی کشور خبری نیست و بازوبند پهلوانی دیگر در بازوی گردها نمی درخشد شما که مسول ورزش باستانی کشور  هستید تعطیل این مسابقه را چگونه توجیه می کنید؟می گویند که از مشکل ها و نابسامانی ها ی ورزش باستانی سخن گفته اند ایا خود نمی داننند که عیب کار از کجاست ؟آنها نمی دانند که این خودخواهی های ما و این نفاقهای ماست که همه ارزش های مشخص و والای روحیه ورزشی را به پوچی و بی ارزشی کشانده است تا انجا که پهلوانی بی مهنی جلوه کند وقتی اجازه نمی دهند که نوجوانان و جوانان در گود خود نمایی کنند چگونه می توان انتظار داشت که مسابقات پهلوانی کشور هم برگزار شود من از همه پیشکسوتان از همه آنها که داعیه جوانمردی و سلوک دارند صمیمانه تقاضا می کنم زنگار کدورت را از دل بشویند و دست در دست یکدیگر بگذاریم تا پایه های متزلزل  ورزش باستانی را استوار کنیم  بگذاریم این مکتب ادمیت وپایمردی و جوانمردی دوباره عظمت دیرین خود را باز یابد به مولا علی سوگند که می دانم دلهای من و همه شما پاک است فقط کمی گذشت و همت .....این انتظار بزرگی است؟دست علی (ع)به همراه همه باد.....

ابزار ورزش باستانی

حرکات و روشهای ورزش باستانی که از حرکات رزمی که بوسیله گروهی جوانمردی و آزاده و مدافع بیدار دل آغاز گردید وناگریز به گودهای زورخانه برده شده اینان را به اعتبارر نام تاریخی شان عیاران،فتیان و جوانمردان می خوانند این افراد با استفاده از ابزار چوبی و سنگی و فولادی که شباهت مشخصی به آلات جنگ نداشت آمادگی کاربرد ابزار جنگی را در خود تقویت می کردند .

پوریای ولی پهلوانی افسانه ای که زمانی در مسجدی به پیرزنی بر می خورد که دعا میکند پسرش در کشتی با پوریای ولی پیروز بشود پوریای ولی در چهره یک بیگانه به پیرزن قول می دهد که پسرش حتما بر رقیب فایق خواهد آمد روز موعود پوریا خود را عمدا به زمین افکنده حریف را برنه می سازد .

 

زمین مسابقه کشتی باید مربع و کف آن با چمن نرم و کوتاه و یا زمین نرم یا قطر آن 3 تا 6 سانتیمتر باشد و عرض و طول آن نباید از8*8 متر کمتر و از 10*10 زیادتر باشد و کاملا تمییز و مسطح باشد.

اگر هر شرکت کننده تا 5 دقیقه برای مسابقه حاضر نشود باخته می شود و سه نمره بد میگیرد شروع مسابقه دو حریف در دو گوشه محوطه کشتی روبروی هم قرار می گیرتد و با سوت داور بهم نزدیک شده و فرو می گویند در پایان مسابقه پهلوان را می بوسند و ختم هر کشتی باید به دستور داور وسط و ضرب و زنگ اعلام گردد.

شرکت کنندگان باید با تنکه باستانی کشتی بگیرند رعایت بهداشت کشتی گیر هر کشتی گیر باید تنکه بخود را داشته باشد.

شرکت کنندگان قبل از وزن کشتی باید پزشک تربیت بدنی معاینه و پس از برگ سلامتی حق وزن کشتی دارند و کشتی گیران حق ندارند در وزن بالا شرکت کنند.

شرکت کنندگان باید لخت (فقط با زیر شلواری)وزن کشتی کنند فقط روز اول دو ساعت مسابقه انجام میگیرد.

مسابقه های کشتی قدری چهار وزن باستانی و پهلوانی

هدف در بهبود  و توجه ورزشخانه ها و ورزش باستانی در نتیجه فن کشتی و پیدایش پهلوانان کشتی های باستانی به دو بخش تقسیم میگردد 1-کشتی های چهار وزن قدری باستانی 2-کشتی هاس پهلوانی بدون وزن کشتی های چهار وزن قدری باستانی در هر سال در پایتخت و شهرستان ها در سه مرحله انجام می گردد :

1-کشتی های چهار وزن قدری باستانی زورخانه های پایتخت و شهرستانها.

2-کشتیها برای انتخاب بهترین پهلوان جهت شرکت در کشتی های قدری کشور از زورخانه ها و داوطلبان آزاد و بهترین پهلوانان چهار وزن باستانی کشور در هر شهرستان کشتی گیران از روی وزن به چهار دسته تقسیم می شوند

1-وزن اول تا 61 کیلو گرم ((پهلو-وزن))

2-وزن دوم تا 71 کیلو گرم ((گو-وزن))

3-وزن سوم تا 81 کیلو گرم ((گرد -وزن))

4-وزن چهارم تا 81کیلوگرم تا 91 کیلوگرم((یل –وزن))

5-یل یل وزن 91 کیلوگرم به بالا

و مدت مسابقه در کشنی های چهار وزن باستانی 10 دقیقه و اگر در هر صورت مساوی بودند یک دقیقه استراحت و سه دقیقه دیگر یازدهم مسادی بودند بلافاصله آنها  وزن کشی می شوند هر کدام سبک تر بودند برنده می شود.پل ساختن با سر و دو کف پا و پل با دو آرنج و دو کف پا و غلطیدن از کتفی به کتف دیگر و همچنین غلطیدن از حال نیمه پل از سمتی به سمت دیگر افت محسوب می شود.

هر کشتی گیر ممکن است در یک جلسه مسابقه حداکثر تا 3 کشتی مجبور شرکت گردد .فنون ممنوع گرفتن گوشت بدن با ناخن با انگشتان گرفتن گلو و بینی و خراشیدن بدن گرفتن موی سر و گوش ها و اعضای تناسلی و انگشتان پا و دست حریف ممنوع با زانو به شکم و پشت حریف فشار آوردن و هرگونه ضربه زدن گرفتن کارهای بجز از قبیل ((دم گاو-لواشک تو حلق غلط و کنده کمر شکن غلط و فشار بر خلاف جهت مفصلها و مچها و....بکلی قدغن و متخلف از همان مسابقه اخراج می شود و در مواردیکه داور تشخیص دهد عمل کشتی گیر امکان زیادی برای حریف دارد از انجام آن فن جلوگیری می کند و اگر بر اثر گرفتن فن ممنوع نصیب طرف متخلف شود پذیرفته نخواهد شد و به طور کلی اگر خطا سنگین و شدید باشد داور حق دارد متخلف را فورا از مسابقه یا کلیه مسابقات اخراج نماید. مدت مسابفه کشتی پهلوانی 35 دقیقه است به این ترتیب تقسیم می گردد 15 دقیقه کشتی 3 دقیقه استراحت مجددا فرو میگویند 10 دقیقه کشتی تمام و اگر ضمن مدت 25 دقیقه پشت یکی از دو حریف بخاک نرسد پس از 5 دقیقه  تنفس نیز مجددا فرو می کوبند 10 دقیقه دیگر انجام میابد و چنانچه غالب و مغلوب معلوم نشود اگر آخرین کشتی باشد بروز بعد موکول می شود که مجددا به طریق نام برده بالا کشتی می گیرند  و در غیر این صورت تجدید قرعه کشی با سایرین به عمل میاید پس از انجام مسابقه برندگا ن اول و دوم کشتی پهلوانی کشور علاوه بر مدال و دوم طلا حق زنگ و ضرب به نفر اول حق ضرب به نفر دوم  در مدت یکسال داده می شود و برای افتخار بیشتری به نفر اول هر سال که پهلوان آن سال در کشور محسوب شد مثل قدیم برای مدت یکسال بازوبند طلا که علامت خاص پهلوانی پایتخت بوده است اعطا میگردد و این بازوبند باید در شروع مسابقه های سال بعد به دبیرخانه فدراسیون کشتی پهلوانی تسلیم گردد و چنانچه پهلوانی توانست سه سال متوالی مقام پهلوانی اول کشور را حفظ کند برای تمام عمر حق ضرب زنگ دارد و بازوبند خهت شرف خانوادگی باو اعطا خواهد شد و حق سفره پهلوانی تا پایان عمر داده خواهد شد در مسلک پهلوانی تواضع شجاعت اخلاقی و پرهیزکاری از اهم واجبات است اگر خدایی ناخواسته پهلوان صاحب مقام پهلوانی واجبات را از دست دهد یعنی حرکتی خلاف مسلک از آنها ناشی شود با نظر هییت ورزشهای باستانی علاوه بر خلع مقام با صدور اعلامیه از فدراسیون کشتی باستانی و ورزشهای باستانی برای مدت محدود یا همیشه نسبت به بزه ای که مرتکب شد ه طرد خواهد شد....

 

+ نوشته شده در  91/03/21ساعت   توسط عبدالحسین دیده ور  |